Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (4 milliseconds)
English
Persian
peer
نمایان شدن بنظررسیدن
peered
نمایان شدن بنظررسیدن
peering
نمایان شدن بنظررسیدن
Other Matches
sensible
نمایان
ostensible
نمایان
salient
نمایان
visible
نمایان
seeming
نمایان
detection
نمایان سازی
rousing
نمایان رایج
egregious
برجسته نمایان
dominant
نمایان عمده
feats
فتح نمایان
feat
فتح نمایان
standaway
نمایان بر بدن
gallery hit or stroke
ضربه یاضربت نمایان
gest
کار نمایان هم صحبت
geste
کار نمایان هم صحبت
he smells of oil
اثارمطالعه از او نمایان است
libration of the moon
جنبش نمایان ماه
sensibly
بطور نمایان یا محسوس
visible
نمایان قابل رویت
bubble horizon
افق نمایان از زیر ابر
detect
کشف کردن نمایان ساختن
detects
کشف کردن نمایان ساختن
detecting
کشف کردن نمایان ساختن
detected
کشف کردن نمایان ساختن
actimeter
نمایان ساز
[جنبش بدن]
indicate
نمایان ساختن اشاره کردن بر
indicated
نمایان ساختن اشاره کردن بر
indicates
نمایان ساختن اشاره کردن بر
featured
نمایان کردن بطوربرجسته نشان دادن
features
نمایان کردن بطوربرجسته نشان دادن
relictoin
پایین رفتن اب و نمایان شدن زیر اب
inartistically
بی انکه نشان هنراز ان نمایان باشد
feature
نمایان کردن بطوربرجسته نشان دادن
NCR paper
نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود
featuring
نمایان کردن بطوربرجسته نشان دادن
parpen
سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
libration
جنبش ترازویی و حرکت موازنهای جنبش نمایان ماه
molif
شکل نمایان شکل عمده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com