Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
oscillation
نوسان سازی
oscillations
نوسان سازی
Other Matches
voltage swing
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrometer
نوسان نگار نوسان سنج
vibrograph
نوسان نگار نوسان سنج
oscillograph
نوسان سنج نوسان نگار
oscilloscope
نوسان بین نوسان نما
oscillogram
نوسان سنج نوسان نگار
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
ascillation
نوسان
fluctuation
نوسان
libration
نوسان
pulsation
نوسان
swings
نوسان
swing
نوسان
fluctuate
نوسان
lurch
نوسان
lurched
نوسان
lurches
نوسان
lurching
نوسان
fluctuated
نوسان
see-sawed
نوسان
oscillation
نوسان
dead beat
بی نوسان
oscillations
نوسان
see-saws
نوسان
sways
نوسان
see-saw
نوسان
swayed
نوسان
see-sawing
نوسان
vibrancy
نوسان
yo-yos
در نوسان
sway
نوسان
head nystagmus
نوسان سر
oscillatory motion
نوسان
undulation
نوسان
to-ing and fro-ing
نوسان
yo-yo
در نوسان
fluctuates
نوسان
vibration
نوسان
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
hunting
نوسان سرعت
damped oscillation
نوسان میرا
stable oscillation
نوسان پایدار
swayer
نوسان دار
sides way
نوسان عرضی
damped osillation
نوسان میرا
vibrators
وسیله نوسان
generation of oscillations
تولید نوسان
whirling mode
نوسان شفت
vibration
لرزه نوسان
quenching frequency
فرکانس نوسان
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
free oscillation
نوسان ازاد
vibrator
وسیله نوسان
see-saw
نوسان کردن
see-sawed
نوسان کردن
see-sawing
نوسان کردن
goniometer
نوسان سنج
see-saws
نوسان کردن
self excited/induced vibration
نوسان خودالقایی
pendulums
پاندول نوسان
pendulum
پاندول نوسان
natural vibration
نوسان طبیعی
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
electron vibrations
نوسان الکترونها
torsional vibration
نوسان پیچشی
vibratility
لرزه نوسان
fluctuation of load
نوسان بار
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
vacillant
نوسان کننده
swings
تاب نوسان
swing
نوسان کردن
swing
تاب نوسان
multivibrator
نوسان ساز
shake
لرزش نوسان
shakes
لرزش نوسان
vibration damper
میراکننده نوسان
natural vibration
نوسان ازاد
vibrometer
نوسان سنج
scope
نوسان نما
swings
نوسان کردن
swing bridge
پل نوسان دار
swingy
نوسان دار
vibrograph
نوسان نگار
swivelling feature
قابلیت نوسان
swivelling
نوسان دار
downward swing
نوسان رو به پایین
floating axle
محور نوسان
vibrograph
رسام نوسان
vibrational
لرزه نوسان
vibration excitation
تحریک نوسان
vibration damping
میرایی نوسان
shaking
لرزش نوسان
line voltage variation
نوسان شبکه
oscillograph
نوسان نما
boom swing
حیطه نوسان
oscillograph
نوسان نگار
fluctuates
نوسان داشتن
fluctuated
نوسان داشتن
load variation
نوسان بار
fluctuate
نوسان داشتن
swinger
نوسان دار
swivels
نوسان کردن
oscillogram
نوسان نگاره
swivelled
نوسان کردن
vacillation
اونگ نوسان
swivel
نوسان کردن
bulid up
نوسان کردن
periodic fluctuation
نوسان دورهای
swingers
نوسان دار
oscillating circuit
مدار نوسان
amplitude
میدان نوسان
line voltage variation
نوسان ولتاژ
light fluctuation
نوسان روشنایی
light fluctuation
نوسان نور
modulation
نوسان فرکانس
modulation
نوسان صدا
librate
نوسان کردن
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
oscillator
نوسان ساز
oscillator
نوسان کننده
back swing
نوسان به عقب
barkhausen oscillation
نوسان بارکهاوزن
aperiodic phenomenon
پدیده بی نوسان
buffs
نوسان کردن
buff
نوسان کردن
vary
نوسان کردن
varies
نوسان کردن
intermediate oscillation
نوسان میانی
oscilloscope
نوسان نما
oscillometry
نوسان سنجی
oscilloscope
نوسان سنج
undulates
نوسان داشتن
undulated
نوسان داشتن
undulate
نوسان داشتن
oscillogram
نوسان نگاشت
wavered
نوسان کردن
wavering
نوسان کردن
wavers
نوسان کردن
oscillography
نوسان نگاری
oscillometer
نوسان سنج
fading
نوسان صدا
reciprocates
نوسان کردن
reciprocated
نوسان کردن
reciprocate
نوسان کردن
oscillates
نوسان کردن
oscilloscope
نوسان نگار
oscillated
نوسان کردن
oscillate
نوسان کردن
waver
نوسان کردن
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
vibrators
نوسان گیر ویبراتور
grid tank
مدار نوسان شبکه
frequency variation
تغییر یا نوسان فرکانس
rock
جنباندن نوسان کردن
rocked
جنباندن نوسان کردن
rocks
جنباندن نوسان کردن
tilts
نوسان کردن کجی
tilted
نوسان کردن کجی
vibrator
نوسان ساز ویبراتور
per vibration
نوسان داخلی بتن
tilt
نوسان کردن کجی
vibrator
نوسان گیر ویبراتور
vibrators
نوسان ساز ویبراتور
sways
در نوسان بودن تاب
swayed
در نوسان بودن تاب
sway
در نوسان بودن تاب
tilting table
میز نوسان دار
swivel table
میز نوسان دار
swing bucket
جراثقال نوسان دار
relaxation oscillator
نوسان ساز رلاکسیون
jib
نوسان کردن واخوردن
jibbed
نوسان کردن واخوردن
jibbing
نوسان کردن واخوردن
jibs
نوسان کردن واخوردن
tilting screen
صفحه نوسان کننده
vibrate
جنبیدن نوسان کردن
crystal oscillator
نوسان ساز کریستالی
vibrating
جنبیدن نوسان کردن
vibrates
جنبیدن نوسان کردن
vibrated
جنبیدن نوسان کردن
screamer
نوسان ساز صوتی
downswing
نوسان بطرف پایین
fluctuation
ترقی و تنزل نوسان
vibratory testing machine
دستگاه ازمایش نوسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com