Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
groggery
نوشابه فروشی میخانه
Other Matches
barroom
نوشابه فروشی
dram shop
جایگاه نوشابه فروشی
pubs
میخانه ادمی که ازاین میخانه بان میخانه برود خمار
pub
میخانه ادمی که ازاین میخانه بان میخانه برود خمار
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
licensed victualler
مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
bistro
اغذیه فروشی و مشروب فروشی
bistros
اغذیه فروشی و مشروب فروشی
public houses
میخانه
taverns
میخانه
tavern
میخانه
cabarets
میخانه
cabaret
میخانه
pothouse
میخانه
bar
میخانه
public house
میخانه
alehouse
میخانه
pot house
میخانه
watering hole
میخانه
watering holes
میخانه
barmaid
خادمهء میخانه
barmaid
پیشخدمت میخانه
barmaids
پیشخدمت میخانه
howff
میعادگاه میخانه
howf
میعادگاه میخانه
barmaids
خادمهء میخانه
tapster
پیشخدمت میخانه
pub crawls
میخانه گردی
taverner
میخانه دار
pub crawl
میخانه گردی
pub crawl
میخانه گردی کردن
publicans
بیگانه صاحب میخانه
pub crawls
میخانه گردی کردن
publican
بیگانه صاحب میخانه
wine vault
میخانه سرداب شرابی
pub crawl
از یک میخانه به میخانهی دیگر رفتن
pub crawls
از یک میخانه به میخانهی دیگر رفتن
soft drinks
نوشابه
liquors
نوشابه
soft drink
نوشابه
tipple
نوشابه
tippled
نوشابه
tippling
نوشابه
refreshment
نوشابه
liquor
نوشابه
tipples
نوشابه
brewage
نوشابه
refreshments
نوشابه
drinks
نوشابه
drink
نوشابه
partility for liquors
به نوشابه
broach
نوشابه دراوردن
waterer
نوشابه نوش
broaching
نوشابه دراوردن
broached
نوشابه دراوردن
beverages
نوشابه شربت
drinking was his ruin
نوشابه خوری
fastidium potus
نوشابه بیزاری
drank
نوشابه خورد
something short
نوشابه تند
an alcoholic liquor
نوشابه الکلی
broaches
نوشابه دراوردن
liquorish
نوشابه دوست
lambs wool
یکجور نوشابه
drank as a f.
نوشابه زیادخورده
tippler
نوشابه فروش
beverage
نوشابه شربت
pick me up
نوشابه مقوی
pick-me-up
نوشابه مقوی
pick-me-ups
نوشابه مقوی
balderdash
یاوه نوشابه کف الود
hocus
نوشابه دارو زده
to soak oneself
زیاد نوشابه خوردن
firewater
نوشابه الکلی قوی
slops
اب زیپو نوشابه سبک
intoxicants
نوشابه مستی اور
morat
نوشابه انگبین و توت
nephalism
پرهیز از نوشابه خوری
soft drink
نوشابه غیر الکلی
intoxicant
نوشابه مستی اور
long drinks
نوشابه در گیلاس بلند
long drink
نوشابه در گیلاس بلند
kummel
نوشابه المانی زیره دار
methglin
نوشابه انگبینی ادویه دار
dutch courage
جراتی که از خوردن نوشابه اید
oenomania
میل مفرط به نوشابه ها یا الکی
butteries
جای فروش اذوقه و نوشابه
buttery
جای فروش اذوقه و نوشابه
posset
نوشابه مرکب از شیر وابجو
tope
نوشابه زیاد خوردن درختستان
libation
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libations
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
to flinch the flagon
ازخوردن نوشابه خود داری کردن
Say when!
[when pouring]
بگو کی بایستم!
[هنگام ریختن نوشابه]
canteens
فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
canteen
فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
ginger ale
نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
Say when stop!
[when pouring]
بگو کی بایستم!
