English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
fuller's earth نوعی خاک رس مخصوص لکه گیری پارچه
Other Matches
chiffon نوعی پارچه ابریشمی
doily نوعی پارچه ابریشمی
lockram نوعی پارچه کتانی
grogram نوعی پارچه زمخت
mantua نوعی پارچه ابریشمی
drabbet نوعی پارچه کتانی
dud نوعی پارچه پشمی
doilies نوعی پارچه ابریشمی
canvas کرباس پارچه مخصوص نقاشی
canvases کرباس پارچه مخصوص نقاشی
gingham نوعی پارچه پنبهای یا کتانی
dornick نوعی پارچه پشمی وابریشمی
faille نوعی پارچه ساده بافت
cerement پارچه مومیایی مخصوص کفن اموات
kier یا پاتیل مخصوص جوشاندن پارچه وسفیدکردن ان
duffle نوعی پارچه پشمی وضخیم وخشن
duffel نوعی پارچه پشمی وضخیم وخشن
melton نوعی پارچه پشمی نرم ومحکم
cambric نوعی پارچه کتانی فریف قمیص
surah نوعی پارچه ابریشمی زنانه ابریشم مصنوعی
dungaree نوعی پارچه پنبهای نامرغوب زبر وخشن
stockinet پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
tailor's chalk گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه
silkaline پارچه ابریشمی سبک وحریرنمای مخصوص پرده وغیره
stockinette پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
moquette پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
gaskets نوعی ابزار مخصوص
gasket نوعی ابزار مخصوص
exception reporting گزارش گیری مخصوص
gin rummy نوعی بازی رامی مخصوص دو نفر
dragster نوعی اتومبیل مخصوص مسابقه سرعت
sniperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
rotometer دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
rotameter دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب
wine taster جام شراب مخصوص نمونه گیری
snooperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
gimp نوعی ریسمان ماهی گیری
flemish brick نوعی اجر سخت و زردرنگ مخصوص اجرفرش
hot wire ammeter نوعی وسیله اندازه گیری جریان
ski mine نوعی مین ضد نفر مخصوص نصب در معابر اسکی
blazers نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
blazer نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
micrometer caliper پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
capacitance bridge نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
supertropical bleach نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
galloway اسب مخصوص چهار نعل نوعی تاتوی اسکاتلندی ازنژاد گالووی
spatula مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatulas مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
thieving paste مایع مخصوص اغشتن شاغول اندازه گیری عمق مخزن ناو
mauler نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
calliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
caliper نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
comouflage detection photography نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
foulard نوعی پارچه نخی وابریشمی یا نخی
fuzzy logic نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
fuzzy theory نوعی منط ق در برنامه نویسی کامپیوتری که روشهای نتیجه گیری در مغز بشر را جانشین میکند
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
coding صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
bengaline نوعی پارچه راه راه
jigsaw puzzle نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
kabal قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
biased fabric پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
canvases پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
canvas پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
tartan یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
shagreen چرم دان دان نوعی پارچه ابریشمی دان دان
sarsenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarcenet پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
three piece سه پارچه
fabric پارچه
cloths پارچه
consolidated یک پارچه
cloth پارچه
stuff پارچه
stuffs پارچه
textiles پارچه
stuffed پارچه
fabrics پارچه
monolithic یک پارچه
solids یک پارچه
moire پارچه
solidungular یک پارچه سم
solid یک پارچه
manta پارچه
moir پارچه
textile پارچه
piece part قطعه یک پارچه
haircloth پارچه خیمهای
tatter تکه پارچه
ticking پارچه دوشکی
cotton پارچه نخی
flock paper پارچه نما
jersey پارچه کشباف
cottons پارچه نخی
ticking پارچه تشکی
flush decker پل هوایی یک پارچه
kerseymere پارچه کشمیری
khaki پارچه ارتشی
jerseys پارچه کشباف
shirting پارچه پیراهنی
lambrequin پارچه روبخاری
fluff خواب پارچه
linen پارچه کتانی
skirtings پارچه دامنی
skirting پارچه دامنی
rag dolls عروسک پارچه یی
rag doll عروسک پارچه یی
indiscretely بطور یک پارچه
soliped یک پارچه سم جانورتک سم
swathing clothes پارچه قنداقی
mackintoshes پارچه بارانی
oiled cloth پارچه روغنی
gabardine پارچه گاباردین
lustring پارچه براق
drapers پارچه فروش
aba پارچه عبایی
macintosh پارچه بارانی
integrated aircraft هواپیمای یک پارچه
rep پارچه مبلی
lutestring پارچه براق
fagend سرتیکه پارچه
draper پارچه فروش
varnished cloth پارچه اغشته
empire cloth پارچه روغنی
cardigan پارچه ژاکت
swaddling clothes پارچه قنداقی
silk پارچه ابریشمی
elastic web پارچه کش دار
worsted پارچه پشمی
silk cloth پارچه ابریشمی
gossamer پارچه بسیارنازک
fluffs خواب پارچه
fluffing خواب پارچه
cardigans پارچه ژاکت
oilcloth پارچه مشمع
organdy پارچه ارگاندی
varnished cambric پارچه اغشته
mackintosh پارچه بارانی
monoliths ستون یک پارچه
monolith ستون یک پارچه
macintoshes پارچه بارانی
impregnated cloth پارچه اغشته
oilskin پارچه برزنت
skirter پارچه دامنی
bagging پارچه کیسهای
mohair پارچه موهر
fluffed خواب پارچه
trousering پارچه شلواری
canvas پارچه برزنتی
cloth merchant پارچه فروش
grille cloth پارچه بلندگو
wigan پارچه استری
ruching پارچه توری
ruche پارچه توری
solidifying یک پارچه شدن
cilice پارچه مویی
canvases پارچه برزنتی
tapestry پارچه پردهای
pole mast دیرک یک پارچه
pile پارچه خزنما
pile خواب پارچه
wrong side of a cloth پشت پارچه
twill پارچه جناغی
tapestries پارچه پردهای
sailcloth پارچه شراعی
sailcloth پارچه بادبانی
organdie پارچه ارگاندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com