Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English
Persian
recondition
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions
نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
Other Matches
new work
عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
rebuilds
نوسازی کردن قطعات
rebuild
نوسازی کردن قطعات
reconditions
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
reconditioned
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
recondition
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
replaced
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replacing
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces
عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
end product
قطعات حاصله دستگاه نهایی
reassembling
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble
بستن قطعات سوار کردن قطعات
direct exchange
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
post knotting
پشت زنی
[تعویض گره ها بعد از اتمام فرش]
[گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
interim overhaul
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
running spare
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
rebuilding
نوسازی کردن
reconstructed
نوسازی کردن
reconstruct
نوسازی کردن
reconstructing
نوسازی کردن
reconstructs
نوسازی کردن
gruel
تنبیه فرسوده کردن
peneplain
فرسوده کردن زمین
peneplane
فرسوده کردن زمین
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
cannibalises
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
rigs
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
disassembly order
دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
rigged
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
renovation
تجدید قطعات کردن
assembled
سوار کردن قطعات
assemble
سوار کردن قطعات
assembles
سوار کردن قطعات
match mark
جفتن و جور کردن قطعات
salvaging
پیاده کردن کامل قطعات
dismantling
پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvages
پیاده کردن کامل قطعات
dismantles
پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaged
پیاده کردن کامل قطعات
salvage
پیاده کردن کامل قطعات
dismounts
پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting
پیاده کردن قطعات و وسایل
dismount
پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantle
پیاده کردن قطعات مونتاژ
quadrat
به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismantled
پیاده کردن قطعات مونتاژ
shifted
تعویض کردن
supplant
تعویض کردن
supplants
تعویض کردن
shift
تعویض کردن
supplanted
تعویض کردن
alteration
تعویض کردن
shifts
تعویض کردن
to shift
تعویض کردن
supplanting
تعویض کردن
connection of loom pieces
متصل کردن قطعات دار
[قالی]
parcel
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcels
به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
substituting
تعویض کردن جابجاکردن
puts
تعویض کردن انداختن
putting
تعویض کردن انداختن
substituted
تعویض جانشین کردن
exchanged
مبادله کردن تعویض
substitute
تعویض جانشین کردن
substitute
تعویض کردن جابجاکردن
substituted
تعویض کردن جابجاکردن
exchanging
مبادله کردن تعویض
exchanges
مبادله کردن تعویض
replacing
چیزی را تعویض کردن
exchange
مبادله کردن تعویض
switch over
تعویض کردن برق
replace
چیزی را تعویض کردن
put
تعویض کردن انداختن
replaces
چیزی را تعویض کردن
replaced
چیزی را تعویض کردن
substituting
تعویض جانشین کردن
overhaul
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
foldboat
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
overhauling
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
assembly
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
fishplate
قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
exchanges
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanged
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanging
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
formats
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
format
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
carburizing
گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
rig in
باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
renovation
نوسازی
reconstructions
نوسازی
mending
نوسازی
instauration
نوسازی
novation
نوسازی
rehabilitation
نوسازی
remake
نوسازی
remakes
نوسازی
rebuilt
نوسازی
gentrification
نوسازی
modernization
نوسازی
reconstruction
نوسازی
forworn
فرسوده
attrited
فرسوده
forspent
فرسوده
doting
فرسوده
rusty
فرسوده
oldest
فرسوده
effete
فرسوده
timeworn
فرسوده
erose
فرسوده
old
فرسوده
older
فرسوده
invisible refresh
نوسازی نامرئی
renewal
نوسازی تاسیسات
renovation
اصلاح نوسازی
economic modernization
نوسازی اقتصادی
renewals
نوسازی تاسیسات
economic reconstruction
نوسازی اقتصادی
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
care worn
فرسوده ازغم
irk
فرسوده شدن
worn to a frazzle
فرسوده ساییده
fraying
چیز فرسوده
wears
فرسوده شدن
obsolete
فرسوده متروک
forwearied
خسته فرسوده
outwear
فرسوده شدن
irks
فرسوده شدن
fray
فرسوده شدن
irking
فرسوده شدن
irked
فرسوده شدن
wear
فرسوده شدن
frays
فرسوده شدن
frayed
فرسوده شدن
rebuild
نوسازی تعمیر مجدد
modification work order
برگ درخواست نوسازی
cost of reproduction
هزینه نوسازی و ترمیم
modification number
شماره نوسازی وسیله
modification work order
حکم کار نوسازی
rebuilds
نوسازی تعمیر مجدد
beaten
چکش خورده فرسوده
back out
کهنه و فرسوده شدن
wear out
کهنه و فرسوده شدن
to knock up
فرسوده شدن ازپادرامدن
seaworn
فرسوده در اثر دریا
dobbin
یابوی صحرائی یا فرسوده
wear off
فرسوده و از بین رفته شدن
pilefered shipment
کالای فرسوده حراج شده
pileferable
اقلام قابل فروش بصورت فرسوده
weatherworn
فرسوده در اثر باد و باران وهوا
Urban tissue sites
سایت های بافت فرسوده شهری
property disposition
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
toft
محلی که سابقا" در ان خانه ساخته شده بود و نوسازی نشده است
clearing
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
smithereens
قطعات
shatters
قطعات شکسته
flinders
قطعات شکسته
parts peculiar
قطعات مخصوص
component drawing
رسم قطعات
parts peculiar
قطعات اختصاصی
chrestomathy
قطعات منتخب
main members
قطعات اصلی
analecta
قطعات ادبی
chosen fragments
قطعات گزیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com