Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
upward swing
نوسان به سمت بالا
Search result with all words
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
high frequency oscillation
نوسان فرکانس بالا
Other Matches
voltage swing
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrograph
نوسان نگار نوسان سنج
vibrometer
نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope
نوسان بین نوسان نما
oscillograph
نوسان سنج نوسان نگار
oscillogram
نوسان سنج نوسان نگار
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
oscillatory motion
نوسان
sways
نوسان
see-saw
نوسان
see-sawed
نوسان
see-sawing
نوسان
head nystagmus
نوسان سر
to-ing and fro-ing
نوسان
yo-yo
در نوسان
yo-yos
در نوسان
swayed
نوسان
lurching
نوسان
sway
نوسان
swing
نوسان
pulsation
نوسان
ascillation
نوسان
vibration
نوسان
undulation
نوسان
lurch
نوسان
lurched
نوسان
lurches
نوسان
vibrancy
نوسان
swings
نوسان
see-saws
نوسان
fluctuate
نوسان
libration
نوسان
fluctuates
نوسان
fluctuation
نوسان
oscillation
نوسان
fluctuated
نوسان
dead beat
بی نوسان
oscillations
نوسان
self excited/induced vibration
نوسان خودالقایی
sides way
نوسان عرضی
damped oscillation
نوسان میرا
damped osillation
نوسان میرا
downward swing
نوسان رو به پایین
periodic fluctuation
نوسان دورهای
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
oscillations
نوسان سازی
bulid up
نوسان کردن
shake
لرزش نوسان
swingy
نوسان دار
light fluctuation
نوسان نور
swivelling feature
قابلیت نوسان
barkhausen oscillation
نوسان بارکهاوزن
back swing
نوسان به عقب
scope
نوسان نما
oscillation
نوسان سازی
shakes
لرزش نوسان
shaking
لرزش نوسان
swing bridge
پل نوسان دار
stable oscillation
نوسان پایدار
boom swing
حیطه نوسان
swings
نوسان کردن
swings
تاب نوسان
swing
نوسان کردن
swing
تاب نوسان
swayer
نوسان دار
torsional vibration
نوسان پیچشی
light fluctuation
نوسان روشنایی
oscillating circuit
مدار نوسان
floating axle
محور نوسان
librate
نوسان کردن
hunting
نوسان سرعت
electron vibrations
نوسان الکترونها
intermediate oscillation
نوسان میانی
oscillator
نوسان کننده
fluctuation of load
نوسان بار
pendulum
پاندول نوسان
pendulums
پاندول نوسان
undulates
نوسان داشتن
line voltage variation
نوسان ولتاژ
line voltage variation
نوسان شبکه
load variation
نوسان بار
undulate
نوسان داشتن
multivibrator
نوسان ساز
natural vibration
نوسان طبیعی
natural vibration
نوسان ازاد
undulated
نوسان داشتن
oscillator
نوسان ساز
free oscillation
نوسان ازاد
oscillography
نوسان نگاری
oscillometer
نوسان سنج
oscillometry
نوسان سنجی
oscilloscope
نوسان سنج
goniometer
نوسان سنج
oscilloscope
نوسان نما
oscillograph
نوسان نگار
oscillograph
نوسان نما
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
quenching frequency
فرکانس نوسان
generation of oscillations
تولید نوسان
oscillogram
نوسان نگاره
swivelling
نوسان دار
oscillogram
نوسان نگاشت
oscilloscope
نوسان نگار
vacillant
نوسان کننده
wavered
نوسان کردن
waver
نوسان کردن
buffs
نوسان کردن
buff
نوسان کردن
vibrograph
رسام نوسان
vibrograph
نوسان نگار
vibrometer
نوسان سنج
fluctuates
نوسان داشتن
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
fluctuated
نوسان داشتن
see-sawing
نوسان کردن
aperiodic phenomenon
پدیده بی نوسان
wavering
نوسان کردن
wavers
نوسان کردن
oscillate
نوسان کردن
reciprocates
نوسان کردن
vibratility
لرزه نوسان
reciprocated
نوسان کردن
reciprocate
نوسان کردن
vibration damper
میراکننده نوسان
oscillates
نوسان کردن
vibration damping
میرایی نوسان
vibration
لرزه نوسان
vibration excitation
تحریک نوسان
vibrational
لرزه نوسان
oscillated
نوسان کردن
vary
نوسان کردن
fluctuate
نوسان داشتن
modulation
نوسان فرکانس
see-saws
نوسان کردن
vibrators
وسیله نوسان
swinger
نوسان دار
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
see-sawed
نوسان کردن
vibrator
وسیله نوسان
see-saw
نوسان کردن
swivels
نوسان کردن
modulation
نوسان صدا
swivel
نوسان کردن
amplitude
میدان نوسان
fading
نوسان صدا
swivelled
نوسان کردن
varies
نوسان کردن
swingers
نوسان دار
whirling mode
نوسان شفت
vacillation
اونگ نوسان
lurcher
دارای نوسان یا تلوتلو
magnetic variation
تغییر یا نوسان مغناطیسی
mains voltage variation
نوسان ولتاژ شبکه
vibration absorption
میرایی نوسان یا ارتعاش
sway
در نوسان بودن تاب
sways
در نوسان بودن تاب
tilted
نوسان کردن کجی
tilt
نوسان کردن کجی
floating bearing
یاطاقان نوسان دار
oscillator
تحریک کننده نوسان
vibratory testing machine
دستگاه ازمایش نوسان
fluctuant
دارای نوسان وتغییر
oscillating universe
جهان نوسان کننده
jib
نوسان کردن واخوردن
jibbed
نوسان کردن واخوردن
jibs
نوسان کردن واخوردن
rock
جنباندن نوسان کردن
rocked
جنباندن نوسان کردن
vibrators
نوسان گیر ویبراتور
swivel table
میز نوسان دار
vibrators
نوسان ساز ویبراتور
tilting table
میز نوسان دار
unvocal
بدون نوسان صدا
astable noltivibrator
نوسان ساز ناپایا
frequency variation
تغییر یا نوسان فرکانس
bistable multivibrator
نوسان ساز دوپایا
grid tank
مدار نوسان شبکه
tilting furnace
کوره نوسان دار
tilting screen
صفحه نوسان کننده
tilts
نوسان کردن کجی
vibrate
جنبیدن نوسان کردن
vibrated
جنبیدن نوسان کردن
vibrates
جنبیدن نوسان کردن
vibrating
جنبیدن نوسان کردن
vibrator
نوسان گیر ویبراتور
jibbing
نوسان کردن واخوردن
vibrator
نوسان ساز ویبراتور
fluctuating rate
نرخ دارای نوسان
crystal oscillator
نوسان ساز کریستالی
relaxation oscillator
نوسان ساز رلاکسیون
induced oscillation
نوسان القاء شده
swayed
در نوسان بودن تاب
downswing
نوسان بطرف پایین
rocks
جنباندن نوسان کردن
per vibration
نوسان داخلی بتن
screamer
نوسان ساز صوتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com