English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English Persian
the nine نه تن الهه شعر و هنرهای زیبا
Other Matches
fine arts هنرهای زیبا
beaux arts هنرهای زیبا
graphic arts هنرهای زیبا
conservatories هنرستان هنرهای زیبا
conservatory هنرستان هنرهای زیبا
greenhouse هنرستان هنرهای زیبا
conservatoire اموزشگاه هنرهای زیبا
aestheticism زیبایی پرستی علاقمندی به هنرهای زیبا
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
performing arts هنرهای نمایشی
minor arts هنرهای فرعی
imitative arts هنرهای تقلیدی
Ecole des Beaux-Arts هنرهای مستظرفه
visual arts هنرهای بصری
beaux arts هنرهای مستظرفه
visual arts هنرهای دیدنی
performing وابسته به هنرهای نمایشی
arts and crafts هنرهای تجسمی و دستی
manual training دوره اموزش هنرهای دستی
craftshop کارگاه هنرهای دستی تفریحی
polytechnics وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
polytechnical وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
polytechnic وابسته بتدریس هنرهای فنی مختلف
goddess الهه
goddesses الهه
flora الهه گل
nox الهه شب
minerva الهه
luna الهه ماه
bellona الهه جنگ
lucina الهه زایمان
faunis الهه جانوران
euterpe الهه موسیقی
eris الهه ناسازگاری
themis الهه دادگستری
neptune الهه اقیانوس
nike الهه پیروزی
nemesis الهه انتقام
water nymph الهه دریایی
sol الهه خورشید
silenus الهه جنگل
artemis الهه ماه وشکار
merry dances نام الهه بامداد
venus الهه عشق و زیبایی
muses الهه شعر وموسیقی
mused الهه شعر وموسیقی
muse الهه شعر وموسیقی
ceres الهه زراعت ورستنی ها
pallas الهه پالاس اتنا
isis ایزس الهه حاصلخیزی
demeter الهه زراعت وحاصلخیزی
pomona الهه درختان میوه
femme-fleur [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
hestia الهه اجاق خانوادگی وشهرها
hecate الهه سحروجادو و عالم اسفل
queen of love زهره نام الهه زیبایی
queen of night نام الهه ماه وشکار
melpomene الهه شعر وتراژدی یونان
hebe الهه جونی که ساقی خدایان بود
vestal روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
caissa الهه شطرنج مخلوق سر ویلیام جونز
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
macdraw معماری مهندسی یانقشه کشان و متخصصین مشابه در هنرهای گرافیکی طراحی شده است
parnassian نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
cuter زیبا
spiffy زیبا
cutest زیبا
stylish زیبا
sightliness زیبا
inelegant نا زیبا
queen of love زن زیبا
queen of hearts زن زیبا
pulchritudinous زیبا
scrumptious زیبا
belle زن زیبا
belles زن زیبا
cute زیبا
goodly زیبا
eyeful زیبا
chic زیبا
good looking زیبا
elegant زیبا
crumpets زن زیبا
crumpet زن زیبا
well favored زیبا
bonny زیبا
good-looking زیبا
beautiful زیبا
picturesque زیبا
fairs زیبا
swelled زیبا
fairest زیبا
swells زیبا
fairer زیبا
fair زیبا
dinky زیبا
beauteous زیبا
swell زیبا
gainly زیبا
yummy زیبا
beautifully بطور زیبا
nymphs زن بسیار زیبا
tittivate زیبا کردن
titivate زیبا کردن
to be good-looking زیبا بودن
beautification زیبا سازی
china aster گل رعنا زیبا
smatt زیبا باهوش
beauty زنان زیبا
well favoured زیبا خوشگل
to look good زیبا بودن
nymph زن بسیار زیبا
knockout <idiom> خانم زیبا
She looks appealing. او [زن] زیبا است.
beauties زنان زیبا
She looks nice. او [زن] زیبا است.
corking خیلی زیبا
proper dress جامه زیبا
habiliment لباس زیبا
lapwing مرغ زیبا
handsomely بطور زیبا
adorn زیبا کردن
adorns زیبا کردن
prettyish نسبتا زیبا
killdeer مرغ زیبا
peaches زن یادختر زیبا
deluxe بسیار زیبا
peewits مرغ زیبا
peewit مرغ زیبا
pewit مرغ زیبا
lapwings مرغ زیبا
peach زن یادختر زیبا
smarten زیبا کردن
nymphet دختر کوچک و زیبا
dilettante دوستدارتفننی صنایع زیبا
dilettantes دوستدارتفننی صنایع زیبا
embellish زیبا کردن پیراستن
embellished زیبا کردن پیراستن
embellishing زیبا کردن پیراستن
dilettanti دوستدارتفننی صنایع زیبا
handsome خوش قیافه زیبا
dressed to the nines (teeth) <idiom> زیبا وبرازندهلباس پوشیدن
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
embellishes زیبا کردن پیراستن
titivate اراستن زیبا شدن
tittivate اراستن زیبا شدن
trimly بطور اراسته و زیبا
bonnily بطرز زیبا ودلپذیر
plumate دارای پر وبال زیبا
venus زن زیبا ستاره زهره
virtuosity استعدادهنرهای زیبا یا فنون
well lookirg زیبا خوش منظر
pinup تصویر دختر زیبا
aesthete طرفدار صنایع زیبا
queen of heaven نام زن ژوپیطر زن زیبا
shangri شهر زیبا سرزمین دلخواه
groom زیبا کردن داماد شدن
grooms زیبا کردن داماد شدن
belles lettres شعر و اثارادبی زیبا وهنری
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
to look like a million dollars [bucks] [American E] <idiom> بسیار زیبا بودن [اصطلاح روزمره]
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Ravishingly beautiful . مثل ماه شب چهارده ( بی نهایت زیبا )
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
Frigi darium [تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
to look [feel] like a million dollars بسیار زیبا [به نظر آمدن] بودن [اصطلاح روزمره]
dressage حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
cinerarium [گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
morpheus الهه خواب خواب پرور
grunter [Australian E] زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
chippy زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com