English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
public amnsement نمایشگاه عمومی
Search result with all words
toll حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
Other Matches
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
fairer نمایشگاه
fairest نمایشگاه
fairs نمایشگاه
show room نمایشگاه
fair نمایشگاه
exhibition نمایشگاه
showplaces نمایشگاه
showplace نمایشگاه
exhibitions نمایشگاه
playhouse نمایشگاه
playhouses نمایشگاه
fair نمایشگاه کالا
fairs نمایشگاه کالا
pavilions غرفه نمایشگاه
penny gaff نمایشگاه ارزان
pavilion غرفه نمایشگاه
odeum نوازشگاه یا نمایشگاه
fairest نمایشگاه کالا
trade fair نمایشگاه تجاری
fairer نمایشگاه کالا
trade fair نمایشگاه بازرگانی
trade fairs نمایشگاه تجاری
trade fairs نمایشگاه بازرگانی
stagy درخور نمایشگاه
expositions عرضه نمایشگاه
exposition عرضه نمایشگاه
showrooms نمایشگاه کالا
exhibition building ساختمان نمایشگاه
festival of rug نمایشگاه فرش
menageries نمایشگاه جانوران
showroom نمایشگاه کالا
showroom سالن نمایشگاه
menagerie نمایشگاه جانوران
showrooms سالن نمایشگاه
exhibitions نمایشگاه حقوق تقاعد
exhibition نمایشگاه حقوق تقاعد
operating theatre نمایشگاه عمل جراحی
carpet showroom نمایشگاه و غرفه فرش
operating theatres نمایشگاه عمل جراحی
terrarium نمایشگاه جانوران خشکی
aquariums نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
galleries نقب اصلی نمایشگاه هنری
amphitheatre تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
amphitheatres تاتر یا نمایشگاه بیضوی شکل
aquarium نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquaria نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
overseas trade fair نمایشگاه بین المللی بازرگانی
gallery نقب اصلی نمایشگاه هنری
There was no end of visitors at the fair. تا دلت بخواهد در نمایشگاه آدم بود
stallage حق نصب غرفه و کیوسک دربازار یا نمایشگاه کالا
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
panopticon نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
comdex نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
common user عمومی
wider عمومی
wide عمومی
generic عمومی
popular عمومی
widest عمومی
ecumenic عمومی
outline خط عمومی
rife عمومی
hackneyed عمومی
general porpose عمومی
oecumenical عمومی
the public voice عمومی
commoners عمومی
commoners :عمومی
universal عمومی
common :عمومی
common عمومی
general عمومی
outlining خط عمومی
outlines خط عمومی
overt عمومی
outlined خط عمومی
generals عمومی
commonest :عمومی
commonest عمومی
public عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
general assembly مجمع عمومی
state property اموال عمومی
social good کالاهای عمومی
general amnesty عفو عمومی
general depot امادگاه عمومی
general cargo بار عمومی
general concepts تدبیر عمومی
general depot انبار عمومی
general damage خسارت عمومی
reason of state مصالح عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
general act سند عمومی
vogue عمومی ورایج
cameralistic science مالیه عمومی
central war جنگ عمومی
checkup معاینه عمومی
collective call sign معرف عمومی
bath-house حمام عمومی
common grid شبکه عمومی
common hardware قطعات عمومی
common items قطعات عمومی
alameda گردشگاه عمومی
public baths استخر عمومی
baths استخر عمومی
common labour کارگر عمومی
common language زبان عمومی
common nuisance اضرار عمومی
encyclic عمومی دوری
folkway طرزفکر عمومی
folkway احساسات عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
g/a خسارت عمومی
general requirements نیازهای عمومی
GHQ ستاد عمومی
prosecture وکیل عمومی
common parts قطعات عمومی
common purse وجوه عمومی
common user خدمات عمومی
common user items اقلام عمومی
comulative action اثر عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
general ability توانایی عمومی
general education اموزش عمومی
public ownership مالکیت عمومی
public policy سیاست عمومی
public benefits منافع عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public cost هزینه عمومی
public debt قرضه عمومی
public decency عفت عمومی
public deposits سپردههای عمومی
public domain خط مشی عمومی
public affairs روابط عمومی
public a وکیل عمومی
open court محکمه عمومی
public services خدمات عمومی
public servant مستخدم عمومی
public property مال عمومی
pissoir مستراح عمومی
plaza میدان عمومی
potlatch جشن عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public law حقوق عمومی
public library کتابخانه عمومی
public network شبکه عمومی
public order نظم عمومی
public interest نفع عمومی
public place مکان عمومی
public place محل عمومی
public finance مالیه عمومی
public goods کالاهای عمومی
public image تصور عمومی
public information اطلاعات عمومی
public institutions موسسات عمومی
public interest منافع عمومی
official submission مناقصه عمومی
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
general outpost پاسدار عمومی
rule of thumb قانون عمومی
respublica رفاه عمومی
records depository بایگانی عمومی
general paralysis فلج عمومی
general paresis فلج عمومی
general plan نقشه عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general factor عامل عمومی
general grant کمک عمومی
public enterprises موسسات عمومی
general intelligence هوش عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general meeting جلسه عمومی
general meeting مجمع عمومی
general message پیام عمومی
quasi public نیمه عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general tariff تعرفه عمومی
general theory نظریه عمومی
general welfare رفاه عمومی
public welfare رفاه عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
mass poverty فقر عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
general support پشتیبانی عمومی
general supplies اماد عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com