English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
lashings نوارهای بارپیچی طنابها
Other Matches
color patches نوارهای رنگی تور استتار نوارهای استتار
lashing بارپیچی
pack cloth لفاف بارپیچی
emporetic paper پاپیروس بارپیچی
single up یک لا کردن طنابها
take in باز کردن و به داخل کشیدن طنابها
charpentier bands نوارهای شارپانتیه
sound bars نوارهای صوتی
blanking bars نوارهای خاموشی
ghost lines نوارهای فسفردار
combination bands نوارهای ترکیبی
garland نوارهای تور استتار
garlands نوارهای تور استتار
magnetic tape archive بایگانی یا ارشیو نوارهای صوتی
perfory نوارهای سوراخ دار جداشدنی در دو طرف کاغذ کامپیوترتاشو
webbing نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
gonfalon پرچمی که نوارهای باریک یاپرچمهای کوچک از ان اویزان است
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
suspension strap نوار تعلیق بار به هلیکوپتر نوارهای اتصال طناب بارهلیکوپتر
jewelled [هر نوع تزئین تشکیل شده از نوارهای باریک و مهره های نیمه دایره و لوزی شکل]
drafting [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
zara design نقش محرمات [قدیمی ترین نقش شناخته شده فرش بصورت ساده و نوارهای موازی در طول فرش بافته می شود.]
rag rug قالیچه چهل تکه [در بعضی از کشورها نظیر مصر و مکزیک ابتدا نوارهای باریکی به عرض دو یا سه سانتی متر بافته شده و سپس لبه های آن به یکدیگر دوخته می شود که حالت فرش راه راه به آن می بخشد.]
Turkaman rugs فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com