English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
manatee نهنگ کوچک دریایی
Other Matches
narwal نهنگ دریایی قطب شمال
narwhal نهنگ دریایی قطب شمال
narwhale نهنگ دریایی قطب شمال
Brit جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brits جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
leviathans جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathan جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
whale man صیاد نهنگ نهنگ گیر
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
bull whale نهنگ نر
alligator نهنگ
alligators نهنگ
cetus نهنگ
ceti نهنگ
whale نهنگ
whales نهنگ
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
sperm whales نهنگ عنبر
whalers نهنگ گیر
flukes انتهای دم نهنگ
whaler نهنگ گیر
baleen استخوان نهنگ
train oil روغن نهنگ
bull whale نهنگ ماده
fluke انتهای دم نهنگ
whaling شکار نهنگ
whale calf بچه نهنگ
gavial نهنگ هندی
sperm whale نهنگ عنبر
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
whalers قایق صید نهنگ
whales نهنگ صید کردن
whale blow نهنگ ها اب را به بیرون می دمند
whale line طناب نهنگ گیری
whale نهنگ صید کردن
sea cow نهنگ اسب ابی
blobber چربی یاپیه نهنگ
whaler قایق صید نهنگ
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
flitch تکه مکعب پیه نهنگ
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
whalebone استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
finback بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
tallow پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکارمیرود
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
whaleboat قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
saltiest دریایی
marine دریایی
benthic ته دریایی
sea born دریایی
sea pier سد دریایی
marines دریایی
pelagian دریایی
salty دریایی
saltier دریایی
dogfish سگ دریایی
sea دریایی
naval دریایی
shark سگ دریایی
sharks سگ دریایی
seas دریایی
nautical دریایی
thalaesic دریایی
thalassic دریایی
maritime دریایی
scray چلچله دریایی
sea swallow پرستوک دریایی
scray پرستوک دریایی
salangane چلچله دریایی
floating trade تجارت دریایی
sea swallow چلچله دریایی
fanal فانوس دریایی
finger fish ستاره دریایی
otter سمور دریایی
sea pad ستاره دریایی
fish hawk دال دریایی
flag officer افسر دریایی
sirens اژیر دریایی
salangane پرستوک دریایی
otters سمور دریایی
ripped گرداب دریایی
erne دال دریایی
pirate راهزنی دریایی
lanterns چراغ دریایی
pirated دزد دریایی
echinus خارپوست دریایی
pirated راهزنی دریایی
pirates دزد دریایی
pirate دزد دریایی
algae خزه دریایی
rip گرداب دریایی
evening naval twilight غروب دریایی
rips گرداب دریایی
fairy bird چلچله دریایی
fairy bird پرستوک دریایی
lantern چراغ دریایی
evening naval twilight شفق دریایی
erne عقال دریایی
eagle fisher عقاب دریایی
floatplane هواپیمای دریایی
fucus کتانجک خس دریایی
hydrographic chart نقشه دریایی
cruised سفر دریایی
cruise سفر دریایی
blockages محاصره دریایی
kelp اشنه دریایی
blockages ممانعت دریایی
reefs صخره دریایی
reefs تپه دریایی
reef صخره دریایی
reef تپه دریایی
light house فار دریایی
light house چراغ دریایی
blockage محاصره دریایی
blockage ممانعت دریایی
armadas نیروی دریایی
armada نیروی دریایی
marine climate اب و هوای دریایی
nautical mile میل دریایی
hydro aeroplane هواپیمای دریایی
holothurian حلزون دریایی
sirens حوری دریایی
siren اژیر دریایی
siren حوری دریایی
echinus بلوط دریایی
porpoises گراز دریایی
porpoise گراز دریایی
cruising سفر دریایی
cruises سفر دریایی
mermaids حوری دریایی
mermaid حوری دریایی
starfish ستاره دریایی
geographical mile میل دریایی
gribble موریانه دریایی
hogfish گراز دریایی
nautical miles مایل دریایی
nautical miles میل دریایی
holothurian راب دریایی
marine forces تفنگداران دریایی
jellyfish عروس دریایی
hurricane lamps چراغ دریایی
hurricane lamp چراغ دریایی
seaweeds سبزال دریایی
sill برامدگی دریایی
sills برامدگی دریایی
seaweeds علف دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com