[هنگام ریختن نوشابه]
soft drinks
نوشابه های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beverages
نوشابه های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free drinks
نوشابه های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
ginger ales
نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
alcohol-free beverages
نوشابه های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
ginger beers
نوشابه شیرین گاز داریکه زنجبیل دارد
ginger beer
نوشابه شیرین گاز داریکه زنجبیل دارد
joint
جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
cambric tea
نوشابه گرمی از اب و شیر وشکر و اغلب چای
dry town
شهری که فروش نوشابه دران ممنوع است
noyau
یکجور نوشابه که مغز هسته بان میزنند
he swore off drinking
سوگند خوردکه از نوشابه خوری دست بکشد
occasional licence
پروانه فروش نوشابه درمواقع و جاهای معین
grog blossom
جوش یاقرمزی روی بینی که ازخوردن نوشابه زیادپیدامیشود
mead
نوشابه الکلی مرکب از عسل واب ومالت وماده مخمر شهد اب
on sale
فروشی
on offer
فروشی
for sale
فروشی
disposability
فروشی
sales
فروشی
pedantry
فضل فروشی
snack bars
ساندویچ فروشی
upholstery
مبل فروشی
priggery
علم فروشی
priggishness
علم فروشی
snack bar
ساندویچ فروشی
smithies
اهن فروشی
prudishness
عفت فروشی
perfumery
عطر فروشی
pedlary
دست فروشی
ironmongery
اهن فروشی
drugstores
دوا فروشی
drugstore
دوا فروشی
optometry
عینک فروشی
peacockery
خود فروشی
smithy
اهن فروشی
retail dealing
خرده فروشی
draperies
پارچه فروشی
wineshop
باده فروشی
draperies
ماهوت فروشی
drapery
پارچه فروشی
whole sale trade
عمده فروشی
whole sale dealer
عمده فروشی
drapery
ماهوت فروشی
toggery
لباس فروشی
haberdashery
خرازی فروشی
taproom
بارمشروب فروشی
cash crop
فرآورد فروشی
retail sales
خرده فروشی
retail trade
خرده فروشی
salter
نمک فروشی
short sale
پیش فروشی
short sale
سلم فروشی
slopwork
دوخته فروشی
upholstery
پرده فروشی
cash crop
محصول فروشی
toploftiness
خود فروشی
snobbery
افاده فروشی
chandlery
شمع فروشی
glassman
شیشه فروشی
greengrocery
سبزی فروشی
stapling
مرکزعمده فروشی
dealing in slaves
برده فروشی
butchery business
گوشت فروشی
grocer's shop
خواربار فروشی
grocer's
خواربار فروشی
bijouterie
جواهر فروشی
food shop
خواربار فروشی
grocery store
[American E]
خواربار فروشی
grocery
خواربار فروشی
stapled
مرکزعمده فروشی
staple
مرکزعمده فروشی
retail
جزئی فروشی
retail
خرده فروشی
slave trade
برده فروشی
newsstand
روزنامه فروشی
jewelry
جواهر فروشی
wholesale
عمده فروشی
proslavery
طرفداری از برده فروشی
wineshop
مغازه شراب فروشی
cutlery
کارد وچنگال فروشی
wholesale price
قیمت عمده فروشی
convenience store
خواربار فروشی کوچک
convenience stores
خواربار فروشی کوچک
bars
میکده بارمشروب فروشی
smithies
فلز فروشی اهنگری
smithy
فلز فروشی اهنگری
ostentation
خود فروشی تظاهر
oversold
فزون فروشی کردن
oversells
فزون فروشی کردن
sales
جنس فروشی فروش
soda fountains
مغازه لیموناد فروشی
overselling
فزون فروشی کردن
soda fountain
مغازه لیموناد فروشی
oversell
فزون فروشی کردن
ticket office
باجه بلیت فروشی
bar
میکده بارمشروب فروشی
vintnery
عمده فروشی شراب
box offices
باجه بلیط فروشی
quantity rebate
تخفیف عمده فروشی
quantity discount
تخفیف عمده فروشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com