English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
consumption rate نواخت مصرف
Other Matches
average propensity to consume میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
monodic یک نواخت
arrhythmic بی نواخت
dead alive یک نواخت
groovy یک نواخت
levels یک نواخت
blew نواخت
singsong یک نواخت
rates نواخت
leveled یک نواخت
level یک نواخت
rhythms نواخت
rate نواخت
levelled یک نواخت
rhythm نواخت
rhythmization نواخت پردازی
rate of march نواخت حرکت
rhythmicity نواخت داری
burning rate نواخت سوزش
isochronize یک نواخت کردن
slow fire نواخت کند
euqal متساوی یک نواخت
incidence rate نواخت تصادفات
unit of fire نواخت اتش
singsong سرود یک نواخت
unit of fire نواخت تیر
sustained rate نواخت مداوم
cruising speed نواخت حرکت
rate of march نواخت راهپیمایی
rate of fire نواخت تیر
quick fire نواخت تند
rapid fire نواخت اتش تند
required supply rate نواخت اماد موردنیاز
cyclic rate نواخت تیر در دقیقه
clearance rate نواخت مین روبی
available supply rate نواخت اماد موجود
required supply rate نواخت مهمات مورد نیاز
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
clearance rate نواخت جمع کردن مین
stereotype یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotyping یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypes یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypy یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
sing-songs تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
demand frequency نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
sing-song تناوب یکجور و خسته کنندهی نواخت یا تن صدا
camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
attrition rate میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
waster مصرف
wasters مصرف
consumption مصرف
consumption possibility line حد مصرف
comsumption مصرف
overall consumption مصرف کل
aggregate consumption مصرف کل
consumerism مصرف
wasteful مصرف
usages مصرف
usage مصرف
extravagant مصرف
of no a بی مصرف
expense مصرف
waste بی مصرف
income consumption curve مصرف
unemployed بی مصرف
wastes بی مصرف
otiose بی مصرف
disposal مصرف
sodden بی مصرف
expenditure مصرف
offtake مصرف
good for nothing بی مصرف
permanent consumption مصرف دائمی
per capita water consumption مصرف سرانه اب
per capita consumption مصرف سرانه
peak load بحبوحه مصرف
partial substitution جانشینی مصرف
private consumption مصرف خصوصی
rate of consumption نرخ مصرف
productive consumption مصرف مولد
optional consumption مصرف اختیاری
consumerism مصرف گرایی
put away مصرف کردن
power consumer مصرف برق
consumer brand کالای پر مصرف
present consumption مصرف حال
present consumption مصرف جاری
induced consumption مصرف القائی
propensity to consume گرایش به مصرف
power consumption مصرف برق
power consumption مصرف قدرت
propensity to consume تمایل به مصرف
throwaway یکبار مصرف
consumption function تابع مصرف
consumption possibility line خط امکانات مصرف
induced consumption مصرف تشویقی
unproductive consumption مصرف بیهوده
domestic consumption مصرف خانگی
inconsumable مصرف نکردنی
energy consumption مصرف انرژی
idle stock موجودی بی مصرف
excise tax مالیات بر مصرف
home use entry اعلامیه مصرف
transitory consumption مصرف انتقالی
transitory consumption مصرف گذرا
expenditure credit اعتبار مصرف
to use up مصرف کردن
throw away چیز بی مصرف
fuel consumption مصرف سوخت
home consumption مصرف داخلی
home consumption مصرف خانگی
high mass consumption مصرف انبوه
utilizable <adj.> قابل مصرف
industrial consumption مصرف صنعتی
internal consumption مصرف داخلی
ready for use اماده مصرف
ready use اماده مصرف
national consumption مصرف ملی
maximum power demand مصرف حداکثر
mass consumption مصرف کلان
mass consumption مصرف انبوه
rival consumption مصرف رقابتی
consumption rate میزان مصرف
consumption rate اهنگ مصرف
consumption schedule جدول مصرف
consumption theory نظریه مصرف
use up مصرف کردن
usage rate نرخ مصرف
irrigation consumption مصرف ابیاری
internal power مصرف داخلی
gasoline consumption مصرف بنزین
consumable مصرف شدنی
applicable <adj.> قابل مصرف
consumed مصرف کردن
consume مصرف کردن
spends مصرف کردن
spend مصرف کردن
consumes مصرف کردن
suitable <adj.> قابل مصرف
usable <adj.> قابل مصرف
dismantled بی مصرف کردن
useful <adj.> قابل مصرف
utilization مصرف بکاربری
shelf life تاریخ مصرف
utilisable [British] <adj.> قابل مصرف
eats مصرف کردن
usage مورد مصرف
using مورد مصرف
utilisation [British] مورد مصرف
disposable مصرف شدنی
utilization مورد مصرف
usages موارد مصرف
utilisations موارد مصرف
utilizations موارد مصرف
uses استعمال مصرف
TAN [Transaction authentication number] رمز یکبار مصرف
recive مصرف کنید
exhausted مصرف شده
dismantle بی مصرف کردن
dismantles بی مصرف کردن
eat مصرف کردن
expenditure میزان مصرف
rags بی مصرف شدن
rag بی مصرف شدن
expendable مصرف پذیر
exploitation [utilization] مورد مصرف
dismantling بی مصرف کردن
use استعمال مصرف
conspicuious consumption مصرف تجملی
useful <adj.> مصرف کردنی
utilisable [British] <adj.> مصرف کردنی
utilizable <adj.> مصرف کردنی
capital consumption مصرف سرمایه
consumers مصرف کننده
usable <adj.> مصرف کردنی
suitable <adj.> مصرف کردنی
conspicious consumption مصرف تجملی
coefficient of utility ضریب مصرف
using استعمال مصرف
bootless بی مصرف بی علاج
autonomous consumption مصرف مستقل
applicable <adj.> مصرف کردنی
abuses سوء مصرف
abused سوء مصرف
abuse سوء مصرف
users مصرف کننده
user مصرف کننده
consumer مصرف کننده
abusing سوء مصرف
single-use tableware ظروف یک بار مصرف
to lay up in a napkin بی مصرف نگاه داشتن
to be on the strain زیاد مصرف شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com