English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (9 milliseconds)
English Persian
write نوشتن
writes نوشتن
pen نوشتن
penned نوشتن
penning نوشتن
pens نوشتن
inscribe نوشتن
inscribed نوشتن
inscribes نوشتن
inscribing نوشتن
indite نوشتن
pt down نوشتن
set down نوشتن
superscrible نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
to put down نوشتن
to reduce to writing نوشتن
to set down نوشتن
put down <idiom> نوشتن
to make out نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
to draw up نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
Other Matches
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
scribbling بد نوشتن
scribbles بد نوشتن
scrawling بد نوشتن
scribbled بد نوشتن
scrawled بد نوشتن
scrawls بد نوشتن
scribble بد نوشتن
write head هد نوشتن
scrawl بد نوشتن
circumscribes نوشتن در دور
circumscribed نوشتن در دور
circumscribing نوشتن در دور
circumscribe نوشتن در دور
autographs دستخط نوشتن
autographing دستخط نوشتن
autographed دستخط نوشتن
autograph دستخط نوشتن
commentating تقریظ نوشتن
commentates تقریظ نوشتن
rewrite دوباره نوشتن
pen خامه نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
rewriting باز نوشتن
rewriting دوباره نوشتن
rewrites باز نوشتن
rewrites دوباره نوشتن
rewrite باز نوشتن
rewritten باز نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
itemizing به اقلام نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
penning خامه نوشتن
itemize به اقلام نوشتن
itemising به اقلام نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
prose نثر نوشتن
penmanship طرز نوشتن
penned خامه نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
write-offs زود نوشتن
write-off زود نوشتن
write off زود نوشتن
write-ups به تفصیل نوشتن
write-up به تفصیل نوشتن
write up به تفصیل نوشتن
editorializing سرمقاله نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
pens خامه نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
over write جای نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
impanel در صورت نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
hyphenate با خط پیوند نوشتن
handwrite بادست نوشتن
graphomania شهوت نوشتن
engross درشت نوشتن
elegize قصیده نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
overwrite دومرتبه نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
overwrite جای نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
write head نوک نوشتن
wirte only تنها نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
to write off به اسانی نوشتن
tired of writing خسته از نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
r/w خواندن- نوشتن
precis خلاصه نوشتن
poetize شعر نوشتن
poeticize شعر نوشتن
allegorize تمثیل نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
enlist درفهرست نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
tables در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
table در فهرست نوشتن
preface دیباچه نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
annotates یادداشت نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
annotate تفسیر نوشتن
annotate یادداشت نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
rewrote باز نوشتن
invoiced فاکتور نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
list در فهرست نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
tablet بر لوح نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
jot با شتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
scribble باشتاب نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
program برنامه نوشتن
invoice فاکتور نوشتن
to dip ones pen in gall سخت نوشتن
jots با شتاب نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
graphic وابسته به فن نوشتن
programs برنامه نوشتن
duplicates المثنی نوشتن یابرداشتن
capitalization نوشتن با حروف بزرگ
stave روی خط حامل نوشتن
capitalizing باحروف درشت نوشتن
review مقالات انتقادی نوشتن
reviewed مقالات انتقادی نوشتن
reviews مقالات انتقادی نوشتن
rewrote نوشتن مجدد چیزی
duplicated المثنی نوشتن یابرداشتن
reviewing مقالات انتقادی نوشتن
duplicating المثنی نوشتن یابرداشتن
duplicate المثنی نوشتن یابرداشتن
rewritten نوشتن مجدد چیزی
rewriting نوشتن مجدد چیزی
capitalises باحروف درشت نوشتن
capitalised باحروف درشت نوشتن
documenting نوشتن شرح یک فرآیند
misspelt بااملای غلط نوشتن
misspells بااملای غلط نوشتن
misspelled بااملای غلط نوشتن
misspell بااملای غلط نوشتن
types با ماشین تحریر نوشتن
typed با ماشین تحریر نوشتن
paeans پیروزی نامه نوشتن
capitalising باحروف درشت نوشتن
capitalize باحروف درشت نوشتن
debit پای کسی نوشتن
debited پای کسی نوشتن
rewrites نوشتن مجدد چیزی
debiting پای کسی نوشتن
debits پای کسی نوشتن
rewrite نوشتن مجدد چیزی
document نوشتن شرح یک فرآیند
capitalizes باحروف درشت نوشتن
documented نوشتن شرح یک فرآیند
type با ماشین تحریر نوشتن
send away for something <idiom> تقاضا نامه نوشتن
dyslexic ناتواندر یادگیریخواندنو نوشتن
write protect ring حلقه حفافت از نوشتن
write inhibit ring حلقه ممانعت از نوشتن
type write با ماشین تحریر نوشتن
transliterate حرف بحرف نوشتن
to write off زود نوشتن وفرستادن
to take down نوشتن پایین اوردن
to write an exam امتحان کتبی نوشتن
to do a test امتحان کتبی نوشتن
to write up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to make out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to draw up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
paper روی کاغذ نوشتن
interline بین سطور نوشتن
interline در میان سطرها نوشتن
interlination نوشتن بین سطور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com