English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
borrowed light نورگیر فرعی
Other Matches
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
louvres نورگیر
eye نورگیر
eying نورگیر
eyes نورگیر
eyeing نورگیر
eye نورگیر
sun visor نورگیر
abat-jour نورگیر
lantern light نورگیر کلاهی
skylights نورگیر کف بامی
roof light نورگیر بامی
roof light نورگیر سقفی
limnetic zone لایه نورگیر اب
euphotic اب لایه نورگیر
lantern-light نورگیر کلاهی
flanking window نورگیر ثابت
angel light نورگیر کوچک
anti dazzle screen شیشه نورگیر
roof light clerestory نورگیر سقف
skylight نورگیر کف بامی
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
cimborio [برجک نورگیر بالای بام]
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
alabaster [کربنات کلسیم نیمه شفاف در رنگ های زرد و سفید که اغلب در نورگیر پنجره استفاده می شود.]
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
incident فرعی
petty فرعی
extrinsic فرعی
half deck پل فرعی
sub dam سد فرعی
inferior فرعی
incidents فرعی
adjunct فرعی
adjuncts فرعی
accessorial فرعی
minor فرعی
lateral فرعی
tributaries فرعی
subsidiary فرعی
subsidiaries فرعی
spillover effect اثر فرعی
ancillary فرعی
branch lines خط فرعی
succursal فرعی
branch line خط فرعی
tributary فرعی
derivative فرعی
derivatives فرعی
min فرعی
secondary فرعی
accessory فرعی
by فرعی
inferiors فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
by-effect اثر فرعی
byeffect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
subaltern فرعی
second class فرعی
subalterns فرعی
secondary effect اثر فرعی
by path جاده فرعی
by product فراورده فرعی
by product محصول فرعی
spur track جاده فرعی
by product نتیجه فرعی
secondary port بندر فرعی
subfamily خانواده فرعی
secondary stress خستگی فرعی
by work کار فرعی
subfamily تیره فرعی
by product material فراورده فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
second fiddle شخص فرعی
subgenus جنس فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
by pass گذرگاه فرعی
by pass لوله فرعی
episode داستان فرعی
an off street کوچه فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
secondary position موضع فرعی
alternate position موضع فرعی
subinterval فاصله فرعی
accessory substances مواد فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
accessory nerve عصب فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
bye election انتخابات فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
by lane کوچه فرعی
by election انتخابات فرعی
subgenus تیره فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
bracteole برگچه فرعی
blessed folder مخزن فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
bypath جاده فرعی
backway جاده فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
episodes داستان فرعی
link road راه فرعی
sideway فرعی از پهلو
floor jack اهرم فرعی
sub network شبکه فرعی
sidepiece چیز فرعی
side show موضوع فرعی
municipal road راه فرعی
side show نمایش فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
extension telephone تلفن فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
side effects اثرات فرعی
minor league لیگ فرعی
incidental effect اثر فرعی
minor arts هنرهای فرعی
lay shaft میله فرعی
minor constituent عنصر فرعی
minor elements عناصر فرعی
stop street خیابان فرعی
slave station ایستگاه فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
intercardinal points جهات فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
incidentals اقلام فرعی
dog leg شاخه فرعی
dixings ارایشهای فرعی
subagency نمایندگی فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
cotype نوعی فرعی
coproduct محصول فرعی
consequent pole قطب فرعی
colonnette ستون فرعی
byroad جاده فرعی
subclass طبقه فرعی
byname اسم فرعی
subclass شعبه فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived unit واحد فرعی
secondary unit واحد فرعی
diverticulum جاده فرعی
sub sector بخش فرعی
side dish غذاهای فرعی
probative حقایق فرعی
derived units احاد فرعی
pseudocarp میوه فرعی
quadrantal points جهات فرعی
radicle فرعی نازک
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
subdirectory فهرست فرعی
bypassed مسیر فرعی
subdivisions بخش فرعی
subdivision بخش فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
walk-on بازیگر فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
DIVERSION راه فرعی
sidetracked جاده فرعی
sidetrack جاده فرعی
annex شعبه فرعی
byways راه فرعی
annexes شعبه فرعی
tine شاخ فرعی
token money پول فرعی
bypass مسیر فرعی
underplot داستان فرعی
side-effects اثر فرعی
side-effect اثر فرعی
side effect اثر فرعی
subsidiary متمم فرعی
subsidiaries متمم فرعی
annexing شعبه فرعی
byway راه فرعی
overtones صدای فرعی
annexe ساختمان فرعی
subcultures کشت فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
subculture فرهنگ فرعی
extension شماره فرعی
subordinating فرعی پایین تر
subordinates فرعی پایین تر
subordinated فرعی پایین تر
extension تلفن فرعی
extensions تلفن فرعی
extraneous تصادفی فرعی
overtone صدای فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
sub station پست فرعی
accessory دعوای فرعی
accessory لوازم فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
subcontract قرارداد فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com