Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
he is a shame to his family
ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
Other Matches
rule the roost
<idiom>
عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free ports
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
disgrace
رسوایی
disgraced
رسوایی
disgraces
رسوایی
opprobrium
رسوایی
scandal
رسوایی
scandals
رسوایی
calumny
رسوایی
calumnies
رسوایی
dishonours
رسوایی
dishonouring
رسوایی
dishonored
رسوایی
dishonoring
رسوایی
infamy
رسوایی
dishonors
رسوایی
dishonour
رسوایی
dishonoured
رسوایی
blatancy
رسوایی
burning disgrace
رسوایی
dishonor
رسوایی
ignominy
رسوایی
ill fame
رسوایی
to stab in the back
رسوایی
reproached
توبیخ رسوایی
reproaches
توبیخ رسوایی
reproaching
توبیخ رسوایی
flagrancy
اشکاری رسوایی
scandalous
رسوایی اور
in queer street
دچار رسوایی
disgraceful
رسوایی اور
flagrance
اشکاری رسوایی
reproach
توبیخ رسوایی
infamous
رسوایی اور
odium
عداوت رسوایی
disrepute
رسوایی بی احترامی
notoriety
رسوایی بدنامی
disreputable
بی اعتبار مایه رسوایی
to fling
بوق رسوایی زدن
opprobriously
چنانکه رسوایی اورد
to create
[cause]
a scandal
رسوایی راه انداختن
derogatory
زیان اور ومایه رسوایی
indelible disgrace
رسوایی که اثاران محویافراموش نشود
ignominious
موجب رسوایی ننگ اور
aceto
میباشد
aden
میباشد
adeno
میباشد
afr
میباشد
gametophyte
میباشد
adeni
میباشد
sequoia
میباشد
gallium
میباشد
afro
میباشد
ads
میباشد
ad
میباشد
he is a man he is sick
وی مریض میباشد
iodine
عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
custodian
بستههای دیسک و ..... میباشد
custodians
بستههای دیسک و ..... میباشد
iodin
عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
families
خانواده
households
خانواده
household
خانواده
menage
خانواده
wife
خانواده
clans
خانواده
clan
خانواده
ilk
خانواده
gens
خانواده
family
خانواده
bonded goods
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
anopheles
که ناقل میکرب مالاریا میباشد
caveat subscriptor
مسئولیت به عهده عضو میباشد
schizogenic family
خانواده اسکیزوفرنی زا
circuit family
خانواده مداری
patriarchate
ریاست خانواده
patronymic family
خانواده پدرنامی
penates
خدایان خانواده
batrachia
خانواده غوکان
the girls
دخترهای یک خانواده
apiaceae
خانواده چتریان
arachnida
خانواده کارتنه
subfamily
خانواده فرعی
extended family
خانواده گسترده
to maintain one's family
خانواده خود را
familial
مربوط به خانواده
sheik
رئیس خانواده
actinide series
خانواده اکتینیدها
clannishness
خانواده پرستی
clansman
عضو خانواده
family doctors
پزشک خانواده
ecomania
بیزاری از خانواده
family doctor
پزشک خانواده
home visit
بازدید خانواده
goodman
بزرگ خانواده
family budget
بودجه خانواده
family expenditure
هزینه خانواده
family law
حقوق خانواده
family of computers
خانواده کامپیوترها
family structure
ساخت خانواده
family therapy
خانواده درمانی
gas family
خانواده گاز
citrus
خانواده مرکبات
nation
خانواده طایفه
nations
خانواده طایفه
computer family
خانواده کامپیوتر
conjugal family
خانواده زن و شوهری
consanguine family
خانواده هم خون
mustelidea
خانواده سمور
motorola 000 family
خانواده موتورولا
cruciferae
خانواده چلیپاییان
crustacea
خانواده خرچنگ
crustaceous
خانواده خرچنگ
culex
خانواده پشه
culicidae
خانواده پشه
member of a family
عضو خانواده
matronymic family
خانواده مادرنامی
lanthanide series
خانواده لانتانیدها
font family
خانواده فونت
matriarch
رئیسه خانواده
patriarchs
رئیس خانواده
zinnia
خانواده گل اهاری
sheikhs
رئیس خانواده
sheikh
رئیس خانواده
matriarchs
رئیسه خانواده
royalty
از خانواده سلطنتی
strips
موسس خانواده
crustaceans
خانواده خرچنگ
patriarch
رئیس خانواده
nuclear family
خانواده هستهای
sheiks
رئیس خانواده
horseflesh
خانواده اسب
broken home
خانواده گسیخته
broken homes
خانواده گسیخته
type font
خانواده حروف
nuclear families
خانواده هستهای
crustacean
خانواده خرچنگ
bring home the bacon
<idiom>
نانآور خانواده
accipitres
خانواده لاشخوران
turnix
خانواده بلدرچین
royalties
از خانواده سلطنتی
family planning
تنظیم خانواده
turnicidae
خانواده بلدرچین
paterfamilias
سالار خانواده
paterfamilias
بزرگ خانواده
vestries
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
common user items
کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
vestry
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
operational weapon
جنگ افزاری که در عملیات مورداستفاده میباشد
common user supplies
کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
AC
مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
aces
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
froud number
عدد فرود که بدون بعد میباشد
ace
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
reorder level
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
free zone
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
functionally
چنانکه وابسته به وفیفه اندا میباشد
wear the pants in a family
<idiom>
رئیس خانواده بودن
lobelia
خانواده گیاهان لوبلیا
lady beetle
سوسک خانواده Coccinellidae
lady bird
سوسک خانواده Coccinellidae
royalties
اعضای خانواده سلطنتی
ganoidei
خانواده سگ ماهی مینافلسان
born in the purpule
عضو خانواده سلطنتی
mangrove
خانواده شاه پسند
family planning programs
برنامههای تنظیم خانواده
to return to the fold
[family]
به خانواده خود برگشتن
mangroves
خانواده شاه پسند
family size
تعداد افراد خانواده
family man
مرد خانواده - دوست
family men
مرد خانواده - دوست
royalty
اعضای خانواده سلطنتی
viverrine
خانواده گربه زباد
He left his family in Europe .
خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
acalephe
خانواده گزنه دریایی
apiaceous
وابسته به خانواده چتریان
acarina
خانواده کرم جرب
family planning
برنامه ریزی خانواده
salicaceous
وابسته به خانواده بید
saltbush
خانواده گیاهان قازایاغی
canine
وابسته به خانواده سگ سگ مانند
pyralidid
خانواده بزرگی ازپروانه ها
cetaceous
وابسته به خانواده بال
cycas
گیاه از خانواده سیکاس
urticaceous
وابسته به خانواده گزنه
nabid
خانواده کک و ساس و حشرات
nabidae
خانواده کک و ساس و حشرات
napoleonic
وابسته به خانواده ناپلئون
patriarch
رئیس خانواده یا طایفه
materfamilas
مادر خانواده کدبانو
patriarchs
رئیس خانواده یا طایفه
warheads
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
acantho
کلمهء پیشوندی بمعنی خار وخادار میباشد
five and ten
کالاهایی که قیمت ان بین 5 تا01 سنت میباشد
sestina
سبک شعر بزمی که شبیه مسدس میباشد
inversions
ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
inversion
ناحیهای در اتمسفر که در ان میزان افت منفی میباشد
abs
پیشوندیست لاتینی که همان پیشوند ab میباشد و بمعنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com