English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
English Persian
lot نوبه مهمات
ammunition lot نوبه مهمات
Search result with all words
inventory lot نوبه ذخیره مهمات
inventory lot نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
lot integrity دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
lot number شماره نوبه مهمات
Other Matches
antimateriel ammunition مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
paludism تب نوبه
lot نوبه
intermittent fever تب نوبه
marsh malaria نوبه
malaria نوبه
agoo تب نوبه
ague تب نوبه
dumb ague نوبه دزده
inventory lot نوبه انبار
algor سرمای نوبه
malarious نوبه خیز
impaludism نوبه مردابی
eucalyptus درخت تب نوبه
eucalyptuses درخت تب نوبه
paludous نوبه نشان
small lot نوبه کم تعداد
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
double quartan fever نوبه ربع معکوس
inventory fraction نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
munition مهمات
munitions مهمات
ammo مهمات
ammunition مهمات
ordnace مهمات
ordnance مهمات
ammunition handler متصدی مهمات
artillery ammunition مهمات توپخانه
caisson صندوق مهمات
ball ammunition مهمات مانوری
blank ammunition مهمات مانوری
blank ammunition مهمات مشقی
armed ammunition مهمات مسلح
service ammunition مهمات جنگی
ammunition trains بنه مهمات
ammunition pit چاله مهمات
ammunition pit زاغه مهمات
service ammunition مهمات رزمی
ammunition identification code کد شناسایی مهمات
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
separate loading مهمات مجزا
separate ammunition مهمات مجزا
munitioneer مهمات ساز
munitions of war مهمات جنگی
live ammunition مهمات جنگی
inert ammunition مهمات بی اثر
igloo space زاغههای مهمات
fixed ammunition مهمات ثابت
ammunition dump زاغه مهمات
explosive ordnance مهمات منفجره
inert ammunition مهمات مشقی
drill ammunition مهمات مشقی
cook off گل کردن مهمات
chemical ammunition مهمات شیمیایی
caisson واگون مهمات
piggy back کیسه مهمات
practice ammunition مهمات مشقی
ammunition dump انبار مهمات
tracer مهمات رسام
lived مهمات جنگی
ammunition barricade بستههای مهمات
inert مهمات مشقی
cave زاغه مهمات
caves زاغه مهمات
ammo zero مهمات تمام
live مهمات جنگی
bunker زاغه مهمات
bunkers زاغه مهمات
magazines انبار مهمات
load بارگیری مهمات
loads بارگیری مهمات
magazine انبار مهمات
ammunition carrier مهمات بیار
ammunition carrier خودرو مهمات کش
ammunition chest جعبه مهمات
ammunition depot انبار مهمات
ammunition credit سهمیه مهمات
ammunition condition وضعیت مهمات
tracers مهمات رسام
type load نوع مهمات هواپیما
loading بارگیری مهمات درهواپیما
special ammunition مهمات مخصوص یا ویژه
arsenals انبار مهمات جنگی
type load نوع بار مهمات
igloo space زاغه بتونی مهمات
gunrunner قاچاقچی اسلحه و مهمات
gun room مخزن مهمات درکشتی
shell room انبار مهمات ناو
rack قفسه مهمات و وسایل
wracks قفسه مهمات و وسایل
paracaisson گاری مهمات کش دستی
prescribed load بار مهمات مجاز
semifixed مهمات نیمه ثابت
racks قفسه مهمات و وسایل
magazine space محوطه زاغه مهمات
racked قفسه مهمات و وسایل
wracked قفسه مهمات و وسایل
ordnance مهمات ساز وبرگ
ordnance مربوط به اسلحه و مهمات
arsenal انبار مهمات جنگی
ammunition credit سهمیه مهمات ذخیره
ammunition modification بهتر سازی مهمات
ammunition data card کارت مشخصات مهمات
ammunition day of supply روز اماد مهمات
ammunition point نقطه اماد مهمات
armed ammunition مهمات اماده انفجار
destruction area منطقه تخریب مهمات
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
ammunition depot محل نگهداری مهمات
ammo minus مهمات کمتر از نصف
ammunition lift capability مقدورات حمل مهمات
armement مهمات کشتی جنگی
ammo plus مهمات بیش از نصف
ammunition depot محل تدارک مهمات
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
required supply rate نواخت مهمات مورد نیاز
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
dunnage روپوش مهمات ضربه گیر
practice ammunition مهمات مخصوص تمرین هدف
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
color codig علامت گذاری کردن مهمات
ammunition lift capability فرفیت حمل ونقل مهمات
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
feed belt نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
ordnance data اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ordnance service خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
small lot نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
magazine flooding system سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
tarpaulin بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
inert ammunition مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
functional condition code کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
depot ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
tarpaulins بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
ammunition and toxic material open space انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
depots ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
delivery نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
deliveries نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
scabbing بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
season cracking ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
rearming تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
wet stowage نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
half area محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
destruction site منطقه تخریب مهمات محل تخریب
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
pallets چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallet چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
unexploded عمل نکرده مهمات عمل نکرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com