Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (8 milliseconds)
English
Persian
alkahest
نوش دارو
cure all
نوش دارو
Search result with all words
love potion
مهر دارو شربت عشق امیز
love potions
مهر دارو شربت عشق امیز
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
drug
دارو
drug
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugged
دارو
drugged
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging
دارو
drugging
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugs
دارو
drugs
دارو خوراندن تخدیر کردن
withdrawal
ترک دارو
withdrawals
ترک دارو
cure
دارو
cured
دارو
cures
دارو
pill
حب دارو
pills
حب دارو
medication
دارو
medications
دارو
pharmaceutical
دارو
pharmaceuticals
دارو
withdrawal symptoms
نشانههای ترک دارو
doze
مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze
دوز یک خوراک دارو
dozed
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozed
دوز یک خوراک دارو
dozes
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozes
دوز یک خوراک دارو
dozing
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dozing
دوز یک خوراک دارو
dosage
مقدار تجویز شده دارو
dosage
یک خوراک دارو
dosage
مقدار استعمال دارو
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار تجویز شده دارو
dosages
یک خوراک دارو
dosages
مقدار استعمال دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
medicine
دارو
medicines
دارو
medicament
دارو
medicaments
دارو
remedied
دارو
remedies
دارو
remedy
دارو
remedying
دارو
dose
مقدار دارو
dose
یک خوراک دارو
dosed
مقدار دارو
dosed
یک خوراک دارو
doses
مقدار دارو
doses
یک خوراک دارو
dosing
مقدار دارو
dosing
یک خوراک دارو
potion
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
potions
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
medics
دارو
dope
دارو دادن تخدیر کردن
dopes
دارو دادن تخدیر کردن
seasoning
دارو زنی بچوب
calomel
کرم دارو
chemic
دارو فروش
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
dose rate
نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
dosimetry
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
drug abuse
سوء استفاده از دارو
drug holiday
ترک موقت دارو
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
hocus
نوشابه دارو زده
hyssop
اشنان دارو
iamatology
مبحث دارو شناسی پزشکی
love philtre
مهر دارو شربت سحر امیز
lungwort
سینه دارو
male fern
کیل دارو
materia medica
دارو
medicinally
با دارو
miyhridate
زهر دارو پادزهر
muller
دارو ساز
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
natural philosophy
دارو
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
orthopathy
معالجه بدون دارو
pharmaceutic
دارو
pharmacodynamics
مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
philter
مهر دارو
philtre
مهر دارو
pouch kit
جعبه دارو
pouch kit
جای دارو
puisne judge
دارو جز
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
reconstituent
دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
substance withdrawal
ترک دارو
troche
قرص دارو
vial
شیشه کوچک دارو
withdrawal syndrome
نشانگان ترک دارو
Other Matches
medications
دارو
[به طور کلی ]
drugs
دارو
[به طور کلی ]
drugs of every description
[of all descriptions]
همه نوع دارو
spaced out
<idiom>
از خوردن دارو گیج شدن
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
This drug excites the nerves.
این دارو اعصاب را تحریک می کند
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com