English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
mallard نوعی مرغابی وحشی
mallards نوعی مرغابی وحشی
Other Matches
goldeneye نوعی مرغابی
marionette عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
marionettes عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
ducked مرغابی
duck مرغابی
redshank مرغابی
duckings مرغابی
drakes مرغابی نر
drake مرغابی نر
ducks مرغابی
duckling جوجه مرغابی
sarcelle مرغابی جره
kingduck مرغابی شمالی
scoter مرغابی سیاه
ducking شکار مرغابی
gaggles دسته مرغابی
gaggle دسته مرغابی
eider مرغابی شمالی
teal مرغابی جره
smew مرغابی شمال اروپاواسیا
horned grebe مرغابی شانه بسر
grebe اسفرود بی دم مرغابی شابه بسر
decoy duck مرغابی ای که مرغان دیگررابدام میاندازد
ducker غوطه خور مرغابی گیر
eiderdowns پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
eiderdown پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
crepuscular birds مرغابی که درسرخی شامگاه بیرون می اید
albatrosses یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
frigate bird مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
albatross یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
pass shooting شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
man darin duck یکجور مرغابی کاکل دار که اصل ان از چین است
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
ferocious وحشی
barbaric وحشی
undaunted وحشی
barbarous وحشی
truculent وحشی
sylvatic وحشی
rambunctious وحشی
feral وحشی
ruttish وحشی
wilds وحشی
wildest وحشی
wild وحشی
hare brained وحشی
gris وحشی
savages وحشی
savaging وحشی
Gothic وحشی
ferine وحشی
uncivilized وحشی
anthropophagus وحشی
boarish وحشی
ruffian وحشی
savaged وحشی
savage وحشی
unshapen وحشی
unshaped وحشی
ruffians وحشی
unmannerly وحشی
ungovernable وحشی
wildness وحشی گری
semi barbarian نیم وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
bestiality وحشی گری
wildling حیوان وحشی
tiger cat گربه وحشی
feral child کودک وحشی
saracen کافر وحشی
wildlife حیوانات وحشی
wild rice برنج وحشی
toadflax کتان وحشی
barbarize وحشی کردن
mallards اردک وحشی
mallard اردک وحشی
cheetahs یوزپلنگ وحشی
cheetah یوزپلنگ وحشی
parsnips زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
parsnip زردک وحشی
parsnip هویج وحشی
savage وحشی کردن
savaged وحشی شدن
savaged وحشی کردن
barbarise وحشی کردن
charlock خردل وحشی
farouche وحشی صفت
fellness وحشی گری
savaging وحشی کردن
savaging وحشی شدن
savages وحشی کردن
savages وحشی شدن
wildfowl اردک وحشی
gothicism وحشی گری
brutalized وحشی شدن
brutalize وحشی شدن
brutalising وحشی شدن
brutalises وحشی شدن
savage وحشی شدن
brutalised وحشی شدن
mustang اسب وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
brutalizes وحشی شدن
brutalizing وحشی شدن
buffalo گاو وحشی
wildcats گربه وحشی
wildcat گربه وحشی
horsemint نعناع وحشی
imbrute وحشی شدن
bullocks گوساله وحشی
bullock گوساله وحشی
manlike جنس نر وحشی
buffaloes گاو وحشی
onion couch یکجور جو وحشی
Wild West غرب وحشی
headaches خشخاش وحشی
uncivilly وحشی بی ادب
grosses وحشی توده
grossest وحشی توده
grossing وحشی توده
headache خشخاش وحشی
uncivil وحشی بی ادب
grosser وحشی توده
grossed وحشی توده
gross وحشی توده
the african savages وحشی های آفریقا
styrax بوته وحشی جاوی
sheldrake اردک وحشی دریایی
brutal حیوان صفت وحشی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
perfection of savagery نهایت وحشی گری
perfection of savagery کمال وحشی گری
ruffianly گردن کلفت وحشی
buff گاو وحشی زردنخودی
buffs گاو وحشی زردنخودی
leopards پلنگ گربه وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
madcap ادم بی پروا و وحشی
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
gooseberry bush درخت انگور وحشی
wild parsley انواع هویج وحشی
wildfowler شکارچی غاز وحشی
wild beasts جانوران وحشی وحوش
ferocity وحشی گری سبعیت
barbarians ادم وحشی یابربری
barbarian ادم وحشی یابربری
barbarise وحشی گری کردن
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
feral حیوان شکاری وحشی
caprifig درخت انجیر وحشی
brent یکجورغاز وحشی کوچک
greylag غاز وحشی اروپایی
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort سنبل ختایی جاوه وحشی
catamount ادم پس کوهی و وحشی صفت
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
catamountain ادم پس کوهی و وحشی صفت
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
kheda کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
roughrider سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
razorback خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
pandours or doors امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com