Total search result: 219 (10 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
deposition |
نوشته |
depositions |
نوشته |
writ |
نوشته |
writs |
نوشته |
record |
نوشته |
text |
نوشته |
texts |
نوشته |
manuscript |
نوشته |
manuscripts |
نوشته |
letter |
نوشته |
letters |
نوشته |
inscription |
نوشته |
inscriptions |
نوشته |
opus |
نوشته |
opuses |
نوشته |
epigraph |
نوشته |
paper work |
نوشته |
papeteries |
نوشته |
scrip |
نوشته |
|
|
Other Matches |
|
orphans |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
orphan |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
orphaned |
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود |
pseudograph |
نوشته جعلی |
cryptogram |
نوشته رمزی |
writings |
نوشته نوشتجات |
petrograph |
سنگ نوشته |
petroglyph |
سنگ نوشته |
it is written that |
نوشته اندکه |
hierogram |
نوشته قدس |
cryptograph |
نوشته رمزی |
writing |
نوشته نوشتجات |
manuscript |
دست نوشته |
chirograph |
دست نوشته |
ancient manuscript |
نوشته قدیمی |
hand writing |
دست نوشته |
written |
نوشته شده |
handwriting |
دست نوشته |
callout |
نوشته راهنما |
numbers |
عدد نوشته شده |
cryptanalysis |
کشف نوشته رمزی |
letter press |
نوشته وابسته به عکسها |
imperscriptible |
فاقد اجازه نوشته |
it is written that |
نوشته شده است که |
applications |
معمولا به صورت نوشته |
graphically |
بطور نوشته یا منقوش |
pornography |
نوشته شهوت انگیز |
erotica |
نوشته ها واصطلاحات عاشقانه |
inscription |
نقش نوشته خطی |
inscriptions |
نقش نوشته خطی |
scroll |
نوشته یافهرست طولانی |
numerals |
عدد نوشته شده و.. |
numeral |
عدد نوشته شده و.. |
scrolls |
نوشته یافهرست طولانی |
cartouche |
لوح نوشته مزین |
application |
معمولا به صورت نوشته |
number |
عدد نوشته شده |
overwrite |
نوشته داده در محلی |
psychogram |
پیام نوشته روح |
pornograph |
نوشته ها و عکسهای رکیک |
poison pen |
نوشته غرض الود |
repetitive letter |
نوشته شده است |
triglot |
به سه زبان نوشته شده |
packaged software |
بسته پیش نوشته |
opusculum |
اثریا نوشته بی اهمیت |
legends |
نوشته روی سکه ومدال |
graffiti |
نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند |
jotting |
چیزیکه با عجله نوشته شده |
hyphenated |
نوشته شده با فضای خالی |
numeral |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
ad-libs |
بدون نوشته صحبت کردن |
ad-libbing |
بدون نوشته صحبت کردن |
slashed zero |
علامت نوشته یا چاپ شده |
numerals |
اعداد نوشته شده IV, III, II , I و... |
ad-libbed |
بدون نوشته صحبت کردن |
superscription |
عنوان نوشته روی چیزی |
ad-lib |
بدون نوشته صحبت کردن |
legend |
نوشته روی سکه ومدال |
fill out <idiom> |
نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند |
writing |
چیزی که نوشته شده است |
bilingual |
بدو زبان نوشته شده |
accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری |
blasphemous |
نوشته وگفته کفر امیز |
writings |
چیزی که نوشته شده است |
hic jacet |
نوشته روی سنگ قبر |
epitaph |
نوشته روی سنگ قبر |
epitaphs |
نوشته روی سنگ قبر |
purple passage |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
cryptanalyze |
نوشته رمزی را کشف کردن |
autographic |
نوشته شده با دست خودمصنف |
purple patch |
نوشته اراسته به صنایع بدیعی |
equation |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
equations |
فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل |
NCR paper |
نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود |
integrated accounting package |
بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع |
italic |
حرف به صورت itoloc نوشته شده |
absolute address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
to read between the lines |
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن |
subscript |
چیزی که در پایین نامه نوشته شود |
software package |
بسته پیش نوشته نرم افزاری |
ballots |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
machine address |
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق |
It is written for our benefit |
نوشته کردن برای ما فایده دارد |
postfix |
کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری |
termination notice |
فسخ نوشته شده [قرارداد کاری] |
modular accounting package |
برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی |
compilation |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
ballot |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
balloted |
رای مخفی مجموع اراء نوشته |
compilations |
جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته |
applying |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
machined |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
machine |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
pitches |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
apply |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
machines |
فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند |
pitch |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
hair stroke |
خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی |
grapho |
پیشوند بمعنی نوشته و ثبت شده و نوشتن |
graffito |
حروف یا تصاویری که بردیوار نوشته شده باشد |
repondez s'il vous plait [RSVP] |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
please reply |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
applies |
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته |
parodies |
نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد |
Take a fresh sheet of paper. |
یک ورق کاغذ تازه ( نوشته نشده ) بردار |
The letter is addressed to you . |
نامه بعنوان شما نوشته شده است |
unless otherwise prescibed [by the doctor] |
مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته |
backhanded |
با پشت دست نوشته شده چپ طعنه امیز |
nominal value |
قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده |
bibliotics |
بررسی دست نوشته برای تعیین اصالت ان |
parody |
نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد |
the paper is written all over |
همه جای کاغذ نوشته شده است که |
sic |
علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده |
user |
نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است |
rubric |
عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد |
parodist |
کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد |
users |
نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است |
