English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
bromide نمک الی یامعدنی اسید هیدروبرمیک افهار یا بیان مبتذل
bromides نمک الی یامعدنی اسید هیدروبرمیک افهار یا بیان مبتذل
Other Matches
apophasis افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
remark افهار بیان
remarked افهار بیان
remarking افهار بیان
remarks افهار بیان
expressible قابل افهار بیان کردنی
ignoratio elenchi سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
humate نمک الی یامعدنی اسیدهومیک
picric acid اسید پیکریک [اسید زهرین، زرد و تلخ مزه]
remarking افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarked افهار داشتن افهار نظریه دادن
statable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
remark افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarks افهار داشتن افهار نظریه دادن
stateable افهار کردنی قابل افهار یا توضیح
barbiturate نمک اسید باربیتوریک مشتقات اسید باربیتوریک که بعنوان داروی مسکن وخواب اورتجویز میشود
to speak [things indicating something] بیان کردن [رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
warned بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warns بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
vulgar مبتذل
tatty مبتذل
copybook مبتذل
platitudinous مبتذل
platitudinarian مبتذل
trivial مبتذل
hackneyed مبتذل
exoterical مبتذل
well-worn مبتذل
trity مبتذل
stale مبتذل
hach مبتذل
well worn مبتذل
trite مبتذل
humdrum ملالت مبتذل
everyday معمولی مبتذل
cliche کلمه مبتذل
truistic بدیهی مبتذل
trivialism چیز مبتذل
commonplace معمولی مبتذل
trivialising مبتذل کردن
trivialised مبتذل کردن
tags گفته مبتذل
tags مثال مبتذل
trivializing مبتذل کردن
tag گفته مبتذل
trivialized مبتذل کردن
tag مثال مبتذل
hach مبتذل کردن
stale مبتذل کردن
trivialises مبتذل کردن
banal مبتذل معمولی
trivialize مبتذل کردن
trivializes مبتذل کردن
prosaism مبتذل نویسی
pedestrian وابسته به پیاده روی مبتذل
pedestrians وابسته به پیاده روی مبتذل
potboiler هنرمند یا کار هنری مبتذل
hackney مبتذل کردن زیاداستعمال شده
potboil برای امرار معاش نویسندگی یاکارهای هنری مبتذل کردن
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
acid proof ضد اسید
achromatopsia اسید
acid اسید
acids اسید
acid water آب اسید
acid resisting ضد اسید
statement افهار
showings افهار
proposal افهار
showing افهار
declaration افهار
declarations افهار
proposals افهار
affirmance افهار
say so افهار
say-so افهار
sayings افهار
adduction افهار
adductor افهار
statements افهار
avouchment افهار
enouncement افهار
utterance افهار
utterances افهار
allegations افهار
allegation افهار
testimonies افهار
predication افهار
saying افهار
indigitation افهار
dixit افهار
testimony افهار
picric acid اسید پیکریک
acid tower برج اسید
phosphoric acid اسید فسفریک
acid solution محلول اسید
peroxymonosulfuric acid اسید کارو
peroxy acid پروکسی اسید
phosorous acid اسید فوسفور
acid soluble محلول در اسید
acid resisting paving کفپوش ضد اسید
acid resisting paint رنگ ضد اسید
acid resisting brick آجر ضد اسید
tannic acid تانیک اسید
poly acid پلی اسید
acid=proof galosh گالش ضد اسید
superacid سوپر اسید
sulphurous acid اسید سولفورو
pseudo acid شبه اسید
sulphuric acid اسید سولفوریک
sulphric acid اسید سولفوریک
ribonucleic acid ریبونوکلئیک اسید
soft acid اسید نرم
nucleic acid نوکلئیک اسید
prussic acid اسید پروسیک
acetic acid استیک اسید
acidification اسید سازی
acidification or acidizing اسید شوئی
acidify اسید کردن
acidimeter اسید سنج
acidolysis اسید کافت
acyl exchange اسید کافت
acidophile اسید دوست
acrylic acid اسید اکریلیک
nitric acid اسید نیتریک
citric acid سیتریک اسید
acid acceptor اسید پذیر
accumulator acid اکومولاتور اسید
acid equivalent هم ارزشیمیایی اسید
abietic acid ابیتیک اسید
oxalic acid اکسالیک اسید
acid free بدون اسید
oxyacid اکسی اسید
acid freeder اسید رسان
uric acid اسید اوریک
acid dip شستشو با اسید
acid acceptor پذیرنده اسید
acid anhydride انیدرید اسید
phenol اسید فنیک
carbolic acid اسید فنیک
acid bath حمام اسید
acid carboy غرابه اسید
chromic acid اسید کرومیک
acetylenic acid اسید استیلنی
acetylene acid اسید استیلنی
acid fume دود اسید
acid group گروه اسید
acidic group گروه اسید
tartaric acid تارتریک اسید
acid proof wire سیم ضد اسید
acid pump تلمبه اسید
tartaric اسید تارتاریک
acid radical بنیان اسید
acid radical ریشه اسید
acid receiver مخزن اسید
acid tank مخزن اسید
acid proof paint رنگ ضد اسید
acid proof floortile کاشی ضد اسید
oxygen acid اکسی اسید
acid leach شستشو با اسید
oxyphil اسید دوست
acid proof brick آجر ضد اسید
oxyphil اسید گرای
oxyphile اسید دوست
oxyphile اسید گرای
acid proof floor tile موزاییک ضد اسید
acid reclaim بازیابی اسید
conjugate acid اسید مزدوج
fatty acid اسید چرب
monobasic acid اسید یک ارزشی
formic acid اسید فرمیک
fumaricacid اسید فوماریک
ascorbic acid اسید اسکوبیک
lewis acid اسید لوویس
gallic acid اسید گالیک
monobasic acid اسید یک فرفیتی
gluconic acid اسید گلوکونیک
inorganic acid اسید معدنی
carbonic acid کربنیک اسید
l amino acid -L امینو اسید
butyric acid اسید بوتیریک
manganic acid اسید منگنیک
boric acid اسید بوریک
diacid اسید دو فرفیتی
diacidic اسید دو فرفیتی
benzoic acid بنزوییک اسید
battery acid اسید باطری
battery acid اسید باتری
diprotic acid اسید دو پروتونی
glutamic acid اسید گلوتامیک
niacin اسید نیکوتینیک
amino acid اسید آمینه
amino acid آمینو اسید
caro's acid اسید کارو
hyperacidity زیادی اسید
hydraulic acid اسید کلریدریک
hard acid اسید سخت
rhetoric علم معانی بیان معانی بیان
expressing افهار کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com