Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
asteroid
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroids
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
Other Matches
girandole
نوعی اتشبازی چرخنده
leading lady
ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
lymphocyte
نوعی از گویچههای سفیدخون که یک هسته دارد
girgerbread
نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد
bloodhound
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhounds
نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
griesen
نوعی سنگ گرافیتی که کوارتز و میکا دارد
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
mince pies
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
mince pie
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
pyrotechnic
مربوط به فن اتشبازی
hereford
نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
bear's foot
نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
sparklers
اتشبازی جرقه دار
sparkler
اتشبازی جرقه دار
rhythm-and-blues
نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
galbanum
نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
planets
ستاره سیار ستاره بخت
planet
ستاره سیار ستاره بخت
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform
ستاره وار ستاره وش
pens
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penning
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penned
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pen
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
stellar
پر ستاره
starless
بی ستاره
asterisks
ستاره
asterisk
ستاره
star
ستاره
stars
ستاره
aster
ستاره
starred
ستاره
multiple star
ستاره چندگانه
pipped
ستاره سردوش
companion
ستاره ندیم
astronomers
ستاره شناس
pip
ستاره سردوش
asteroids
شبیه ستاره
supergaint
ستاره ابرغول
hexagram
ستاره شش وجهی
vesper
ستاره غروب
nova
فانی ستاره
north star
ستاره شمالی
pipping
ستاره سردوش
morning star
ستاره بامدادی
neptune
ستاره نپتون
morning star
ستاره صبح
stelliform
بشکل ستاره
asteroid
شبیه ستاره
medusa
ستاره دریایی
stellate
ستاره مانند
y connection
اتصال ستاره
neutron star
ستاره نوترونی
north star
ستاره قطبی
pips
ستاره سردوش
moring star
ستاره بامداد
astronomer
ستاره شناس
y network
شبکه ستاره
y voltage
ولتاژ ستاره
pulsating star
ستاره تپنده
star voltage
ولتاژ ستاره
sabaism
ستاره پرستی
star spangled
ستاره نشان
sea nettle
ستاره دریای
starfish
ستاره دریایی
star spangled
مزین به ستاره
star finder
ستاره یاب
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
comets
ستاره گیسودار
comet
ستاره گیسودار
star washer
واشر ستاره ای
proto star
پیش ستاره
polestar
ستاره قطبی
uranus
ستاره اورانوس
starlike
ستاره مانند
starlet
ستاره کوره
planetesimal
کوچک ستاره
pluto
ستاره پلوتو
y winding
اتصال ستاره
polaris
ستاره قطبی
starlet
ستاره کوچک
polaris
ستاره جدی
star bit
بیت ستاره
star connection
اتصال ستاره
fixed star
ستاره ثابت
asterism
نشان ستاره
asteroidal
مانند ستاره
astronavigation
ستاره نوردی
astronmer
ستاره شناس
gaint star
ستاره غول
georgium sidus
ستاره جرج
asterisk
نشان ستاره
camelopard
ستاره زرافه
cameleopardalis
ستاره زرافه
shooting star
ستاره ثاقب
sea pad
ستاره دریایی
asterial
ستاره شکل
finger fish
ستاره دریایی
d. star
ستاره جفتی
day star
ستاره بامداد
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
daystar
ستاره بامداد
dwarf star
ستاره کوتوله
evening star
ستاره شامگاهی
astrologers
ستاره شناس
astrologer
ستاره شناس
Jove
ستاره مشتری
astral
شبیه ستاره
lodestaror load
ستاره قطبی
asterisks
نشان ستاره
loadstar
ستاره قطبی
lodestar
ستاره راهنما
Pole Star
ستاره قطبی
loadstar
ستاره راهنما
lodestar
ستاره قطبی
lucifer
ستاره بامدادی
lunette
ستاره صغیر
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
goats
ستاره جدی
goat
ستاره جدی
stellar
ستاره وار
hesper
ستاره مغرب
hesperus
ستاره شام
shooting stars
ستاره ثاقب
mars
ستاره مریخ
stellar
شبیه ستاره
pulsating star
ستاره ضربان دار
regulus
ستاره قلب الاسد
Dingbat
نوشتاری که حاوی ستاره
venus
زن زیبا ستاره زهره
asterisks
با ستاره نشان کردن
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
all star
تیم تمام ستاره
all-star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
caster
ستاره اول دو پیکر
campaign star
نشان جنگی ستاره
stellify
بشکل ستاره دراوردن
asteroid
ستاره مانند ستارهای
asteroids
ستاره مانند ستارهای
stellify
بشکل ستاره درامدن
stellular
شبیه ستاره کوچک
bronze star medal
مدال ستاره برنز
supergaint
ستاره فوق غول
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
azimuth
ازیموت ستاره السمت
starfinder
دستگاه ستاره یاب
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
comets
ستاره دنباله دار
comet
ستاره دنباله دار
star crossed
دارای ستاره نحس
star delta switch
کلید ستاره مثلث
star globe
ستاره یاب کروی
star of bethlehem
ستاره بیت اللحم
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
blazing star
ستاره دنباله دار
stars
نشان ستاره اختر
casters
ستاره اول دو پیکر
castor
ستاره اول دو پیکر
castors
ستاره اول دو پیکر
starred
نشان ستاره اختر
pentalpha
ستاره پنج پره
pentagram
ستاره پنج راس
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
he can read the sky
ستاره شناس است
asterisk
با ستاره نشان کردن
astreated
تزئین شده با ستاره ها
starlight
وابسته بنور ستاره
receptor
ستاره مساعد گیرنده
star
نشان ستاره اختر
medusoid
مانند ستاره دریایی
moring star
ستاره صبح ناهید
receptors
ستاره مساعد گیرنده
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
sirius
ستاره کاروان کش درکلب اکبر
planetarium
سیاره نما ستاره دیدگاه
cometography
شرح ستاره دنباله دار
planetariums
سیاره نما ستاره دیدگاه
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com