English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
natural vibration نوسان طبیعی
Search result with all words
resonance وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
Other Matches
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
oscillogram نوسان سنج نوسان نگار
vibrometer نوسان نگار نوسان سنج
oscillograph نوسان سنج نوسان نگار
vibrograph نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope نوسان بین نوسان نما
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
lurches نوسان
lurched نوسان
lurch نوسان
swings نوسان
undulation نوسان
see-saw نوسان
ascillation نوسان
vibrancy نوسان
fluctuate نوسان
pulsation نوسان
swing نوسان
fluctuated نوسان
lurching نوسان
fluctuates نوسان
vibration نوسان
see-sawed نوسان
head nystagmus نوسان سر
oscillations نوسان
see-sawing نوسان
oscillatory motion نوسان
oscillation نوسان
dead beat بی نوسان
yo-yos در نوسان
see-saws نوسان
yo-yo در نوسان
to-ing and fro-ing نوسان
libration نوسان
sways نوسان
swayed نوسان
sway نوسان
fluctuation نوسان
waver نوسان کردن
buff نوسان کردن
buffs نوسان کردن
wavers نوسان کردن
oscillate نوسان کردن
wavering نوسان کردن
wavered نوسان کردن
oscillated نوسان کردن
vary نوسان کردن
load variation نوسان بار
oscillation نوسان سازی
varies نوسان کردن
undulate نوسان داشتن
undulated نوسان داشتن
undulates نوسان داشتن
oscillations نوسان سازی
periodic fluctuation نوسان دورهای
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
oscillator نوسان کننده
modulation نوسان فرکانس
modulation نوسان صدا
oscillography نوسان نگاری
oscillometer نوسان سنج
oscillograph نوسان نگار
oscillograph نوسان نما
oscillator نوسان ساز
oscillating circuit مدار نوسان
vacillation اونگ نوسان
natural vibration نوسان ازاد
quenching frequency فرکانس نوسان
oscillogram نوسان نگاره
oscillogram نوسان نگاشت
oscillometry نوسان سنجی
oscilloscope نوسان سنج
oscilloscope نوسان نگار
aperiodic phenomenon پدیده بی نوسان
fading نوسان صدا
reciprocates نوسان کردن
reciprocated نوسان کردن
reciprocate نوسان کردن
swivel نوسان کردن
multivibrator نوسان ساز
swivelled نوسان کردن
fluctuates نوسان داشتن
fluctuated نوسان داشتن
amplitude میدان نوسان
fluctuate نوسان داشتن
oscilloscope نوسان نما
swivels نوسان کردن
amplitude of oscillation دامنه نوسان
oscillates نوسان کردن
line voltage variation نوسان شبکه
swivelling feature قابلیت نوسان
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
vacillant نوسان کننده
vibratility لرزه نوسان
damped oscillation نوسان میرا
damped osillation نوسان میرا
vibration damper میراکننده نوسان
vibration damping میرایی نوسان
vibrational لرزه نوسان
vibrograph رسام نوسان
torsional vibration نوسان پیچشی
bulid up نوسان کردن
swings نوسان کردن
swings تاب نوسان
swing نوسان کردن
swing تاب نوسان
economic fluctuation نوسان اقتصادی
shaking لرزش نوسان
shakes لرزش نوسان
shake لرزش نوسان
boom swing حیطه نوسان
vibrograph نوسان نگار
vibrometer نوسان سنج
see-sawing نوسان کردن
see-saws نوسان کردن
vibration لرزه نوسان
floating axle محور نوسان
fluctuation of load نوسان بار
swingers نوسان دار
swinger نوسان دار
free oscillation نوسان ازاد
see-sawed نوسان کردن
see-saw نوسان کردن
downward swing نوسان رو به پایین
whirling mode نوسان شفت
light fluctuation نوسان نور
electron vibrations نوسان الکترونها
scope نوسان نما
vibrators وسیله نوسان
goniometer نوسان سنج
vibrator وسیله نوسان
generation of oscillations تولید نوسان
frequency of oscillations فرکانس نوسان
swayer نوسان دار
librate نوسان کردن
back swing نوسان به عقب
barkhausen oscillation نوسان بارکهاوزن
stable oscillation نوسان پایدار
pendulums پاندول نوسان
pendulum پاندول نوسان
swing bridge پل نوسان دار
intermediate oscillation نوسان میانی
swingy نوسان دار
sides way نوسان عرضی
swivelling نوسان دار
light fluctuation نوسان روشنایی
line voltage variation نوسان ولتاژ
hunting نوسان سرعت
vibration excitation تحریک نوسان
screamer نوسان ساز صوتی
jibs نوسان کردن واخوردن
vibrator نوسان ساز ویبراتور
vibrator نوسان گیر ویبراتور
jibbed نوسان کردن واخوردن
vibrators نوسان ساز ویبراتور
vibrators نوسان گیر ویبراتور
fluctuation ترقی و تنزل نوسان
jib نوسان کردن واخوردن
grid tank مدار نوسان شبکه
sway در نوسان بودن تاب
rock جنباندن نوسان کردن
oscillator تحریک کننده نوسان
fluctuating rate نرخ دارای نوسان
tilts نوسان کردن کجی
oscillating universe جهان نوسان کننده
tilted نوسان کردن کجی
tilt نوسان کردن کجی
rocked جنباندن نوسان کردن
fluctuant دارای نوسان وتغییر
floating bearing یاطاقان نوسان دار
astable noltivibrator نوسان ساز ناپایا
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
sways در نوسان بودن تاب
frequency variation تغییر یا نوسان فرکانس
swayed در نوسان بودن تاب
jibbing نوسان کردن واخوردن
variations نوسان متناوب پراکندگی
rocks جنباندن نوسان کردن
vibrated جنبیدن نوسان کردن
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
unvocal بدون نوسان صدا
vibration absorption میرایی نوسان یا ارتعاش
vibrates جنبیدن نوسان کردن
vibrating جنبیدن نوسان کردن
tilting table میز نوسان دار
mains voltage variation نوسان ولتاژ شبکه
upward swing نوسان به سمت بالا
tilting furnace کوره نوسان دار
tilting screen صفحه نوسان کننده
variation نوسان متناوب پراکندگی
high frequency oscillation نوسان فرکانس بالا
body sway test ازمون نوسان بدن
vibrate جنبیدن نوسان کردن
bistable multivibrator نوسان ساز دوپایا
per vibration نوسان داخلی بتن
induced oscillation نوسان القاء شده
vibratory testing machine دستگاه ازمایش نوسان
magnetic variation تغییر یا نوسان مغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com