Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English
Persian
borsch
نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borscht
نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
Other Matches
chowder
نوعی ابگوشت
sambo
نوعی جودو روسی
brewis
ابگوشت
sop
ابگوشت
bree
ابگوشت
gravy
ابگوشت
sops
ابگوشت
cullis
ابگوشت
gippo
ابگوشت
stewpan
ابگوشت پز
broth
ابگوشت
soups
ابگوشت
soup
ابگوشت
bouillon
ابگوشت
potage
ابگوشت غلیظ
slops
ابگوشت پرازاب
primeral borth
ابگوشت اولیه
gravy soup
ابگوشت تنقاب
consomme
ابگوشت غلیظ
gumbo
ابگوشت بامیه
soupy
شبیه ابگوشت
stewpan
فرف ابگوشت پزی
russ
روسی
muzhik or moujik
روسی
muscovite
روسی
russo
روسی و.......
russian
روسی
julienne
ابگوشت سبزیجات بریده شده
madrilene
ابگوشت غلیظ گوجه فرنگی
split jump
پرش روسی
vodka
عرق روسی
calkin
نعل روسی
russify
روسی شدن
russian defence
دفاع روسی
pickaxes
کلنگ روسی
russianize
روسی کردن
pickaxe
کلنگ روسی
russification
روسی سازی
vodkas
عرق روسی
pickax
کلنگ روسی
rouble
منات روسی
parian ware
چینی یا روسی
roubles
منات روسی
bisk
ابگوشت یا اشی که ازگوشت پرنده ومیگو
petrov
دفاع پتروف یا روسی
ruble
منات روسی روبل
kvass
ابجو کم الکل روسی
pogrom
قتل عام منظم روسی
pogroms
قتل عام منظم روسی
tarantass
درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
Kremlin
[برج روسی داخل شهر موسکو]
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
two pawns game
بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
viridity
سبزی
legume
سبزی
veg
سبزی
greenstuff
سبزی
virescence
سبزی
vegetable
سبزی
green stuff
سبزی
green meat
سبزی
green jaundice
سبزی
greenery
سبزی
greenless
بی سبزی
greenth
سبزی
greenness
سبزی
viridescence
میل به سبزی
green vegetable
سبزی خوراکی
coster
سبزی فروش
verdancy
حالت سبزی
wrack
اشغال سبزی
greengrocery
سبزی فروشی
vegetable soup
سوپ سبزی
vegetably
سبزی وار
vegetably
بشکل سبزی
pot herb
سبزی پختنی
obsequious
سبزی پاک کن
greengrocers
سبزی فروش
fawner
سبزی پاک کن
greengrocer
سبزی فروش
virescence
سبزی غیرعادی دربرگهای گل
vegetable diet
خوراک سبزی دار
What vegetables do you have?
چه سبزی هایی دارید؟
maket garden
باغ سبزی کاری
verdure
تازگی سبزیجات سبزی
pickler
پیازترشی سبزی ترشی
buble and squeak
قیمه با سبزی یا کلم
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
costermonger
سبزی فروش دوره گرد
garden stuff
حاصل باغ :سبزی ومیوه
minestrone
سوپ غلیظ سبزی ولوبیاوماکارونی
olla
یکجور اش سبزی دار دراسپانی
fawningly
ازروی سبزی پاک کنی
fawning
دم لابه سبزی پاک کنی
the greenish hue of blue
حالتی از رنگ ابی که به سبزی بزند
flatteringly
متملقانه ازروی سبزی پاک کنی
olericulture
سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
Cooked vegetables digest easily.
سبزی پخته زود هضم است.
gallows bird
کسی که سرش بوی قرمه سبزی میدهد
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
green bice
رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
gonidium
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
bakuninism
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
fellow feeling
حس هم نوعی
generic
نوعی
a kind
[of]
نوعی
[از]
typical
نوعی
some kind
[of]
یک نوعی
[از]
cornett
نوعی شیپور
greyhounds
نوعی تازی
bill
نوعی شمشیرپهن
bills
نوعی شمشیرپهن
copal
نوعی رزین
patent anchor
نوعی لنگر
pecker
نوعی کلنگ
mastic
نوعی درزبند
greyhound
نوعی تازی
charade
نوعی بازی
cutter
نوعی کرجی
cutters
نوعی کرجی
charade
نوعی معما
gannister
نوعی کوارتزپست
fireweed
نوعی کاهو
cole
نوعی کلم
garden heiliotrope
نوعی سمنه
gazehound
نوعی سگ شکاری
orthographic
نوعی طرح
ganister
نوعی کوارتزپست
gabbro
نوعی سنگ
colts
نوعی طپانچه
colt
نوعی طپانچه
cowslip
نوعی پامچال
cutlasses
نوعی قمه
clove hitch
نوعی گره
near leg pickup and turnover
نوعی کنده رو
cutlass
نوعی قمه
fox terrier
نوعی سگ اهلی
goldeneye
نوعی مرغابی
goggle eye
نوعی ماهی
broccoli
نوعی گل کلم
brocoli
نوعی گل کلم
harvestman
نوعی عنکبوت
marc
نوعی عرق
crap
نوعی قمار
crapped
نوعی قمار
crapping
نوعی قمار
kb 0
نوعی هواپیماست
kenning
نوعی استعاره
easter lily
نوعی سوسن
bulldogs
نوعی سگ بزرگ
bulldog
نوعی سگ بزرگ
malvasia
نوعی انگور
dog rose
نوعی از گل نسرین
lutestring
نوعی پروانه
lithomarge
نوعی کائولین
dalmatian
نوعی سگ بزرگ
lustring
نوعی پروانه
cutlas
نوعی قمه
elecampane
نوعی شیرینی
mixer
نوعی خط دفاعی
fireman's carry from kneeling position
نوعی یک دست و یک پا
tipping
نوعی اسکی
tip
نوعی اسکی
cowry
نوعی کس گربه
cowries
نوعی کس گربه
cowrie
نوعی کس گربه
feist
نوعی سگ کوچک
india paper
نوعی کاغذنازک
it is of a different kind
نوعی دیگراست
eulachon
نوعی ماهی
mapes
نوعی پرش با یک پا
cotype
نوعی فرعی
mixers
نوعی خط دفاعی
manta
نوعی ردا
crowfoot
نوعی شمعدانی
tweed
نوعی فاستونی
peanoforte
نوعی پیانو
cowslips
نوعی پامچال
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
chihuahuas
نوعی سگ کوچک.
chihuahua
نوعی سگ کوچک.
beaver tail
نوعی کاشی
calash
نوعی درشکه
calvados
نوعی عرق
taffy
نوعی اب نبات
type tests
ازمایشهای نوعی
typical sample
نمونه نوعی
typical
نمونه نوعی
cane brake
نوعی ازعلف
slip joint pliers
نوعی انبردست
camphor oil
نوعی روغن
bakkie
نوعی ماشین
drop
[نوعی طاق]
bodkin
نوعی جوالدوز
albacore
نوعی زیردریایی
blood knot
نوعی گره
blocking capacitor
نوعی خازن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com