English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (8 milliseconds)
English Persian
fugue نوعی الت بادی موسیقی
fugues نوعی الت بادی موسیقی
Search result with all words
saxophone نوعی الت موسیقی بادی
saxophones نوعی الت موسیقی بادی
Other Matches
wind instrument الات موسیقی بادی
wind instruments الات موسیقی بادی
euphonium یکجورالت موسیقی بادی
reed الت موسیقی بادی
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
woodwind موسیقی برای سازهای بادی چوبی
aeolian harp آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
schooner نوعی قایق بادی
schooners نوعی قایق بادی
square rigger نوعی کشتی بادی
english horn نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
glockenspiel نوعی الت موسیقی
dulcet نوعی الت موسیقی
tablature نوعی علائم موسیقی
sext یک ششم نوعی الت موسیقی
celesta نوعی الت موسیقی شبیه پیانو
ocarina نوعی الت موسیقی شبیه نای
acid house party نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
hurdy gurdy نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
rhythm-and-blues نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
acid house نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
fugal وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
air bedding لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
to sight-read something از روی ورقه [نت موسیقی] آلت موسیقی بازی کردن
melody مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melodies مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
MIDI Mapper برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
pneumatic بادی
blowy بادی
body shirt بادی
flatuous بادی
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
wind generator مولد بادی
air gun تفنگ بادی
air rifles تفنگ بادی
wind erosion فرسایش بادی
air rifle تفنگ بادی
wind current جریان بادی
wind corrosion ساییدگی بادی
aeromotor موتور بادی
sailboat قایق بادی
pneumatic tire لاستیک بادی
air bed تشک بادی
air blast transformer مبدل بادی
airgun تفنگ بادی
air brake ترمز بادی
air pump تلمبهء بادی
blow gun تفنگ بادی
blow pipe تفنگ بادی
blowgun تفنگ بادی
hurricane lamps چراغ بادی
air brakes ترمز بادی
pneumatic لاستیک بادی
air operated horn شیپور بادی
sailboats قایق بادی
air hammer چکش بادی
airguns سلاح بادی
airguns تفنگ بادی
blowtube تفنگ بادی
airgun سلاح بادی
at first blush در بادی امر
pneumatic fender دفرای بادی
quicksand ماسه بادی
pneumatic hammer چکش بادی
hurricane lamp چراغ بادی
fly ash خاکستر بادی
pneumatic tools اسبابهای بادی
lantern چراغ بادی
lanterns چراغ بادی
pneumatic riveting پرچکاری بادی
windmills اسیاب بادی
windmill اسیاب بادی
pneumatic press پرس بادی
pop gun تفنگ بادی
dune sand ماسه بادی
running sand ماسه بادی
marine sand ماسه بادی
sailings مسافرت با قایق بادی
popgun تفنگ بادی بچگانه
sailings شراع کشتی بادی
sailed شراع کشتی بادی
vane of windmill پره اسیاب بادی
sail arm پره اسیاب بادی
self moved دارای حرکت بادی
sailing قایقرانی با قایق بادی
chipping hammer چکش بادی اهنبر
chipping hammer چکش بادی اهن بر
sail شراع کشتی بادی
sail مسافرت با قایق بادی
fresh breeze بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
eolation سنگ فرسایی بادی
riveting hammer چکش بادی پرچ
air operated pendulum type screen wiper بادامک پاندولی بادی
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
sailed مسافرت با قایق بادی
auxiliary sailing vessel کشتی بادی موتوردار
windmills هر چیزی شبیه اسیاب بادی
balloon tire لاستیک بادی عاج دار
to go for a sail با کشتی بادی سفریاگردش کردن
peabody picture vocabulary test ازمون واژگان مصور پی بادی
windmill هر چیزی شبیه اسیاب بادی
quartering بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
primafacie در بادی امر قابل قبول
an off shore wind بادی که از سوی دریا بوزد
ophicleide یکجور ساز بادی برنجین
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
yachts کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
yacht کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
to sail [for] با کشتی بادی آغاز به سفر کردن [به]
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
fresh gale بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
chutes سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
open jet tunnel تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
ragtime در موسیقی
treble staff موسیقی
treble clef موسیقی
music موسیقی
ear for music موسیقی
notes نت موسیقی نوشتن
prick نقطه نت موسیقی
noting نت موسیقی نوشتن
background sound موسیقی متن
music halls سالن موسیقی
pricking نقطه نت موسیقی
music hall سالن موسیقی
musical instrument الت موسیقی
pricks نقطه نت موسیقی
ragtime موسیقی ضربی
pricked نقطه نت موسیقی
musical instruments الت موسیقی
opus قطعه موسیقی
ambient music موسیقی پس زمینه
carillons زنگهای موسیقی
carillon زنگهای موسیقی
background music موسیقی متن
ambient music موسیقی متن
quire گروه کر [موسیقی]
background sound موسیقی پس زمینه
forte موسیقی بلند
play music موسیقی ساختن
fortes موسیقی بلند
make music موسیقی ساختن
background music موسیقی پس زمینه
opuses قطعه موسیقی
chamber music موسیقی مجلسی
boogie موسیقی بوگی
boogie موسیقی راک
boleros موسیقی بولرو
unvocal بدون موسیقی
subdominant نت چهارم موسیقی
boogied موسیقی راک
boogied موسیقی بوگی
boogies موسیقی بوگی
boogies موسیقی راک
boogieing موسیقی بوگی
boogieing موسیقی راک
note نت موسیقی نوشتن
computer music موسیقی کامپیوتری
devotion to music دلبستگی به موسیقی
jazz موسیقی جاز
musicality ذوق موسیقی
musicality برابری با موسیقی
musical language زبان موسیقی
music therapy موسیقی درمانی
music synthesizer ایجادکننده موسیقی
instructor of music مشاق موسیقی
musicalness برابری با موسیقی
musicalness ذوق موسیقی
musicologist موسیقی شناس
electronic music موسیقی الکترونیکی
euterpe الهه موسیقی
fa چهارمین نت موسیقی
philharmonic عاشق موسیقی
musical ability توانش موسیقی
noteless غیر موسیقی
musicology موسیقی شناسی
instrumentally با الت موسیقی
concerto قطعه موسیقی
beat ضربت موسیقی
beats ضربت موسیقی
musicians موسیقی دان
musician موسیقی دان
concertos قطعه موسیقی
discos موسیقی دیسکو
disco موسیقی دیسکو
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
noting اهنگ صدا نت موسیقی
immusical خارج ازقواعد موسیقی
anvil سندان [آلت موسیقی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com