Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
buffet
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffeted
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffeting
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffets
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
Other Matches
aircraft structure
ساختمان هواپیما
aircraft system
سیستم ساختمان هواپیما
impingement
برخورد گازهای با سرعت زیاد به ساختمان هواپیما
bilge
پایین ترین قسمت ساختمان هواپیما که اب کثافات و دیگرضایعات در ان جمع میشود
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
fluctuations
نوسانات
oscilliations
نوسانات
seasonal fluctuation
نوسانات فصلی
seasonal fluctuations
نوسانات فصلی
cost variance
نوسانات هزینه
cyclical fluctuations
نوسانات ادواری
cyclical fluctuations
نوسانات دورهای
ultrasonic
نوسانات مکانیکی
business fluctuations
نوسانات بازرگانی
flucuations
نوسانات اقتصادی
year to year fluctuation
نوسانات سالیانه
torsional damper
میراکننده نوسانات پیحشی
phreatic fluctuation
نوسانات سطح ایستائی اب
swinging of flow
نوسانات عرضی جریان
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
stabilisers
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
stabilizer
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
marigraph
دستگاهی که نوسانات جزر ومد را ثبت میکند
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
kymograph
دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
randomly
نامنظم
haywire
نامنظم
aperiodic
نامنظم
unconventional
نامنظم
acrostic
نامنظم
erratic
نامنظم
out of kelter
نامنظم
random
نامنظم
irregular
نامنظم
sporadic
<adj.>
نامنظم
infrequent
<adj.>
نامنظم
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
jerky
نامنظم رونده
statistic copolymer
همبسپار نامنظم
random test
ازمایش نامنظم
skew polygon
کثیرالاضلاع نامنظم
by fits and starts
<idiom>
به طور نامنظم
disorderly
نامنظم مختل
irregular polymer
بسپار نامنظم
erratic block
بلوک نامنظم
irregulars
ارتش نامنظم
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
screwpropeller
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
katzenjammer
اشفتگی
turmoil
اشفتگی
deranyement
اشفتگی
strewment
اشفتگی
hullabaloo
اشفتگی
derangement
اشفتگی
nonplus
اشفتگی
inquietude
اشفتگی
hullabaloos
اشفتگی
turbulence
اشفتگی
perturation
اشفتگی
agitation
اشفتگی
consternation
اشفتگی
garboil
اشفتگی
disturbance
اشفتگی
wilderment
اشفتگی
perturbation
اشفتگی
disorderliness
اشفتگی
turbulance
اشفتگی
disturbances
اشفتگی
chaos
اشفتگی
perturbations
اشفتگی
tanglement
اشفتگی
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
random wound
سیم پیچ نامنظم
poorly graded
دانه بندی نامنظم
cross grained
دارای رگههای نامنظم
jitter
حرکت نامنظم اتفاقی
flares
باشعله نامنظم سوختن
flare
باشعله نامنظم سوختن
vibrator
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
vibrators
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
backward effect
اثر اشفتگی
disorder
بی ترتیبی اشفتگی
rummage
اغتشاش اشفتگی
rummaged
اغتشاش اشفتگی
turbulency
اشفتگی اغتشاش
rummaging
اغتشاش اشفتگی
disorders
بی ترتیبی اشفتگی
unrest
اشفتگی اضطراب
tumbles
چرخش اشفتگی
tumbled
چرخش اشفتگی
perlexedly
درحال اشفتگی
disquietude
بی قراری اشفتگی
stickle
سراشیب اشفتگی
turbulence
اشفتگی اغتشاش
mental derangement
اشفتگی روانی
over anxiety
اشفتگی اضطراب
optical turbulence
اشفتگی اپتیکی
delirium
روان اشفتگی
tumble
چرخش اشفتگی
kettle of fish
اشفتگی اختلال
topsy turvydom
اغتشاش اشفتگی
rummages
اغتشاش اشفتگی
damping vane
پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
sudden ionospheric disturbance
اشفتگی ناگهانی یونوسفر
anarchical
مربوط به اشفتگی اوضاع
flustration
اشفتگی دست پاچگی
delirium verborum
روان اشفتگی پرگویی
agitation
مخلوط کردن اشفتگی
brainstorms
اشفتگی فکری موقتی
flutteringly
درحال اشفتگی مضطربانه
brainstorm
اشفتگی فکری موقتی
delirium tremens
روان اشفتگی الکلی
anarchic
مربوط به اشفتگی اوضاع
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
traumatic delirium
روان اشفتگی اسیب زاد
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
bias
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
random
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
biases
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
randomly
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
out of square
خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
grout
بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
plenum chamber
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
ultrasonic inspection
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
upset _
واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
cyclopean
[معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
paranomia
اشفتگی دماغی که نشانه ان عوضی نامیدن چیزها است
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
to wobble
[rotate unevenly]
لنگ بودن
[تاب داشتن]
[به طور نامنظم چرخیدن]
[اصطلاح روزمره]
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
airbrush
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
innovation theory
ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
clear air turbulence
اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
point of no return
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
relaxation time
فاصله زمانی بین از بین بردن اشفتگی و برقراری حالت تعادل
fracto stratus
ابرهای تکه تکه و نامنظم استراتوس
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
asynchronous transmission
اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
ramps
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
azimuth guidance
هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
air transportable sonar
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
foundation
پی ساختمان
building
ساختمان
homoplastic
هم ساختمان
constructions
ساختمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com