English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (4 milliseconds)
English Persian
symphonist نوازنده عضوارکستر
Other Matches
musician نوازنده
instrumentalists نوازنده
musicians نوازنده
blowier نوازنده
player نوازنده
executant نوازنده
instrumentalist نوازنده
stringer نوازنده ساز
stringers نوازنده ساز
pianist نوازنده پیانو
pianists نوازنده پیانو
organist نوازنده ارگ
minstrel نوازنده سیار
minstrels نوازنده سیار
cellist نوازنده ویولن سل
cellists نوازنده ویولن سل
violoncellist نوازنده ویولن سل
saxophonist نوازنده ساکسوفون
saxophonists نوازنده ساکسوفون
lutanist نوازنده عود
percussionist نوازنده اسبابهای ضربی
percussionists نوازنده اسبابهای ضربی
carillonneur نوازنده سنتور زنگی
organ grinder نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinders نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinder نوازنده سیار ارگ دستی
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
music stands میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
quartets قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartette قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartet قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com