Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
Search result with all words
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
Other Matches
wind instrument
الات موسیقی بادی
wind instruments
الات موسیقی بادی
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
reed
الت موسیقی بادی
reed organ
یکنوع الت موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
woodwind
موسیقی برای سازهای بادی چوبی
aeolian harp
آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
schooner
نوعی قایق بادی
schooners
نوعی قایق بادی
square rigger
نوعی کشتی بادی
english horn
نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
glockenspiel
نوعی الت موسیقی
dulcet
نوعی الت موسیقی
tablature
نوعی علائم موسیقی
sext
یک ششم نوعی الت موسیقی
celesta
نوعی الت موسیقی شبیه پیانو
ocarina
نوعی الت موسیقی شبیه نای
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
hurdy gurdy
نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
rhythm-and-blues
نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
acid house
نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
musical chairs
نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
fugal
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
pneumatic
بادی
blowy
بادی
body shirt
بادی
flatuous
بادی
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
wind generator
مولد بادی
air gun
تفنگ بادی
air rifles
تفنگ بادی
wind erosion
فرسایش بادی
air rifle
تفنگ بادی
wind current
جریان بادی
wind corrosion
ساییدگی بادی
aeromotor
موتور بادی
sailboat
قایق بادی
pneumatic tire
لاستیک بادی
air bed
تشک بادی
air blast transformer
مبدل بادی
airgun
تفنگ بادی
air brake
ترمز بادی
air pump
تلمبهء بادی
blow gun
تفنگ بادی
blow pipe
تفنگ بادی
blowgun
تفنگ بادی
hurricane lamps
چراغ بادی
air brakes
ترمز بادی
pneumatic
لاستیک بادی
air operated horn
شیپور بادی
sailboats
قایق بادی
air hammer
چکش بادی
airguns
سلاح بادی
airguns
تفنگ بادی
blowtube
تفنگ بادی
airgun
سلاح بادی
at first blush
در بادی امر
pneumatic fender
دفرای بادی
quicksand
ماسه بادی
pneumatic hammer
چکش بادی
hurricane lamp
چراغ بادی
fly ash
خاکستر بادی
pneumatic tools
اسبابهای بادی
lantern
چراغ بادی
lanterns
چراغ بادی
pneumatic riveting
پرچکاری بادی
windmills
اسیاب بادی
windmill
اسیاب بادی
pneumatic press
پرس بادی
pop gun
تفنگ بادی
dune sand
ماسه بادی
running sand
ماسه بادی
marine sand
ماسه بادی
sailings
مسافرت با قایق بادی
popgun
تفنگ بادی بچگانه
sailings
شراع کشتی بادی
sailed
شراع کشتی بادی
vane of windmill
پره اسیاب بادی
sail arm
پره اسیاب بادی
self moved
دارای حرکت بادی
sailing
قایقرانی با قایق بادی
chipping hammer
چکش بادی اهنبر
chipping hammer
چکش بادی اهن بر
sail
شراع کشتی بادی
sail
مسافرت با قایق بادی
fresh breeze
بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
eolation
سنگ فرسایی بادی
riveting hammer
چکش بادی پرچ
air operated pendulum type screen wiper
بادامک پاندولی بادی
air operated press
پرس بادی پنوماتیکی
sailed
مسافرت با قایق بادی
auxiliary sailing vessel
کشتی بادی موتوردار
windmills
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
balloon tire
لاستیک بادی عاج دار
to go for a sail
با کشتی بادی سفریاگردش کردن
peabody picture vocabulary test
ازمون واژگان مصور پی بادی
windmill
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
quartering
بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
primafacie
در بادی امر قابل قبول
an off shore wind
بادی که از سوی دریا بوزد
ophicleide
یکجور ساز بادی برنجین
yaghtman's anchor
لنگر قایقهای بادی کوچک
yachts
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
yacht
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
to sail
[for]
با کشتی بادی آغاز به سفر کردن
[به]
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
fresh gale
بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
chutes
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind
بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
open jet tunnel
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel
تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
ragtime
در موسیقی
treble staff
موسیقی
treble clef
موسیقی
music
موسیقی
ear for music
موسیقی
notes
نت موسیقی نوشتن
prick
نقطه نت موسیقی
noting
نت موسیقی نوشتن
background sound
موسیقی متن
music halls
سالن موسیقی
pricking
نقطه نت موسیقی
music hall
سالن موسیقی
musical instrument
الت موسیقی
pricks
نقطه نت موسیقی
ragtime
موسیقی ضربی
pricked
نقطه نت موسیقی
musical instruments
الت موسیقی
opus
قطعه موسیقی
ambient music
موسیقی پس زمینه
carillons
زنگهای موسیقی
carillon
زنگهای موسیقی
background music
موسیقی متن
ambient music
موسیقی متن
quire
گروه کر
[موسیقی]
background sound
موسیقی پس زمینه
forte
موسیقی بلند
play music
موسیقی ساختن
fortes
موسیقی بلند
make music
موسیقی ساختن
background music
موسیقی پس زمینه
opuses
قطعه موسیقی
chamber music
موسیقی مجلسی
boogie
موسیقی بوگی
boogie
موسیقی راک
boleros
موسیقی بولرو
unvocal
بدون موسیقی
subdominant
نت چهارم موسیقی
boogied
موسیقی راک
boogied
موسیقی بوگی
boogies
موسیقی بوگی
boogies
موسیقی راک
boogieing
موسیقی بوگی
boogieing
موسیقی راک
note
نت موسیقی نوشتن
computer music
موسیقی کامپیوتری
devotion to music
دلبستگی به موسیقی
jazz
موسیقی جاز
musicality
ذوق موسیقی
musicality
برابری با موسیقی
musical language
زبان موسیقی
music therapy
موسیقی درمانی
music synthesizer
ایجادکننده موسیقی
instructor of music
مشاق موسیقی
musicalness
برابری با موسیقی
musicalness
ذوق موسیقی
musicologist
موسیقی شناس
electronic music
موسیقی الکترونیکی
euterpe
الهه موسیقی
fa
چهارمین نت موسیقی
philharmonic
عاشق موسیقی
musical ability
توانش موسیقی
noteless
غیر موسیقی
musicology
موسیقی شناسی
instrumentally
با الت موسیقی
concerto
قطعه موسیقی
beat
ضربت موسیقی
beats
ضربت موسیقی
musicians
موسیقی دان
musician
موسیقی دان
concertos
قطعه موسیقی
discos
موسیقی دیسکو
disco
موسیقی دیسکو
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
noting
اهنگ صدا نت موسیقی
immusical
خارج ازقواعد موسیقی
anvil
سندان
[آلت موسیقی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com