Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
demolition belt
نوار تخریب
Other Matches
underwater demolition
تخریب ضدزیردریایی تخریب موانع زیرابی
destruction site
منطقه تخریب مهمات محل تخریب
capstan
میله نوار گردان یا واحد پشتیبانی نوار که باعث میشود نوار به نوک خواندن / نوشتن یا گرداننده منتقل نماید
demolition target
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
atomic demolition munition
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
reel to reel
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
azimuth
زاویه افقی درست نوک نوار نسبت به نوار مغناطیسی
pickup reel
نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
reel-to-reel
کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
splice
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splices
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
guard band
بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
splicing
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
spliced
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
perforated tape
نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
pinchwheel
چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
auto
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
autos
توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
magnetic tape
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tapes
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
cartridges
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
cartridge
جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
identities
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identity
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
reel-to-reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel to reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
deceleration time
زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
reader
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
readers
ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
leader
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leaders
قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
tape drive
نوار چرخان نوار ران
tape drives
نوار چرخان نوار ران
video cassette
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
video cassettes
نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
destroyed
تخریب شد
vandalism
تخریب
ruination
تخریب
rupturing
تخریب
ruptures
تخریب
fail soft
تخریب
rupture
تخریب
demolitions
تخریب
degradation
تخریب
demolition
تخریب
destruction
تخریب
criminal damage
تخریب جزائی
rupture
تخریب کردن
rubble hard core
مصالح تخریب
rheodestruction
تخریب جریان
fail soft
تخریب تدریجی
cratering charge
خرج تخریب
oxidative degradation
تخریب اکسایشی
ruptures
تخریب کردن
subversion
انهدام تخریب
destruction fire
تیر تخریب
destruction radius
حداکثرشعاع تخریب
demolitions
تخریب کردن
demolition
تخریب کردن
fail-safe
تخریب امن
destruction site
منطقه تخریب
bomb disposal
تخریب بمب
destructivity
قدرت تخریب
hard core
مصالح تخریب
fail safe
تخریب امن
destructor
تخریب کننده
destruct system
سیستم تخریب
destruct
تخریب کردن
demolition target
هدف تخریب
rupturing
تخریب کردن
demolish
تخریب کردن
demolished
تخریب کردن
underwater demolition
تخریب زیرابی
demolishes
تخریب کردن
demolishing
تخریب کردن
demolition kit
جعبه تخریب
demolition firing party
گروه مسئول تخریب
demolition kit
جعبه وسایل تخریب
concussion detonation
خرج تخریب ضربتی
destruction radius
شعاع تخریب مین
demolition belt
کمربند تخریب منطقهای
concussion detonation
خرج اماده به تخریب
dismantling shot
تیر تخریب کننده
destruction area
منطقه تخریب مهمات
demoralization
تخریب روحیه کردن
vasto
حکم یا دستور تخریب
destroyed
ازبین رفت تخریب شده
xylotomous
دارای قابلیت تخریب چوب
petard
خرج تخریب دیواره و پایه پل
countermine
سیستم تخریب مین به طور خودکار
cratering charge
خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
bomb cemetery
محل تخریب بمبهای عمل نکرده
inert ammunition
مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
command destruct signal
علامت تخریب موشک با فرمان دور
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
property disposition
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
filmstrip
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
charged demolition
مواد منفجره خرج گذاری شده و اماده تخریب
command destruct signal
علامت به کار افتادن سیستم تخریب کننده موشک
intruder operation
تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
mudcapping
نوعی روش تخریب صخرههای بزرگ به وسیله موادمنفجره
creptation
تخریب خلل و فرج بتن همراه با صدای درهم شکستن
antimateriel ammunition
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
demoralizes
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralises
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
magnetic tape recording
ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
destroy
تخریب کردن منهدم کردن
destroys
تخریب کردن منهدم کردن
destroying
تخریب کردن منهدم کردن
access procedures
روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
filleted
نوار
rosettes
گل نوار
belt
نوار
fillets
نوار
filleting
نوار
belted
نوار
belts
نوار
fillet
نوار
tag
نوار
rosette
گل نوار
taped
نوار
ferrets
نوار
tapes
نوار
fascia
نوار
fascias
نوار
braid
نوار
braided
نوار
braids
نوار
tape
نوار
band width
نوار
strapless
بی نوار
strip
نوار
list
نوار
zones
نوار
tags
نوار
cheek strap
نوار
link
نوار
zone
نوار
band
نوار
tape code
کد نوار
screed
نوار نوار ه
bands
نوار
ligature
نوار
ribbon
نوار
apron
نوار
ferret
نوار
filet
نوار
aprons
نوار
ribbons
نوار
filled band
نوار پر
rut
نوار
tape spool
قرقره نوار
lace
نوار قیطان
tape
نوار چسب
linen tape
نوار کتان
cartridges
قاب نوار
tape reel
حلقه نوار
tape mark
نشان نوار
tape perforator
نوار سوراخ کن
tape reader
نوار خوان
tape librarian
بایگان نوار
tape
نوار بستن
shoulder strap
نوار سردوشی
slip band
نوار لغزش
spectral band
نوار طیفی
spline
نوار باریک
taped
نوار چسب
tach
نوار اتصال
tache
نوار اتصال
steel bands
نوار فولادی
tape cassette
کاست نوار
Scotch tape
نوار اسکاچ
tape
نوار خط پایان
tape label
برچسب نوار
stave
نوار فلزی
tape punch
نوار منگنه کن
cartridge
قاب نوار
tape to card
از نوار به کارت
wide strip
نوار پهن
rubber band
نوار لاستیکی
rubber bands
نوار لاستیکی
videotaped
نوار دیداری
videotapes
نوار دیداری
Scotch tape
نوار طلق
ticker tape
نوار کاغذی
videotaping
نوار دیداری
vitta
نوار سربند
vitta
نوار رنگی
videotape
نوار دیداری
tape transport
حامل نوار
braids
نوار حاشیه
braided
نوار حاشیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com