Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
duplex planto miller
نوعی دستگاه فرز دوپلکس
Other Matches
duplexing process
فرایند دوپلکس
graphophone
نوعی دستگاه ضبط صوت قدیمی
stereoplanigraph
نوعی دستگاه تهیه نقشه بطریقه برجسته بینی باطریقه دستی و رسم با مدادالکترونیکی
device media control language
نوعی زبان که توسط مدیرپایگاه داده استفاده میشودتا شرح فیزیمی پایگاه داده راروی یک دستگاه ذخیره دیسک ایجاد کند
free form
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
typical
نوعی
fellow feeling
حس هم نوعی
some kind
[of]
یک نوعی
[از]
a kind
[of]
نوعی
[از]
generic
نوعی
crap
نوعی قمار
copal
نوعی رزین
fireman's carry from kneeling position
نوعی یک دست و یک پا
crapping
نوعی قمار
ragweed
نوعی ابروسیا
cornett
نوعی شیپور
peanoforte
نوعی پیانو
crapped
نوعی قمار
dalmatian
نوعی سگ بزرگ
rear crotch and near arm
نوعی کنده رو
feist
نوعی سگ کوچک
calash
نوعی درشکه
patent anchor
نوعی لنگر
cutlass
نوعی قمه
charade
نوعی معما
cowslips
نوعی پامچال
plug key
نوعی کلید
banjo
نوعی تار
blintz
نوعی شیرینی
cod
نوعی ماهی
blintze
نوعی شیرینی
cole
نوعی کلم
Rosepink
<adj.>
<noun>
نوعی صورتی
fox terrier
نوعی سگ اهلی
banjoes
نوعی تار
pitchblende
نوعی اورانیت
fireweed
نوعی کاهو
kenning
نوعی استعاره
tweed
نوعی فاستونی
banjos
نوعی تار
kb 0
نوعی هواپیماست
another guess
نوعی دیگر
phylogenesis
پدیدایی نوعی
plylogeny
پدیدایی نوعی
cowslip
نوعی پامچال
poniter
نوعی سگ شکار ی
somehow
بیک نوعی
harvestman
نوعی عنکبوت
lustring
نوعی پروانه
tipping
نوعی اسکی
tip
نوعی اسکی
cowry
نوعی کس گربه
crowfoot
نوعی شمعدانی
saint bernard
نوعی سگ بزرگ
camphor oil
نوعی روغن
lutestring
نوعی پروانه
typical
نمونه نوعی
orthographic
نوعی طرح
easter lily
نوعی سوسن
calvados
نوعی عرق
cutlas
نوعی قمه
typical sample
نمونه نوعی
type tests
ازمایشهای نوعی
taffy
نوعی اب نبات
elecampane
نوعی شیرینی
dog rose
نوعی از گل نسرین
cornets
نوعی شیپور
bulldogs
نوعی سگ بزرگ
lithomarge
نوعی کائولین
cheddars
نوعی پنیر
beaver tail
نوعی کاشی
cheddar
نوعی پنیر
cotype
نوعی فرعی
cane brake
نوعی ازعلف
eulachon
نوعی ماهی
malvasia
نوعی انگور
bulldog
نوعی سگ بزرگ
drop
[نوعی طاق]
cornet
نوعی شیپور
cowries
نوعی کس گربه
cowrie
نوعی کس گربه
bakkie
نوعی ماشین
cutlasses
نوعی قمه
French horn
نوعی شیپور
rutabaga
نوعی کلم
petard
نوعی بمب
bandora
نوعی سه تار
chiffon
نوعی کیک
mixer
نوعی خط دفاعی
brocoli
نوعی گل کلم
broccoli
نوعی گل کلم
gazehound
نوعی سگ شکاری
auks
نوعی پنگوئن
auk
نوعی پنگوئن
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
cutter
نوعی کرجی
aerocommander
نوعی هواپیما
garden heiliotrope
نوعی سمنه
barnacle
نوعی صدف
stock saddle
نوعی زین
clove hitch
نوعی گره
mastic
نوعی درزبند
catatonia
نوعی جنون
mixers
نوعی خط دفاعی
goldeneye
نوعی مرغابی
cutters
نوعی کرجی
pecker
نوعی کلنگ
goggle eye
نوعی ماهی
acaleph
نوعی صدف
stoutest
نوعی ابجو
stouter
نوعی ابجو
stout
نوعی ابجو
india paper
نوعی کاغذنازک
cocker spaniel
نوعی سگ پاکوتاه
bandore
نوعی سه تار
cocker spaniels
نوعی سگ پاکوتاه
gannister
نوعی کوارتزپست
bowknot
نوعی گره
bill
نوعی شمشیرپهن
manta
نوعی ردا
it is of a different kind
نوعی دیگراست
mapes
نوعی پرش با یک پا
bodkin
نوعی جوالدوز
colts
نوعی طپانچه
rusk
نوعی بیسکویت
rusks
نوعی بیسکویت
greyhounds
نوعی تازی
chihuahuas
نوعی سگ کوچک.
colt
نوعی طپانچه
greyhound
نوعی تازی
chihuahua
نوعی سگ کوچک.
blood knot
نوعی گره
slip joint pliers
نوعی انبردست
airedale
نوعی سگ خرمایی
blocking capacitor
نوعی خازن
ganister
نوعی کوارتزپست
marquise
نوعی گلابی
charade
نوعی بازی
marc
نوعی عرق
chowder
نوعی ابگوشت
near leg pickup and turnover
نوعی کنده رو
albacore
نوعی زیردریایی
Mistyrose
<adj.>
<noun>
نوعی صورتی
bills
نوعی شمشیرپهن
gabbro
نوعی سنگ
schooners
نوعی قایق بادبانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com