English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
warm substeppic zone نوار نیمه جلگهای گرم
Other Matches
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
steppe forest جنگل جلگهای
capstan میله نوار گردان یا واحد پشتیبانی نوار که باعث میشود نوار به نوک خواندن / نوشتن یا گرداننده منتقل نماید
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
azimuth زاویه افقی درست نوک نوار نسبت به نوار مغناطیسی
pickup reel نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
reel to reel کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
reel-to-reel کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
guard band بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
spliced نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splices نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splicing نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splice نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
perforated tape نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
pinchwheel چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
autos توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
magnetic tapes جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tape جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
cartridge جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
cartridges جعبه نوار که شامل نوار مغناطیسی است
identity الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identities الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
reel to reel ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel-to-reel ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
deceleration time زمان لازم برای متوقف ساختن یک نوار مغناطیسی پس از خواندن یا ضبط اخرین قطعه داده از یک رکورد روی ان نوار
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
reader ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
readers ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
leaders قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
leader قسمت خالی نوار در ابتدای حلقه یک نوار مغناطیسی نقطه چین یا خط چین راهنما
tape drives نوار چرخان نوار ران
tape drive نوار چرخان نوار ران
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
video cassettes نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
video cassette نوار کاست سمعی و بصری نوار کاست صوتی وتلویزیونی
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
filmstrip نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stiffish نیمه شق
mid نیمه
mid- نیمه
moiety نیمه
half deck نیمه پل
division line خط نیمه
part way نیمه
semi نیمه
semis نیمه
in noon of night در نیمه شب
midnight نیمه شب
semidivine نیمه الهی
semidetached نیمه مجزا
semidivine نیمه خدا
semi mechanization نیمه مکانیزه
subconsciously نیمه هشیار
subconscious نیمه هشیار
semiconscious نیمه هوشیار
semicrystalline نیمه بلورین
semicolonialism نیمه مستعمراتی
semicolonial نیمه مستعمره
semiconscious نیمه اگاه
semicolonial نیمه ازاد
semiparasitic نیمه انگلی
subconscious نیمه اگاه
semiconscious نیمه بیهوش
semicrystalline نیمه متبلور
semidome نیمه گنبد
semidomesticated نیمه اهلی
semierect نیمه ایستاده
semigloss نیمه درخشان
semimobile نیمه متحرک
semiopaque نیمه شفاف
semigloss نیمه شفاف
semihard نیمه سخت
semihard نیمه محکم
semilate نیمه دیررس
semilog نیمه لگاریتمی
semilogarithmic نیمه لگاریتمی
semiliquid نیمه مایع
semiopaque نیمه کدر
subconsciously نیمه اگاه
semierect نیمه قائم
semifinal نیمه نهایی
semifixed نیمه ثابت
semifluid نیمه ابکی
semiformal نیمه رسمی
semiofficial نیمه رسمی
semilustrous نیمه درخشنده
before mid night قبل از نیمه شب
subliminally نیمه خوداگاه
subliminal نیمه خوداگاه
left heart نیمه چپ قلب
semis نیمه تاحدی
semi نیمه تاحدی
megrim درد نیمه سر
midwatch پاس نیمه شب
midyear نیمه سال
middle watch نگهبانی نیمه شب
nocturn عبادت نیمه شب
partial fixing نیمه گیرداری
partially hearing نیمه شنوا
partially sighted نیمه بینا
midway نیمه راه
halvers نیمه مشترک
brow ague درد نیمه سر
backcourt نیمه دفاعی
demigod نیمه خدا
halfway نیمه راه
foreconscious نیمه هشیاری
half faced نیمه کاره
half loaded سلاح نیمه پر
half mast high نیمه افراشته
half time نیمه بازی
half tracked نیمه شنی
semi-finals نیمه نهایی
semi finals نیمه نهایی
half way نیمه راه
half-mast نیمه افراشتن
half-mast نیمه افراشتگی
parboils نیمه پختن
semi skilled نیمه ماهر
semi trailer نیمه یدک
semiactive نیمه فعال
semiaquatic نیمه ابزی
semiarboreal نیمه درختی
semiarid نیمه خشک
semiautomatic نیمه خودکار
semicinductor نیمه هادی
semicinductor نیمه رسانا
semicivilized نیمه متمدن
semi conductor نیمه هادی
semi independent نیمه مستقل
partial نیمه کامل
inchoate نیمه تمام
parboiling نیمه پختن
parboiled نیمه پختن
parboil نیمه پختن
preconscious نیمه هشیار
quasi private نیمه خصوصی
quasi public نیمه دولتی
quasi public نیمه عمومی
quasi commercial نیمه بازرگانی
quasi concave نیمه مقعر
quasi convex نیمه محدب
midsummer نیمه تابستان
second half نیمه دوم
semi official نیمه رسمی
semi literate نیمه نویسا
subsaline نیمه شور
subacute نیمه حاد
semi-precious نیمه گرانبها
underemployed نیمه کار
half نیمه نخست
semi-conscious نیمه بیهوش
semi-conscious نیمه هشیار
translucent نیمه شفاف
first half نیمه نخست
half-time نیمه نخست
semi-final نیمه نهایی
aileron نیمه لچکی
solid state نیمه هادی
subadult نیمه بالغ
part time نیمه وقت
subovate نیمه بیضی
semi-conscious در حال نیمه غش
draft نیمه نهایی
drafted نیمه نهایی
half-bat آجر نیمه
half-column نیمه ستون
drafts نیمه نهایی
dwarf wall دیوار نیمه
subfossil نیمه سنگواره
part-time نیمه وقت
subarid نیمه خشک
semi-precious نیمه بهادار
aileron نیمه سنتوری
half-timbered نیمه چوبی
semisynthetic نیمه مصنوعی
semisolid نیمه جامد
semiskilled نیمه ماهر
semirigid نیمه سخت
semireligious نیمه مذهبی
semipublic نیمه همگانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com