Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
stratified sampling
نمونه گیری لایهای
Search result with all words
stratified random sampling
نمونه گیری لایهای تصادفی
Other Matches
module
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
layers
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layer
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
sampling
نمونه گیری
coring
نمونه گیری
surveyed
نمونه گیری
samplery
نمونه گیری
survey
نمونه گیری
surveys
نمونه گیری
proof sheet
نمونه غلط گیری
time sampling
نمونه گیری زمانی
domal sampling
نمونه گیری خانواری
sampling distribution
توزیع نمونه گیری
double sampling
نمونه گیری چندگانه
accumulative sampling
نمونه گیری پیاپی
behavior sampling
نمونه گیری از رفتار
test town
شهرمورد نمونه گیری
sampling error
خطای نمونه گیری
sampling population
جامعه نمونه گیری
random sample
نمونه گیری تصادفی
sampling unit
واحد نمونه گیری
fractional sampling
نمونه گیری مکانیکی
area sampling
نمونه گیری منطقهای
area sampling
نمونه گیری منطقه یی
sampling error
اشتباه نمونه گیری
sampling bias
سوداری نمونه گیری
random sampling
نمونه گیری تصادفی
cluster sampling
نمونه گیری خوشهای
sampling theory
نظریه نمونه گیری
activity sampling
نمونه گیری از فعالیت
quota sampling
نمونه گیری سهمیهای
two stage sampling
نمونه گیری دو مرحلهای
sampling servo
دستگاه نمونه گیری خودکار
sampling variability
تغییر پذیری نمونه گیری
multi stage sampling
نمونه گیری چند مرحلهای
systematic random sampling
نمونه گیری تصادفی منظم
controlled sampling
نمونه گیری کنترل شده
simple randon sampling
نمونه گیری تصادفی ساده
wine taster
جام شراب مخصوص نمونه گیری
proofroom
اطاق غلط گیری نمونه هایی چاپی مطبعه
foundry proof
نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sample
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled
نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
neritic
بر اب لایهای
laminated
لایهای
sondwitch
لایهای
sandwitch construction
ساختمان لایهای
laminated structure
ساختمان لایهای
lamination
ناخالصی لایهای
shell structure
ساختار لایهای
laminar flow
جریان لایهای
three decker
هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
intercalation compound
ترکیب بین لایهای
valve lift
کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
restrictor
لایهای از سوخت جامد فاقداکسیدان
blasius flow
جریان کاملا لایهای تئوریکی
stratosphere
ناحیهای یا لایهای دراتمسفربین تروپوپوز و استراتوپوز
layers
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layer
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
transistor
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistors
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
onion skin architecture
طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
ozonosphere
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
passivating
پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
He's a wet blanket.
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
cirrus
لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
cirro cumulus
لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
cirro status
ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
layers
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
international standards organization
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
his severity relaxed
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
digamy
دو زن گیری دو شوهر گیری
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
paradigms
نمونه
sampled
نمونه
paradigm
نمونه
pattern
نمونه
patterns
نمونه
sample
نمونه
copyslip
نمونه
progenitor
نمونه
progenitors
نمونه
breadboard
نمونه
instance
نمونه
type
نمونه
typed
نمونه
types
نمونه
representative
نمونه
representatives
نمونه
calligraph
نمونه
schema
نمونه
schemata
نمونه
instances
نمونه
ensample
نمونه
modelled
نمونه
copied
نمونه
strickle
نمونه
exemplar
نمونه
models
نمونه
module
نمونه
modules
نمونه
copying
نمونه
copy
نمونه
model
نمونه
sampling
نمونه
modeled
نمونه
copies
نمونه
exemplars
نمونه
formats
نمونه
examples
نمونه
foretype
نمونه
forme
نمونه
specimens
نمونه
typicalness
نمونه
precedent
نمونه
paragons
نمونه
paragon
نمونه
specimen
نمونه
precedents
نمونه
example
نمونه
format
نمونه
test piece
نمونه ازمایشی
test model
نمونه ی ازمایش
sight form
نمونه رصد
by the square
مطابق نمونه
pilot model
نمونه ازمایشی
demo
نمونه نمایشی
parable
قیاس نمونه
parables
قیاس نمونه
sampling
نمونه برداری
phony
مدل یا نمونه
specimen signature
نمونه امضاء
screamer
نمونه بسیارخوب
type of use
نمونه کاربرد
samples
نمونه کالا
piece
سکه نمونه
pieces
سکه نمونه
pattern making
نمونه سازی
unknown sample
نمونه مجهول
standard
نمونه قانونی
standards
نمونه قانونی
typification
تعیین نمونه
prototyping
ساخت یک نمونه
protoplast
نمونه اصل
typifying
نمونه بودن
typifying
نمونه دادن
typify
نمونه بودن
typify
نمونه دادن
typifies
نمونه بودن
typifies
نمونه دادن
work sample
نمونه کار
representative sample
نمونه معرف
quota sample
نمونه سهمیه
vial
شیشه نمونه
typicality
نمونه علامت
typical sample
نمونه نوعی
typical galaxy
کهکشان نمونه
typal
شبیه نمونه
reference pilot
نمونه مرجع
random sample
نمونه تصادفی
test specimen
نمونه ی ازمایش
typified
نمونه بودن
typified
نمونه دادن
gauges
سنجیدن نمونه
gauged
سنجیدن نمونه
gauge
سنجیدن نمونه
pilot production
تولید نمونه
pilot plant
کارخانه نمونه
pilot plant
کارگاه نمونه
test piece
نمونه ازمایش
modeling
نمونه سازی
sample distribution
توزیع نمونه
sample size
حجم نمونه
sample size
بزرگی نمونه
sample data
داده نمونه
test specimen
نمونه ازمایش
tokenism
نمونه نمایی
tokenism
نمونه کاری
probability sample
نمونه احتمالاتی
typical
نمونه نوعی
biased sample
نمونه سودار
test specimen
نمونه ازمایشی
sample cell
فرف نمونه
breadboard
نمونه تابلویی
samplery
نمونه برداری
prototype
نمونه ازمایشی
model
نمونه اصلی
sample
نمونه قراردادن
emulation
نمونه سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com