English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
typicality نمونه علامت
Other Matches
modules اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
module اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
acceptance sampling نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sample نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampling نمونه گیری برداشت نمونه
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
undisturbed sample نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
modelled نمونه
types نمونه
sampled نمونه
strickle نمونه
examples نمونه
precedent نمونه
precedents نمونه
typed نمونه
type نمونه
models نمونه
sample نمونه
example نمونه
patterns نمونه
pattern نمونه
typicalness نمونه
instances نمونه
progenitor نمونه
progenitors نمونه
instance نمونه
representatives نمونه
representative نمونه
schema نمونه
schemata نمونه
paradigms نمونه
paradigm نمونه
ensample نمونه
specimens نمونه
modules نمونه
module نمونه
copying نمونه
foretype نمونه
copy نمونه
paragons نمونه
forme نمونه
paragon نمونه
copied نمونه
copies نمونه
specimen نمونه
sampling نمونه
model نمونه
breadboard نمونه
calligraph نمونه
copyslip نمونه
exemplar نمونه
format نمونه
modeled نمونه
formats نمونه
exemplars نمونه
foretype نمونه قبلی
exemplum مثال نمونه
for example برای نمونه
breadboard نمونه تابلویی
typical sample نمونه نوعی
vial شیشه نمونه
samples نمونه کالا
by the square مطابق نمونه
test specimen نمونه ازمایش
typical galaxy کهکشان نمونه
test specimen نمونه ی ازمایش
cells فرف نمونه
typal شبیه نمونه
sampler نمونه بردار
samplers نمونه بردار
g نمونه معیار
exemplification نمونه اوری
exemplarily بطور نمونه
prototypes نمونه ازمایشی
prototypes نمونه نخستین
test specimen نمونه ازمایشی
prototype نمونه ازمایشی
prototype نمونه نخستین
prototype نمونه اولیه
typical نمونه نوعی
typical یک نمونه بارز
tokenism نمونه نمایی
work sample نمونه کار
typify نمونه دادن
emulator نمونه ساز
prototypes نمونه اولیه
biased sample نمونه سودار
emulation نمونه سازی
typification تعیین نمونه
coring نمونه گیری
unknown sample نمونه مجهول
core sample نمونه استوانهای
cell فرف نمونه
archetypes نمونه اولیه
archetype نمونه اولیه
tokenism نمونه کاری
holotype نمونه شاخص
probability sample نمونه احتمالاتی
sample size بزرگی نمونه
typifying نمونه بودن
typifying نمونه دادن
typify نمونه بودن
pilot production تولید نمونه
modeling نمونه سازی
typifies نمونه بودن
typifies نمونه دادن
typified نمونه بودن
pilot plant کارخانه نمونه
typified نمونه دادن
pilot plant کارگاه نمونه
sample size حجم نمونه
sample distribution توزیع نمونه
sample data داده نمونه
prototyping ساخت یک نمونه
quota sample نمونه سهمیه
standard نمونه قانونی
standards نمونه قانونی
random sample نمونه تصادفی
reference pilot نمونه مرجع
protoplast نمونه اصل
representative sample نمونه معرف
sample cell فرف نمونه
samplery نمونه برداری
pilot model نمونه ازمایشی
phony مدل یا نمونه
parables قیاس نمونه
pattern making نمونه سازی
parable قیاس نمونه
gauged سنجیدن نمونه
ladle samble نمونه پاتیل
test model نمونه ی ازمایش
test piece نمونه ازمایشی
test piece نمونه ازمایش
pieces سکه نمونه
demo نمونه نمایشی
gauge سنجیدن نمونه
samplery نمونه گیری
screamer نمونه بسیارخوب
sight form نمونه رصد
portfolio نمونه محصول
specimen signature نمونه امضاء
sampling نمونه گیری
sampling نمونه برداری
free sample نمونه مجانی
gauges سنجیدن نمونه
piece سکه نمونه
sample نمونه قراردادن
surveys نمونه گیری
type of use نمونه کاربرد
surveyed نمونه گیری
sampled نمونه کالا
sampled نمونه گرفتن
patterning نمونه سازی
sampled نمونه قراردادن
models نمونه اصلی
sampled واحد نمونه
sample نمونه کالا
copy نمونه ساختن
model نمونه اصلی
polls نمونه برداشتن
copying نمونه ساختن
sample نمونه گرفتن
copied نمونه ساختن
per sample طبق نمونه
copies نمونه ساختن
survey نمونه گیری
modeled نمونه اصلی
polled نمونه برداشتن
sample واحد نمونه
poll نمونه برداشتن
modelled نمونه اصلی
test town شهرمورد نمونه گیری
split spoon قاشق نمونه برداری
split ring فنر نمونه گیر
sample نمونه برداری کردن
nonrandom sample نمونه غیر تصادفی
classics مطابق بهترین نمونه
exemplary ستوده نمونه وسرمشق
fractional sampling نمونه گیری مکانیکی
leading case نمونه یاسابقه قضائی
locus classicus عبارت نمونه ادبی
tensile test specimen نمونه ازمایش کشش
tensile test specimen نمونه ازمون کششی
tensile test piece نمونه ازمون کششی
mock up مدل جنگی نمونه
mock up نمونه نمایشی کالا
sampled نمونه برداری کردن
representative consumer مصرف کننده نمونه
stratified sampling نمونه گیری لایهای
classic مطابق بهترین نمونه
blood sample واحد نمونه خون
model نمونه قرار دادن
polling list سیاهه نمونه برداری
modeled نمونه قرار دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com