English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
discant نوعی اواز به درازا بحث کردن
Other Matches
fugal وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
crooned زمزمه کردن اواز
croon زمزمه کردن اواز
croons زمزمه کردن اواز
crooning زمزمه کردن اواز
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
lengthways از درازا
length درازا
lengths درازا
longitude درازا
longitudes درازا
lengthway از درازا
longways از درازا
lengthwise از درازا
half length نصف درازا
transverse joint درز از درازا
longitudinal joint درز از درازا
long measure اندازه درازا
elongation افزایش درازا کشامد
conduplicate از درازا دولا شده
linear or long measure اندازه یا مقیاس در درازا
lasts به درازا کشیدن پایستن
lasted به درازا کشیدن پایستن
last به درازا کشیدن پایستن
furlong واحد درازا مساوی با یک هشتم میل
furlongs واحد درازا مساوی با یک هشتم میل
verst واحد درازا در روسیه برابر 6701 متر
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
sings اواز
songless بی اواز
voice اواز
voicing اواز
voices اواز
sing اواز
arias اواز یکنفره
songster اواز خوان
songfest مجلس اواز
cantillate با اواز خواندن
song اواز سرودروحانی
songs اواز سرودروحانی
aria اواز یکنفره
singsong یک وزن اواز
songstress زن اواز خوان
crooners اواز خوان
crooner اواز خوان
singers اواز خوان
yodeler اواز خوان
singer اواز خوان
airs اواز اهنگ
deep mouthed گنده اواز
loudmouthed بلند اواز
air اواز اهنگ
chitter اواز خواندن
aired اواز اهنگ
scat اواز بی معنی
tune اهنگ صدا اواز
sing تصنیف اواز خواندن
duos اواز یا موسیقی دونفری
cadenzas قطعه اواز یکنفری
duo اواز یا موسیقی دونفری
musicale مجلس ساز و اواز
triller اواز خوان باتحریر
serenader سراینده اواز عاشقانه
tunes اهنگ صدا اواز
cadenza قطعه اواز یکنفری
to sing to sleep با اواز یا لالایی خوابندن
cantabile مناسب برای اواز
singin bird پرنده اواز خوان
cantor اواز خوان مذهبی
sings تصنیف اواز خواندن
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
hers is best مال اواز همه بهتراست
glee club کلوب یا باشگاه اواز و سرود
accompaniments ساز یا اواز همراهی کننده
callithump اواز یاتصنیف هزلی وتفریحی
vaudeville درام دارای رقص و اواز
oratorios قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
acapella اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
quaver لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
oratorio قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
can you pronounce him safe بگویید که اواز خطر محفوظ است
quavers لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavering لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
accompanists همراهی کننده با اواز یاسازی چون پیانو
we sang them home ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
crackback نوعی سد کردن غیرمجاز
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
quintette قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintet قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballads تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
antistrophe حرکت از چپ براست نمایشگران هنگام اواز دسته جمعی
ballad تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
quintets قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
songfest دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
fugues قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fugue قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fudge نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudged نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudges نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudging نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
caroche نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
ark [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
wet stowage نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
ager نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
yodels صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeling صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodel صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeled صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
air cooled oil cooler نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
a kind [of] نوعی [از]
some kind [of] یک نوعی [از]
fellow feeling حس هم نوعی
typical نوعی
generic نوعی
banjo نوعی تار
calash نوعی درشکه
crapped نوعی قمار
dog rose نوعی از گل نسرین
cane brake نوعی ازعلف
rutabaga نوعی کلم
saint bernard نوعی سگ بزرگ
banjos نوعی تار
dalmatian نوعی سگ بزرگ
cowslips نوعی پامچال
banjoes نوعی تار
cutters نوعی کرجی
ragweed نوعی ابروسیا
calvados نوعی عرق
crap نوعی قمار
goggle eye نوعی ماهی
camphor oil نوعی روغن
cutter نوعی کرجی
harvestman نوعی عنکبوت
rear crotch and near arm نوعی کنده رو
cornett نوعی شیپور
crapping نوعی قمار
auk نوعی پنگوئن
cotype نوعی فرعی
drop [نوعی طاق]
auks نوعی پنگوئن
cowslip نوعی پامچال
barnacle نوعی صدف
typical sample نمونه نوعی
kenning نوعی استعاره
aerocommander نوعی هواپیما
kb 0 نوعی هواپیماست
malvasia نوعی انگور
it is of a different kind نوعی دیگراست
manta نوعی ردا
crowfoot نوعی شمعدانی
mapes نوعی پرش با یک پا
marc نوعی عرق
marquise نوعی گلابی
mastic نوعی درزبند
acaleph نوعی صدف
bandora نوعی سه تار
bandore نوعی سه تار
type tests ازمایشهای نوعی
airedale نوعی سگ خرمایی
typical نمونه نوعی
lithomarge نوعی کائولین
another guess نوعی دیگر
chihuahuas نوعی سگ کوچک.
chihuahua نوعی سگ کوچک.
cutlas نوعی قمه
cod نوعی ماهی
lustring نوعی پروانه
lutestring نوعی پروانه
albacore نوعی زیردریایی
rusk نوعی بیسکویت
petard نوعی بمب
bulldogs نوعی سگ بزرگ
Rosepink <adj.> <noun> نوعی صورتی
blintz نوعی شیرینی
blintze نوعی شیرینی
blocking capacitor نوعی خازن
patent anchor نوعی لنگر
blood knot نوعی گره
peanoforte نوعی پیانو
bodkin نوعی جوالدوز
tweed نوعی فاستونی
chowder نوعی ابگوشت
phylogenesis پدیدایی نوعی
plylogeny پدیدایی نوعی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com