Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
torsional vibration
نوسان پیچشی
Other Matches
voltage swing
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
oscillogram
نوسان سنج نوسان نگار
vibrograph
نوسان نگار نوسان سنج
oscillograph
نوسان سنج نوسان نگار
oscilloscope
نوسان بین نوسان نما
vibrometer
نوسان نگار نوسان سنج
curved design
پیچشی
torsional strain
فشار پیچشی
torsional vibration
ارتعاش پیچشی
twistor
حافظه پیچشی
torsional stress
تنش پیچشی
torque
لنگر پیچشی
torsion balance
ترازوی پیچشی
torsion spring
فنر پیچشی
torsional angle
زاویه پیچشی
torsional ballance
بالانس پیچشی
torsional force
نیروی پیچشی
torsional instability
ناپایداری پیچشی
torsional load
بار پیچشی
torisonal strain
فشار پیچشی
torsional moment
گشتاور پیچشی
torsional resistance
مقاومت پیچشی
torsional strength
استحکام پیچشی
chopped
ضربه پیچشی
chop
ضربه پیچشی
front strain
کرنش پیچشی
modulus of torsion
مدول پیچشی
torsional modulus
مدول پیچشی
coil spring
فنر پیچشی
coriolis
اثر پیچشی
torque
گشتاور پیچشی
kick serve
سرویس پیچشی
torsion dynamometer
توان سنج پیچشی
stalling torque
گشتاور پیچشی ناتوان
torque converter
مبدل گشتاور پیچشی
driving torque
گشتاور پیچشی گرداننده
torque
نیروی پیچشی گشتاوری
synchronizing torque
گشتاور پیچشی همزمان
drop worm shaft
محور پیچشی سقوطی
torsional fatigue strength
استحکام فرسودگی پیچشی
no load torque
گشتاور پیچشی بی باری
running torque
گشتاور پیچشی حرکت
torque regulator
تنظیم کننده گشتاور پیچشی
starting torque
گشتاور پیچشی راه انداز
torsion bar
بار پیچشی اهرم تعلیق
compound bending
خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
contra rotating
دو یا چند ملخ یا شفت که درخلاف جهت هم روی محورمشترکی میچرخند و بدین ترتیب مانع اثر نیروهای پیچشی میشوند
pulsation
نوسان
sway
نوسان
fluctuate
نوسان
fluctuated
نوسان
oscillatory motion
نوسان
fluctuates
نوسان
fluctuation
نوسان
swayed
نوسان
sways
نوسان
head nystagmus
نوسان سر
libration
نوسان
vibrancy
نوسان
ascillation
نوسان
lurching
نوسان
lurches
نوسان
lurched
نوسان
lurch
نوسان
oscillation
نوسان
see-saws
نوسان
see-sawing
نوسان
see-saw
نوسان
vibration
نوسان
see-sawed
نوسان
dead beat
بی نوسان
swing
نوسان
undulation
نوسان
swings
نوسان
oscillations
نوسان
yo-yo
در نوسان
to-ing and fro-ing
نوسان
yo-yos
در نوسان
see-sawed
نوسان کردن
line voltage variation
نوسان ولتاژ
light fluctuation
نوسان روشنایی
whirling mode
نوسان شفت
line voltage variation
نوسان شبکه
load variation
نوسان بار
vibrograph
نوسان نگار
natural vibration
نوسان ازاد
see-saw
نوسان کردن
multivibrator
نوسان ساز
natural vibration
نوسان طبیعی
light fluctuation
نوسان نور
librate
نوسان کردن
see-saws
نوسان کردن
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
fluctuation of load
نوسان بار
free oscillation
نوسان ازاد
frequency of oscillations
فرکانس نوسان
quenching frequency
فرکانس نوسان
floating axle
محور نوسان
generation of oscillations
تولید نوسان
goniometer
نوسان سنج
see-sawing
نوسان کردن
intermediate oscillation
نوسان میانی
swayer
نوسان دار
downward swing
نوسان رو به پایین
vibrograph
رسام نوسان
oscillating circuit
مدار نوسان
oscillography
نوسان نگاری
oscillometer
نوسان سنج
oscillometry
نوسان سنجی
oscilloscope
نوسان سنج
oscilloscope
نوسان نما
oscilloscope
نوسان نگار
periodic fluctuation
نوسان دورهای
self excited/induced vibration
نوسان خودالقایی
sides way
نوسان عرضی
stable oscillation
نوسان پایدار
swing bridge
پل نوسان دار
swingy
نوسان دار
oscillograph
نوسان نگار
oscillator
نوسان کننده
vibrational
لرزه نوسان
oscillator
نوسان ساز
vibration excitation
تحریک نوسان
vibration damping
میرایی نوسان
vibration damper
میراکننده نوسان
vibratility
لرزه نوسان
vacillant
نوسان کننده
oscillogram
نوسان نگاره
total amplitude of oscillation
دامنه کل نوسان
oscillogram
نوسان نگاشت
vibrometer
نوسان سنج
oscillograph
نوسان نما
swivelling feature
قابلیت نوسان
damped osillation
نوسان میرا
wavering
نوسان کردن
swivels
نوسان کردن
fluctuate
نوسان داشتن
fluctuated
نوسان داشتن
fluctuates
نوسان داشتن
modulation
نوسان صدا
undulates
نوسان داشتن
modulation
نوسان فرکانس
undulated
نوسان داشتن
undulate
نوسان داشتن
electron vibrations
نوسان الکترونها
oscillations
نوسان سازی
oscillation
نوسان سازی
hunting
نوسان سرعت
swinger
نوسان دار
pendulums
پاندول نوسان
swivelled
نوسان کردن
wavers
نوسان کردن
swivel
نوسان کردن
oscillate
نوسان کردن
waver
نوسان کردن
oscillated
نوسان کردن
oscillates
نوسان کردن
buffs
نوسان کردن
reciprocate
نوسان کردن
reciprocated
نوسان کردن
reciprocates
نوسان کردن
fading
نوسان صدا
buff
نوسان کردن
vary
نوسان کردن
varies
نوسان کردن
pendulum
پاندول نوسان
amplitude
میدان نوسان
vibrator
وسیله نوسان
shake
لرزش نوسان
swing
تاب نوسان
vibrators
وسیله نوسان
wavered
نوسان کردن
amplitude of oscillation
دامنه نوسان
scope
نوسان نما
shaking
لرزش نوسان
aperiodic phenomenon
پدیده بی نوسان
shakes
لرزش نوسان
barkhausen oscillation
نوسان بارکهاوزن
swing
نوسان کردن
swings
تاب نوسان
swingers
نوسان دار
vacillation
اونگ نوسان
swivelling
نوسان دار
bulid up
نوسان کردن
swings
نوسان کردن
damped oscillation
نوسان میرا
back swing
نوسان به عقب
vibration
لرزه نوسان
boom swing
حیطه نوسان
rosette border
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
vibrator
نوسان ساز ویبراتور
vibrators
نوسان گیر ویبراتور
vibratory testing machine
دستگاه ازمایش نوسان
swayed
در نوسان بودن تاب
vibrator
نوسان گیر ویبراتور
swivel table
میز نوسان دار
tilt
نوسان کردن کجی
vibrates
جنبیدن نوسان کردن
jibs
نوسان کردن واخوردن
jib
نوسان کردن واخوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com