English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (10 milliseconds)
English Persian
modulation نوسان فرکانس
Search result with all words
resonance وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
modulate فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulates فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulating فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
frequency of oscillations فرکانس نوسان
quenching frequency فرکانس نوسان
frequency variation تغییر یا نوسان فرکانس
high frequency oscillation نوسان فرکانس بالا
Other Matches
wobbulator تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
frequency division multilexing مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
critical frequency فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
oscilloscope نوسان بین نوسان نما
vibrograph نوسان نگار نوسان سنج
vibrometer نوسان نگار نوسان سنج
oscillogram نوسان سنج نوسان نگار
oscillograph نوسان سنج نوسان نگار
baseband 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
instantaneous frequency مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
lurched نوسان
dead beat بی نوسان
ascillation نوسان
undulation نوسان
fluctuation نوسان
lurching نوسان
pulsation نوسان
fluctuates نوسان
fluctuated نوسان
fluctuate نوسان
swing نوسان
lurch نوسان
swayed نوسان
lurches نوسان
sways نوسان
sway نوسان
vibrancy نوسان
oscillations نوسان
oscillation نوسان
swings نوسان
libration نوسان
yo-yos در نوسان
yo-yo در نوسان
to-ing and fro-ing نوسان
see-saws نوسان
vibration نوسان
see-sawing نوسان
oscillatory motion نوسان
see-saw نوسان
head nystagmus نوسان سر
see-sawed نوسان
swayer نوسان دار
swing bridge پل نوسان دار
light fluctuation نوسان نور
line voltage variation نوسان شبکه
line voltage variation نوسان ولتاژ
vacillation اونگ نوسان
amplitude of oscillation دامنه نوسان
amplitude میدان نوسان
stable oscillation نوسان پایدار
light fluctuation نوسان روشنایی
load variation نوسان بار
librate نوسان کردن
fading نوسان صدا
swivel نوسان کردن
swivelled نوسان کردن
swivelling feature قابلیت نوسان
fluctuate نوسان داشتن
generation of oscillations تولید نوسان
fluctuated نوسان داشتن
swingy نوسان دار
goniometer نوسان سنج
fluctuates نوسان داشتن
modulation نوسان صدا
swivels نوسان کردن
intermediate oscillation نوسان میانی
boom swing حیطه نوسان
reciprocates نوسان کردن
sides way نوسان عرضی
downward swing نوسان رو به پایین
oscilloscope نوسان سنج
oscillograph نوسان نما
damped osillation نوسان میرا
damped oscillation نوسان میرا
oscilloscope نوسان نما
economic fluctuation نوسان اقتصادی
electron vibrations نوسان الکترونها
free oscillation نوسان ازاد
oscillograph نوسان نگار
fluctuation of load نوسان بار
floating axle محور نوسان
oscillography نوسان نگاری
oscillometer نوسان سنج
oscillometry نوسان سنجی
oscilloscope نوسان نگار
oscillator نوسان ساز
oscillator نوسان کننده
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
oscillating circuit مدار نوسان
natural vibration نوسان ازاد
natural vibration نوسان طبیعی
multivibrator نوسان ساز
aperiodic phenomenon پدیده بی نوسان
back swing نوسان به عقب
bulid up نوسان کردن
periodic fluctuation نوسان دورهای
oscillogram نوسان نگاشت
oscillogram نوسان نگاره
barkhausen oscillation نوسان بارکهاوزن
swings نوسان کردن
vibrometer نوسان سنج
pendulum پاندول نوسان
pendulums پاندول نوسان
vibrators وسیله نوسان
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
hunting نوسان سرعت
torsional vibration نوسان پیچشی
oscillation نوسان سازی
oscillations نوسان سازی
vibrator وسیله نوسان
whirling mode نوسان شفت
see-saw نوسان کردن
see-sawed نوسان کردن
undulate نوسان داشتن
undulated نوسان داشتن
swinger نوسان دار
scope نوسان نما
swings تاب نوسان
swivelling نوسان دار
swing نوسان کردن
vibration damper میراکننده نوسان
vibratility لرزه نوسان
swing تاب نوسان
shaking لرزش نوسان
shakes لرزش نوسان
shake لرزش نوسان
vibration damping میرایی نوسان
vibration excitation تحریک نوسان
vibrational لرزه نوسان
vacillant نوسان کننده
vibrograph رسام نوسان
vibrograph نوسان نگار
undulates نوسان داشتن
reciprocate نوسان کردن
varies نوسان کردن
vary نوسان کردن
buff نوسان کردن
buffs نوسان کردن
waver نوسان کردن
oscillates نوسان کردن
wavered نوسان کردن
wavering نوسان کردن
wavers نوسان کردن
oscillate نوسان کردن
reciprocated نوسان کردن
oscillated نوسان کردن
swingers نوسان دار
see-saws نوسان کردن
vibration لرزه نوسان
see-sawing نوسان کردن
oscillator تحریک کننده نوسان
swivel table میز نوسان دار
vibrates جنبیدن نوسان کردن
vibrating جنبیدن نوسان کردن
downswing نوسان بطرف پایین
vibratory testing machine دستگاه ازمایش نوسان
upward swing نوسان به سمت بالا
oscillating universe جهان نوسان کننده
rock جنباندن نوسان کردن
crystal oscillator نوسان ساز کریستالی
rocked جنباندن نوسان کردن
sways در نوسان بودن تاب
tilting table میز نوسان دار
vibrated جنبیدن نوسان کردن
tilting screen صفحه نوسان کننده
tilting furnace کوره نوسان دار
tilted نوسان کردن کجی
vibration absorption میرایی نوسان یا ارتعاش
tilts نوسان کردن کجی
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
swing bucket جراثقال نوسان دار
body sway test ازمون نوسان بدن
vibrate جنبیدن نوسان کردن
fluctuant دارای نوسان وتغییر
floating bearing یاطاقان نوسان دار
vibrators نوسان گیر ویبراتور
vibrators نوسان ساز ویبراتور
jibs نوسان کردن واخوردن
induced oscillation نوسان القاء شده
jibbed نوسان کردن واخوردن
vibrator نوسان گیر ویبراتور
vibrator نوسان ساز ویبراتور
variations نوسان متناوب پراکندگی
relaxation oscillator نوسان ساز رلاکسیون
screamer نوسان ساز صوتی
astable noltivibrator نوسان ساز ناپایا
variation نوسان متناوب پراکندگی
fluctuation ترقی و تنزل نوسان
jibbing نوسان کردن واخوردن
grid tank مدار نوسان شبکه
mains voltage variation نوسان ولتاژ شبکه
magnetic variation تغییر یا نوسان مغناطیسی
lurcher دارای نوسان یا تلوتلو
unvocal بدون نوسان صدا
fluctuating rate نرخ دارای نوسان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com