directs |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
rubrics |
عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد |
personals |
بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود |
hudibrastic |
نوشته شده بصورت دوبیتی هشت هجایی ومضحک |
rational number |
عددی که به عنوان تقسیم دو عدد کامل نوشته میشود |
direct |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
directed |
دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند |
notation |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند |
notations |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند |
head word |
کلمه یاجملهای که در سراغاز فصل یا بخش کتاب نوشته میشود |
home grown software |
برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری |
round robin (letter) <idiom> |
نامهای که دست جمعی نوشته شود (هرگوشه آن بوسیله شخصی) |
sickest |
علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن |
sibilline books |
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند |
objects |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
pseudepigrapha |
نوشته هاوکتابهای مشکوک الاعتباری که تالیف انهارابنویسندگان نسبت میدهد |
objecting |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
object |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
indirect objects |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
direct objects |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
Lower third |
قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه] |
sick |
علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن |
teleprompter |
اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون |
aston [British E] |
قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه] |
chyron [American E] |
قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه] |
objected |
سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است |
apocrypha |
کتاب مشکوکی که راجع بزندگی عیسی ودین مسیح نوشته شده |
wires |
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست |
annotations |
علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند |
wire |
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست |
annotation |
علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند |
cell |
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود |
nuncupative will |
وصیتی که ابتدا در حضور عدهای ازشهود اعلام و متعاقبا"نوشته میشود |
Queen's English [King's English] <idiom> |
[انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.] |
demount |
کنار گذاشتن یک رسانه ذخیره مغناطیسی از دستگاهی که روی ان نوشته و از ان می خواند |
language |
زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود |
cells |
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود |
languages |
زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود |
insertion point |
نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود |
face value |
مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است |
bespoke software |
نرم افزاری بکه برای یک نیاز خالص مصرف کننده نوشته شده است |
capitals |
کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند |
styling |
فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده |
caps |
کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند |
vertical diagraph |
شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود |
postfix |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید |
styles |
فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده |
styled |
فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده |
style |
فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده |
soft sector |
علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود |
buffer |
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که در حافظه اصلی خوانده یا نوشته شود |
specific code |
کد برنامه که طوری نوشته شده است که فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند |
self compiling compiler |
کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد |
palimpsest |
نسخه خطی یا دست نوشتهای که نوشتهء روی ان پاک شده و دوباره رویش نوشته باشند |
documented |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
traces |
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود |
trace |
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود |
destructive addition |
عمل جمع که در آن نتیجه روی یکی از عملوندها نوشته میشود یعنی دوباره نویسی صورت می گیرد |
traced |
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود |
document |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
documenting |
1-کاغذ همراه با نوشته روی آن . 2-فایلی که حاوی متن ایجاد شده توسط پردازنده کلمه است |
reads |
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است |
read |
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است |
reverse |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد |
reversed |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد |
reversing |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد |
flash card |
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد |
reverses |
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد |
p system |
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند |
multiplication |
علامت نوشته شده یا چاپ شده x برای نمایش ضرب دو عدد |
registers |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
copyright |
بیان حق کپی یک کار نوشته شده با چاپ یک حق کپی و نشر آن |
registering |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
copyrights |
بیان حق کپی یک کار نوشته شده با چاپ یک حق کپی و نشر آن |
synthetic address |
زبان برنامه نویسی که برنامه اصلی به آن نوشته شده است |
register |
ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود |
source language |
1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه |
recognition |
فرایندی که امکان تشخیص نوری حروف چاپ شده یا نوشته شده را میدهد. |
letter |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
letters |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
straight line coding |
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر |
prefixes |
کد یا دستور یا حرفی که در شروع پیام یا دستور نوشته شود |
concordances |
فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما |