Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
supertropical bleach
نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره
Other Matches
tropical
مناطق حاره
pantropic
واقع در مناطق حاره
pantropical
واقع در مناطق حاره
humid tropics
مناطق حاره مرطوبی
terai
کلاه لبه پهن نمدی سفیدپوستان مناطق حاره
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
disinfector
ماده ضدعفونی
disinfector
ماده ضدعفونی کننده
fumigant
ماده فراری که بعنوان ضدعفونی برای دفع افات بکارمیرود
wallow course
خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
lotions
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
reserved area
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
quercitron
نوعی ماده رنگی
Formica
نوعی ماده پلاستیکی
ammonal
نوعی ماده منفجره شدید
dunnite
نوعی ماده منفجر حساس
gaskets
نوعی ابزار مخصوص
gasket
نوعی ابزار مخصوص
Brontide
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
dragster
نوعی اتومبیل مخصوص مسابقه سرعت
gin rummy
نوعی بازی رامی مخصوص دو نفر
flemish brick
نوعی اجر سخت و زردرنگ مخصوص اجرفرش
fuller's earth
نوعی خاک رس مخصوص لکه گیری پارچه
napalm
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalmed
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalms
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalming
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
black widow
نوعی عنکبوت زهردارکه جنس ماده ان سیاه رنگ است
ski mine
نوعی مین ضد نفر مخصوص نصب در معابر اسکی
blazers
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
blazer
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
galloway
اسب مخصوص چهار نعل نوعی تاتوی اسکاتلندی ازنژاد گالووی
filikli
[نوعی فرش با پرز بلند و نسبتا زبر و خشن و بیشتر از جنس پشم بز که در مناطق عشایری ترکیه و آذربایجان شوروی بافته شده، گره ها بدور نخ تار زده شده و کل فرش پس از اتمام بافت رنگرزی می شود.]
mauler
نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
comouflage detection photography
نوعی عکاسی که با استفاده ازفیلم مخصوص انجام شده واستتار دشمن را کشف میکندعکسبرداری ضد استتار
thermate
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
torrid
حاره
torrid zone
منطقه حاره
sub-tropical
نیمه حاره
coding
صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
tropic
مدارراس الجدی حاره
tropical
مدارراس الجدی حاره
arid erosion
فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
jigsaw puzzle
نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
field allowance
فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
aseptic
ضدعفونی شده
fumigate
ضدعفونی کردن
fumigating
ضدعفونی کردن
fumigates
ضدعفونی کردن
fumigated
ضدعفونی کردن
disinfectant
ضدعفونی کننده
antiseptic
گندزدا ضدعفونی
disinfect
ضدعفونی کردن
antiseptics
گندزدا ضدعفونی
sterilizer
ضدعفونی کننده
disinfected
ضدعفونی کردن
disinfecting
ضدعفونی کردن
disinfects
ضدعفونی کردن
wallow course
خندق ضدعفونی خودروها
cleaning station
ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
mercurochrome
داروی ضدعفونی قرمز رنگ
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
avernus
مناطق جهنمی
hazardous locations
مناطق خطر
arctic regions
مناطق قطبی
cultivated areas
مناطق مزروعی
association areas
مناطق ارتباطی
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
hinterlands
مناطق داخلی کشور
color zones
مناطق گیرنده رنگ
hinterland
مناطق داخلی کشور
cateran
اهل مناطق مرتفع
havens
مناطق امن دریایی
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
culturing
عوارض شهری مناطق شهرنشین
culture
عوارض شهری مناطق شهرنشین
gap filler
رادارمخصوص پوشش مناطق باز
underdeveloped areas
مناطق عقب مانده و کم پیشرفت
cultures
عوارض شهری مناطق شهرنشین
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
zonation
طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق جغرافیایی
havens
مناطق امن از نظر عبور و مروردریایی
liberated
مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
poach
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
rain forest
جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
exfiltration
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
coverage index
کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
williwa
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
jaywalker
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalkers
پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
automatic terminal information service
ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
out of the ordinary
فوق العاده
ripsnorting
فوق العاده
rewardable
فوق العاده
weirder
خارق العاده
weird
خارق العاده
weirdest
خارق العاده
nonpar
<adj.>
خارق العاده
metaphsical
خارق العاده
strenuous
فوق العاده
allowances
فوق العاده
nonpar
<adj.>
فوق العاده
extra special
فوق العاده
transnormal
فوق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
فوق العاده
allowance
فوق العاده
supernatural
فوق العاده
terrific
فوق العاده
fantastic
خارق العاده
fantastical
خارق العاده
wonderful
<adj.>
فوق العاده
precious
فوق العاده
astounding
<adj.>
خارق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
خارق العاده
marvellous
[British]
<adj.>
خارق العاده
phenomenally
خارق العاده
phenomenally
فوق العاده
phenomenal
خارق العاده
admirable
<adj.>
فوق العاده
extraordinary
فوق العاده
phenomenal
فوق العاده
wondrous
<adj.>
فوق العاده
remarkably
فوق العاده
admirable
<adj.>
خارق العاده
amazing
<adj.>
خارق العاده
astonishing
<adj.>
خارق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
خارق العاده
stupendous
<adj.>
خارق العاده
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
فوق العاده
rewards
فوق العاده
rewarded
فوق العاده
reward
فوق العاده
singular
خارق العاده
astonishing
<adj.>
فوق العاده
singular
فوق العاده
astounding
<adj.>
فوق العاده
marvelous
[American]
<adj.>
فوق العاده
prodigious
<adj.>
خارق العاده
stupendous
<adj.>
فوق العاده
startling
<adj.>
خارق العاده
startling
<adj.>
فوق العاده
wonderful
<adj.>
خارق العاده
wondrous
<adj.>
خارق العاده
inestimable
فوق العاده
amazing
<adj.>
فوق العاده
prodigious
<adj.>
فوق العاده
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
envoy extraordiinary
نماینده فوق العاده
freezing
فوق العاده سرد
emergency ration
جیره فوق العاده
emergency loading
بارگذاری فوق العاده
supersensitive
فوق العاده حساس
extra charge
هزینه فوق العاده
supersubtle
فوق العاده فریف
extra-
فوق العاده اضافی
extra
فوق العاده اضافی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com