Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
acquit
نمودن برائت
acquits
نمودن برائت
acquitting
نمودن برائت
Other Matches
guiltlessness
برائت
exculpation
برائت
acquittance
برائت
quietus
برائت
quittance
برائت
clean handedness
برائت
compurgation
برائت
innocency
برائت
exonertion
برائت
guiltlessly
برائت
absolution
برائت
quietus
پاکی برائت
purgation
برائت جستن
presumption of clearance
اصل برائت
purgation
تنقیه برائت
innocence
پاکی برائت
presumption of innocence
اصل برائت
quittance
برائت ذمه
clearance from obligation
برائت ذمه
acquittals
حکم برائت
acquittal
حکم برائت
acquittal
برائت ذمه
everybody is presumed innocent
اصل بر برائت است
acquittals
برائت ذمه رو سفیدی
order of discharge
حکم برائت ذمه
The presumption of innocence applies.
فرض برائت صدق می کند.
presumption of clearance
فرض برائت درامور مدنی
presumption of innocence
فرض برائت درامور جزائی
everybody is presumed
obligation any of free فرض بر برائت است
release
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
releases
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
released
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
dost
نمودن
seemed
نمودن
animalize
نمودن
animadvert
نمودن
dont
نمودن
seems
نمودن
shows
نمودن
abstract
نمودن
abstracting
نمودن
showŠetc
نمودن
show
نمودن
abstracts
نمودن
showed
نمودن
to gain any ones ear
نمودن
seem
نمودن
doubled up
مضاعف نمودن
accommodated
تطبیق نمودن
impeaches
احضار نمودن
impeached
احضار نمودن
accommodate
تطبیق نمودن
sketch
رسم نمودن
impeach
احضار نمودن
sketched
رسم نمودن
dusk
تاریک نمودن
catered
فراهم نمودن
catering
فراهم نمودن
caters
فراهم نمودن
sending
ارسال نمودن
sketches
رسم نمودن
send
ارسال نمودن
friend
یاری نمودن
friends
یاری نمودن
impeaching
احضار نمودن
doubled
مضاعف نمودن
sends
ارسال نمودن
abates
رفع نمودن
affixing
اضافه نمودن
affixes
اضافه نمودن
abate
رفع نمودن
abated
رفع نمودن
affixed
اضافه نمودن
abating
رفع نمودن
install
منصوب نمودن
installing
منصوب نمودن
double
مضاعف نمودن
accommodates
تطبیق نمودن
misrepresentation
بد ارائه نمودن
installs
منصوب نمودن
curtail
مختصر نمودن
curtailed
مختصر نمودن
curtailing
مختصر نمودن
curtails
مختصر نمودن
affix
اضافه نمودن
cater
فراهم نمودن
indorsation
تصویب نمودن
adjust
تسویه نمودن
adjust
تصفیه نمودن
plot
رسم نمودن
plots
رسم نمودن
plotted
رسم نمودن
account
محاسبه نمودن
digitizing
دیجیتالی نمودن
depilate
ازاله مو نمودن از
instal
منصوب نمودن
microjustification
ریزتراز نمودن
to humble oneself
افتادگی نمودن
stock piling
ذخیره نمودن
sum
خلاصه نمودن
fill up
خاکریزی نمودن
numeralization
عددی نمودن
waive
اغماض نمودن
waived
اغماض نمودن
waives
اغماض نمودن
sums
خلاصه نمودن
imprison
حبس نمودن
imprisoning
حبس نمودن
imprisons
حبس نمودن
authorise
مجاز نمودن
assimilatc
مقایسه نمودن
arraign
احضار نمودن
anneal
بادوام نمودن
dissociate
تفکیک نمودن
dissociates
تفکیک نمودن
dissociating
تفکیک نمودن
mirroring
معکوس نمودن
standardizing
استاندارد نمودن
standardised
استاندارد نمودن
sorting
مرتب نمودن
standardises
استاندارد نمودن
standardising
استاندارد نمودن
standardize
استاندارد نمودن
standardizes
استاندارد نمودن
credit insurance
بیمه نمودن اعتبار
cornering the market
قبضه نمودن بازار
anticlimax
بیان قهقرایی نمودن
brutalization
حیوان صفت نمودن
bestialize
جانور خوی نمودن
price fixing
ثابت نمودن قیمت
frequency stabilization
پایدار نمودن فرکانس
pontify
خودرا مقدس نمودن
accoutre
با تجهیزات اماده نمودن
magnetic tape sorting
مرتب نمودن با نوارمغناطیسی
sign a waiver
قبول اغماض نمودن
reciprocate
مقابله به مثل نمودن
reciprocates
مقابله به مثل نمودن
reciprocated
مقابله به مثل نمودن
decipher
کشف رمز نمودن
receipts
اعلام وصول نمودن
index
اندکس فهرست نمودن
indexed
اندکس فهرست نمودن
committing
متعهدبانجام امری نمودن
committed
متعهدبانجام امری نمودن
commits
متعهدبانجام امری نمودن
anticlimaxes
بیان قهقرایی نمودن
indexes
اندکس فهرست نمودن
compass
مدارچیزی راکامل نمودن
deciphers
کشف رمز نمودن
receipt
اعلام وصول نمودن
deciphered
کشف رمز نمودن
hedge
کسب مصونیت نمودن
hedged
کسب مصونیت نمودن
commit
متعهدبانجام امری نمودن
hedges
کسب مصونیت نمودن
bash
دست پاچه نمودن
rebuilds
تجدید بنا نمودن
bashed
دست پاچه نمودن
rebuild
تجدید بنا نمودن
bashes
دست پاچه نمودن
bashing
دست پاچه نمودن
immerses
غوطه ور کردن شناور نمودن
adjusting
تسویه نمودن مطابق کردن
immersed
غوطه ور کردن شناور نمودن
adjusts
تسویه نمودن مطابق کردن
adjusts
تصفیه نمودن تنظیم کردن
immerse
غوطه ور کردن شناور نمودن
disinfest
حشرات موذی را دفع نمودن
depone
عزل نمودن گواهی دادن
comparmentalize
به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
brassage
هزینه مشکوک نمودن شمش
adjusting
تصفیه نمودن تنظیم کردن
glamorizing
فریبا نمودن طلسم کردن
supply
تامین موجودی عرضه نمودن
supplying
تامین موجودی عرضه نمودن
to be i. with an idea
فکری در کسی تاثیر نمودن
suppliers rating
درجه بندی نمودن فروشنده ها
condition
شرط نمودن شایسته کردن
palpate
لمس کردن امتحان نمودن
to something against risk
چیزی را از خطر حفظ نمودن
japanize
بسبک ژاپونی تزئین نمودن
instate
برقرار کردن منصوب نمودن
texture
دارای بافت ویژهای نمودن
textures
دارای بافت ویژهای نمودن
glamorization
پر زرق و برق و فریبا نمودن
find and replace
پیدا کردن و جایگزین نمودن
supplied
تامین موجودی عرضه نمودن
delineated
ترسیم نمودن معین کردن
extrapolating
قیاس کردن استقراء نمودن
zapping
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapped
پاک نمودن قسمتی از برنامه
glamorised
فریبا نمودن طلسم کردن
zap
پاک نمودن قسمتی از برنامه
annihilates
از بین بردن خنثی نمودن
annihilating
از بین بردن خنثی نمودن
depose
عزل نمودن خلع کردن
deposes
عزل نمودن خلع کردن
deposing
عزل نمودن خلع کردن
glamorize
فریبا نمودن طلسم کردن
glamorising
فریبا نمودن طلسم کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com