English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (6 milliseconds)
English Persian
mess نهارخوری باشگاه
messes نهارخوری باشگاه
Other Matches
farm باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farms باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farmed باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
triclinium اطاق نهارخوری
dining rooms اطاق نهارخوری
officer's mess نهارخوری افسران
mass hall سالن نهارخوری
dining room اطاق نهارخوری
tea shops نهارخوری قهوه خانه
tea shop نهارخوری قهوه خانه
mess gear وسایل نظافت نهارخوری
dining facility ساختمان ناهارخوری قسمت ناهارخوری سالن نهارخوری
club باشگاه
clubbed باشگاه
clubbing باشگاه
clubs باشگاه
clubmate هم باشگاه
clup باشگاه
common rooms باشگاه دانشجویان
mess treasurer حسابدار باشگاه
mess president رئیس باشگاه
steward خدمه باشگاه
clubs خاج باشگاه
football club [British Englisch] باشگاه فوتبال
general manager مدیر باشگاه
steward پیشخدمت باشگاه
club sport باشگاه ورزشی
stewards پیشخدمت باشگاه
stewards خدمه باشگاه
indian club باشگاه هندیها
clubbing خاج باشگاه
waives رد ادعای باشگاه
hunt club باشگاه شکارچیان
common room باشگاه دانشجویان
waive رد ادعای باشگاه
service club باشگاه افراد
club خاج باشگاه
waived رد ادعای باشگاه
service club باشگاه سربازان
clubbed خاج باشگاه
jockey club باشگاه سوار کاران
jockey club باشگاه سوارکاران انگلستان
wardroom باشگاه افسران ناو
rotarian عضو باشگاه روتاری
mess treasurer متصدی صندوق باشگاه
hell fire club باشگاه جوانان بی پروا
pavilion باشگاه بازیگران در انگلستان
pavilions باشگاه بازیگران در انگلستان
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
clubhouse محل باشگاه وانجمن
clubhouses محل باشگاه وانجمن
golf club باشگاه گلف بازان
country club باشگاه خارج از شهر
messes غذاخوری باشگاه ناو
mess غذاخوری باشگاه ناو
gymkhanas ورزشگاه باشگاه ورزشی
gymkhana ورزشگاه باشگاه ورزشی
options حق باشگاه در تمدید قرارداد
option حق باشگاه در تمدید قرارداد
country clubs باشگاه خارج از شهر
country clubs باشگاه ورزشی وتفریحی
country club باشگاه ورزشی وتفریحی
glee club کلوب یا باشگاه اواز و سرود
unattached بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
YMCA مخفف باشگاه جوانان مسیحی
YMCAs مخفف باشگاه جوانان مسیحی
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
protection and indemnity club باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
YWCA مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
to go clubbing به باشگاه [های] شب رفتن [برای رقص و غیره]
clubbed :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbing :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubs :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
club :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
p&l club club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com