Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (38 milliseconds)
English
Persian
sampling
نمونه برداری مزه کردن
Search result with all words
sample
نمونه برداری کردن
sampled
نمونه برداری کردن
Other Matches
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sampling
نمونه برداری
samplery
نمونه برداری
biased sampling
نمونه برداری غیرتصادفی
core drilling
نمونه برداری با مته
bottle silt sampler
نمونه برداری با بطری
split spoon
قاشق نمونه برداری
sampling rate
نرخ نمونه برداری
auger
مته نمونه برداری
polling list
سیاهه نمونه برداری
bed load sampling
نمونه برداری از بار کف
autopolling
خود نمونه برداری
sampling in motion
نمونه برداری در حال انتقال
acceptance sampling
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
nodes
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
node
محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
aliasing
اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
xerography
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
sample
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
hectograph
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
to pattern out
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
standarize
با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
proofread
نمونه خوانی کردن
proofreading
نمونه خوانی کردن
proofreads
نمونه خوانی کردن
utilising
بهره برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
tap
بهره برداری کردن از
tapped
بهره برداری کردن از
utilize
بهره برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
utilised
بهره برداری کردن
mapping
نقشه برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
exploits
بهره برداری کردن از
defraud
کلاه برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
exploiting
بهره برداری کردن از
defrauding
کلاه برداری کردن
defrauds
کلاه برداری کردن
exploit
بهره برداری کردن از
safing
چاشنی برداری کردن
unveil
نمودار کردن پرده برداری
unveiled
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
unveils
نمودار کردن پرده برداری
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
paragons
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragon
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancies
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copied
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
modelled
نمونه
paragon
نمونه
paragons
نمونه
strickle
نمونه
model
نمونه
modeled
نمونه
sampled
نمونه
schema
نمونه
module
نمونه
modules
نمونه
sampling
نمونه
specimen
نمونه
specimens
نمونه
calligraph
نمونه
exemplars
نمونه
exemplar
نمونه
copying
نمونه
copy
نمونه
copies
نمونه
copied
نمونه
breadboard
نمونه
example
نمونه
examples
نمونه
forme
نمونه
foretype
نمونه
ensample
نمونه
copyslip
نمونه
format
نمونه
formats
نمونه
models
نمونه
representative
نمونه
paradigms
نمونه
type
نمونه
typed
نمونه
paradigm
نمونه
types
نمونه
precedent
نمونه
representatives
نمونه
precedents
نمونه
instances
نمونه
instance
نمونه
progenitors
نمونه
progenitor
نمونه
sample
نمونه
patterns
نمونه
schemata
نمونه
typicalness
نمونه
pattern
نمونه
vectors
برداری
vector
برداری
decerebration
مخ برداری
embodiment
در برداری
typical
یک نمونه بارز
exemplum
مثال نمونه
emulator
نمونه ساز
standard
نمونه قانونی
core sample
نمونه استوانهای
sample
نمونه قراردادن
foretype
نمونه قبلی
exemplarily
بطور نمونه
emulation
نمونه سازی
for example
برای نمونه
exemplification
نمونه اوری
polled
نمونه برداشتن
polls
نمونه برداشتن
coring
نمونه گیری
poll
نمونه برداشتن
standards
نمونه قانونی
sample
نمونه کالا
prototypes
نمونه اولیه
prototypes
نمونه نخستین
prototypes
نمونه ازمایشی
test model
نمونه ی ازمایش
type of use
نمونه کاربرد
prototype
نمونه ازمایشی
sampler
نمونه بردار
samplers
نمونه بردار
typical
نمونه نوعی
per sample
طبق نمونه
prototype
نمونه اولیه
prototype
نمونه نخستین
sampled
نمونه قراردادن
breadboard
نمونه تابلویی
modeling
نمونه سازی
by the square
مطابق نمونه
sampled
نمونه گرفتن
sampled
واحد نمونه
sampling
نمونه گیری
biased sample
نمونه سودار
sampled
نمونه کالا
archetype
نمونه اولیه
archetypes
نمونه اولیه
cell
فرف نمونه
cells
فرف نمونه
sample size
بزرگی نمونه
sight form
نمونه رصد
specimen signature
نمونه امضاء
unknown sample
نمونه مجهول
typification
تعیین نمونه
typicality
نمونه علامت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com