Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
special symbol
نماد ویژه
Other Matches
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
symbol
نماد
symbolism
نماد
symbolist
نماد ساز
symbolization
نماد اوری
status symbol
نماد منزلت
symbolization
نماد پردازی
symbology
نماد شناسی
terminal symbol
نماد پایانی
division sign
نماد تقسیم
status symbols
نماد منزلت
variable symbol
نماد متغییر
universal symbol
نماد همگانی
special symbol
نماد خاص
ikons
نماد تصویری
distinguished symbol
نماد متمایز
logic symbol
نماد منطقی
metasymbol
فوق نماد
mnemonic symbol
نماد حفظی
notate
نماد کردن
phallic symbol
نماد قضیب
icons
نماد تصویری
icon
نماد تصویری
asymbolia
نماد پریشی
curved design
نماد گردان
authority symbol
نماد قدرت
mother figures
مادر- نماد
father figure
پدر- نماد
mother figure
مادر- نماد
notation
نماد سازی
tracking symbol
نماد پیگردی
phalluses
نماد قضیب
phallus
نماد قضیب
phalli
نماد قضیب
notations
نماد سازی
father figures
پدر- نماد
abstract symbol
نماد بی مسما
crutch
نماد عصا
father imago
پدر- نماد
punctuation symbol
نماد نقطه گذاری
symbol digit test
ازمون نماد- رقم
crowned design
نماد تاج دار
flowchart symbol
نماد نمودار گردشی
nonterminal symbol
نماد غیر پایانی
flowchapt symbol
نماد روند نما
terminating symbol
نماد پایان بخش
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
kahn's test of symbol arrangement
ازمون نماد ارایی کان
predefined process symbol
نماد فرایند از پیش تعریف شده
simurg
سیمرغ
[نماد سمبلی مرغ آتش]
differential
نماد متغیر انتگرال گیری
[ریاضی]
Liberty
[مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
lamp
قندیل
[این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
extra special
ویژه
express
ویژه
special character
ویژه
idiocrasy
ویژه
particulars
ویژه
extra
<adj.>
ویژه
net
ویژه
nets
ویژه
priviege
حق ویژه
prerogative
حق ویژه
prerogatives
حق ویژه
special
<adj.>
ویژه
special
ویژه
nett
ویژه
paticular
ویژه
expert
ویژه گر
specific
ویژه
experts
ویژه گر
specially
ویژه
specifics
ویژه
privilege
حق ویژه
peculiar
ویژه
specific humidity
نم ویژه
adhoc
ویژه
expressed
ویژه
expresses
ویژه
expressing
ویژه
particular
ویژه
specialist
ویژه گر
specialists
ویژه گر
bylaw
قانون ویژه
life guard
هنگ ویژه
body guard
هنگ ویژه
byelaw
قانون ویژه
specific gravity
گرانی ویژه
idiom
زبان ویژه
idiom
تعبیر ویژه
idioms
زبان ویژه
idioms
تعبیر ویژه
net profit
سود ویژه
monocular
ویژه یک چشم
monkish
ویژه راهبان
acoustician
ویژه گر اواشنود
cariologist
ویژه گر قلب
lacrimal
ویژه اشک
eigenfunction
ویژه تابع
eigenvalue
ویژه مقدار
electrical resistivity
مقاومت ویژه
endemical
ویژه یک قوم
equity capital
ارزش ویژه
habiliments
جامه ویژه
gastronomist
ویژه گرخوراک
favourite or vor
ویژه مخصوص
ecotype
بوم ویژه
conizance
نشان ویژه
labeled cargo
کالای ویژه
lachrymal
ویژه اشک
kink
ویژه گی فرریز
characteristic function
ویژه تابع
specific resistance
مقاومت ویژه
characteristic number
ویژه مقدار
characteristic root
ویژه مقدار
indicium
نشانه ویژه
proper value
ویژه مقدار
extra equipment
متعلقات ویژه
specific lattice
شبکه ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
specific heat
دمای ویژه
specific heat
گرمای ویژه
specific drawdown
افت ویژه
specific donor
دهنده ویژه
specific cost
هزینه ویژه
species specific
نوع- ویژه
special verdict
تصمیم ویژه
specific rotation
چرخش ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
علاقه ویژه
extraordinary meeting
نشست ویژه
special session
نشست ویژه
special effects
جلوههای ویژه
speleologist
ویژه گر غارشناسی
specific yield
ابدهی ویژه
specific weight
وزن ویژه
specific weight
سنگینی ویژه
specific volume
حجم ویژه
specific viscosity
گرانروی ویژه
special passport
پاسپورت ویژه
special party
گروه ویژه
special duty
کار ویژه
resistivity
مقاومت ویژه
relative density
گرانی ویژه
regiospecific
جهت ویژه
quantum state
ویژه حالت
proper volume
ویژه حجم
proper function
ویژه تابع
prerogatived
دارای حق ویژه
preceptorial
ویژه اموزگاری
praetorian guard
گارد ویژه
penologist
ویژه گر کیفرشناسی
special drawing rights
حق برداشت ویژه
special drawing right
حق برداشت ویژه
special deposits
سپردههای ویژه
special character
دخشه ویژه
special case
مورد ویژه
special bastard
حرامزاده ویژه
special agreement
قرارداد ویژه
singular matrix
ماتریس ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
self weight
ویژه وزن
particular lien
حق حبس ویژه
specific gravities
گرانی ویژه
experts
ویژه کار
monographs
ویژه نگاشت
stalling
لژ جایگاه ویژه
stall
لژ جایگاه ویژه
juveniles
ویژه نو جوانان
specialist
ویژه کار
specialists
ویژه کار
version
شرح ویژه
versions
شرح ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
zoologist
ویژه گرجانورشناسی
specialty
ویژه گری
morbid
ویژه ناخوشی
standing order
اوامر ویژه
standing orders
اوامر ویژه
characteristic
نشان ویژه
characteristically
نشان ویژه
monograph
ویژه نگاشت
juvenile
ویژه نو جوانان
expert
ویژه کار
lineaments
نشان ویژه
dead weight
ویژه وزن
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
physiologists
ویژه گر فیزیولوژی
physiologist
ویژه گر فیزیولوژی
lineament
نشان ویژه
specialities
ویژه گری
speciality
ویژه گری
dead weights
ویژه وزن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com