Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (9 milliseconds)
English
Persian
gain score
نمره افزوده
Search result with all words
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
Other Matches
accessional
افزوده
given in
افزوده
adjunct
افزوده
adjuncts
افزوده
gain
افزوده
gained
افزوده
gains
افزوده
added
افزوده
additional
افزوده
increments
افزوده
increment
افزوده
annexed
افزوده
addend
افزوده
accrues
افزوده شدن
value added
ارزش افزوده
accruing
افزوده شدن
additive
افزاینده افزوده
paragogic
افزوده الحاقی
paragoge
حرف افزوده
accrue
افزوده شدن
intercalary
اضافی افزوده
additives
افزاینده افزوده
assigned
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
allocated
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
allotted
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
voice-overs
سخنان افزوده
attached
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
voice-over
سخنان افزوده
add on
افزوده شده
added value
ارزش افزوده
an interpolated verse
شعر افزوده
boosted b voltage
ولتاژ افزوده ب
excess length
طول افزوده شده
value added tax
مالیات ارزش افزوده
value-added tax
مالیات ارزش افزوده
vat
مالیات بر ارزش افزوده
value-added tax
مالیات بر ارزش افزوده
vats
مالیات بر ارزش افزوده
value added tax
مالیات بر ارزش افزوده
ohm additive
افزوده های روغنی
value added taxation
مالیات بر ارزش افزوده
value added concept
مفهوم ارزش افزوده
marks
نمره
numeral
نمره
t score
نمره T
score
نمره
thread fineness
نمره نخ
scores
نمره
scored
نمره
yarn count
نمره نخ
numerals
نمره
grades
نمره
mark
نمره
grade
نمره
he has none the wiser
چیزی براطلاعتش افزوده نشد
sigma score
نمره معیار
deviation score
نمره انحراف
percentile score
نمره صدکی
raw score
نمره خام
error score
نمره خطا
evaluation score
نمره ارزیابی
evaluation score
نمره ازمایش
standard score
نمره معیار
test score
نمره ازمون
lie score
نمره دروغگویی
ipsative score
نمره نسبی
main score
نمره اصلی
gross score
نمره خام
test value
نمره ازمون
grader
نمره گذار
grade score
نمره کلاسی
real score
نمره واقعی
stanine score
نمره نه بخشی
time score
نمره زمانی
total score
نمره کامل
true score
نمره حقیقی
unweighted score
نمره غیروزنی
graphic score
نمره نگارهای
weighted score
نمره وزنی
derived score
نمره اشتقاقی
score
نمره اوردن
number
نمره شمردن
numbers
نمره شمردن
scoring
نمره گذاری
grading
نمره گذاری
numbers
نمره دادن به
score
چوب خط نمره
grade
نمره دادن
grades
نمره دادن
numbering
نمره زنی
accuracy score
نمره دقت
conduct grade
نمره انضباط
scores
چوب خط نمره
scored
نمره اوردن
composite score
نمره مرکب
number
نمره دادن به
scored
چوب خط نمره
additional score
نمره اضافی
graded
نمره دار
scores
نمره اوردن
epexegesis
کلمات افزوده شده برای توضیح
feeding storm
طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
her courage did accrue
برجراتش افزوده گشت جراتش زیادشد
scoring key
کلید نمره گذاری
standardized score
نمره بهنجار شده
subjective scoring
نمره گذاری ذهنی
The car had no licence ( number ) plate .
اتوموبیل بی نمره بود
transmuted score
نمره تبدیل شده
point
نمره درس پوان
conspect reliability
پایایی نمره گذاران
corrected score
نمره اصلاح شده
observed score
نمره مشاهده شده
normalized score
نمره هنجار شده
configural scoring
نمره گذاری طرحی
differential scoring
نمره گذاری افتراقی
shirt-tail
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
shirt-tails
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
pages
صفحات را نمره گذاری کردن
telephone dial
صفحه نمره گیر تلفن
page
صفحات را نمره گذاری کردن
mark
نمره گذاری کردن علامت
marks
نمره گذاری کردن علامت
paged
صفحات را نمره گذاری کردن
predicted score
نمره پیش بینی شده
parity
بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
progressive rebate
تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
relocation
کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
The police officer took down the car number .
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
annual average score
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
I give you full marks for that .
نمره ات بیست است ! ( آفرین و مرحبا )
mallet goal
نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
The shoes are a size too big for my feet.
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
outpoint
سبقت گرفتن پوان یا نمره بیشتر اوردن از
scores
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
yarn sorting
دسته بندی نخ
[بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
scored
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
padding
حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
pad character
حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
stirling cycle
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
margin cost
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
metal deactivator
مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
dialled
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
self-
که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
shake bottle
بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
v ring
تصویر شکاف درجه تفنگ روی خال سیاه هدف برای نمره دادن به تیراندازی
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
redundancy
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancies
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
registers
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
register
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registering
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
noisy mode
سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
hash
سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
Mercerization
مرسیزاسیون
[این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
user
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com