Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
martin
نوعی پرستو که لانه گلی بر دیوار خانه میسازد ادم گول خور
Other Matches
house martin
یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
house martins
یکجور پرستو که لانه گلی بردیوار خانه ها میسازد
cellular
لانه زنبوری خانه خانه
anthill
خاکریزی که مورهنگام لانه سازی در اطراف لانه خود ایجاد میکند
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
formicarm
لانه مورچه لانه مور
formicary
لانه مورچه لانه مور
swallows
پرستو
shorebird
پرستو
swallow
پرستو
swallowed
پرستو
swallowing
پرستو
notice board
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
pratincole
سکجور مرغ باران که به پرستو می ماند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
gill net
گیر کرده ماهی را گرفتار میسازد
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
evil genius
روح یافرشتهای که هلاکت شخص رافراهم میسازد
panic monger
کسیکه با دادن خبرهای بی پروپامردم را دچارهراس میسازد
granulose
ماده اصلی نشاسته که اب دهان انراشیرین میسازد
improviser
تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلامقدمه چیزیرا میسازد
pilot engine
ماشینی که راه را برای ماشین دیگر صاف و اماده میسازد
disjunctive
حرف عطفی که بظاهر پیوند میدهدو در معنی جدا میسازد
improvisor
تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلا مقدمه چیزیرا میسازد
double bar
دوقطعه واسطهای که دو قسمت اصلی اهنگ را بهم مربوط میسازد
jack pot
دربازی پوکر) پول میان که بازی کردن دست رامنوط بداشتن ....میسازد
relief hole
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
diplexer
وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد
lady help
زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
mansion house
خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
honeycomb
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs
ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
our neighbour door
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
tricotine
پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft
عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bagnio
فاحشه خانه جنده خانه
garde manger
سرد خانه اشپز خانه
weigh house
قپاندار خانه ترازودار خانه
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
pip
لانه
doh hutch
لانه سگ
doghouse
لانه سگ
pipping
لانه
pips
لانه
kennel
لانه سگ
kennels
لانه سگ
nests
لانه
nest
لانه
den
لانه
dens
لانه
nerd
لانه
nerds
لانه
dog hole
لانه سگ
pipped
لانه
cubbyhole
لانه کبوتر
nidify
لانه ساختن
nidificate
لانه سازی
nest building
لانه سازی
pigenhole
لانه کبوتر
hole
در لانه کردن
holed
در لانه کردن
holes
در لانه کردن
holing
در لانه کردن
kennels
لانه روباه
kennel
لانه روباه
kennel
لانه کردن
pigeon-holes
لانه کبوتر
pigeon hole
لانه کبوتر
homing
لانه گروی
aviaries
لانه مرغ
honeycomb
لانه زنبوری
honeycombs
لانه زنبوری
pigeon house
لانه کبوتر
pigeonry
لانه کبوتر
pigeon-hole
لانه کبوتر
termitarium
لانه موریانه
termitary
لانه موریانه
lair
کنام لانه
lairs
کنام لانه
vespiary
لانه زنبور
piggery
لانه خوک
piggeries
لانه خوک
aviary
لانه مرغ
honey combed
لانه زنبوری
implantation
لانه گیری
nest
لانه ساختن
kennels
لانه کردن
nests
لانه ساختن
cell
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells
جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house
خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
duolateral coil
پیچک لانه زنبوری
cellular brick
اجر لانه زنبوری
lodge
به لانه پناه بردن
nerds
اشیانه لانه کردن
burrowed
زیرزمین لانه کردن
forme
لانه یا جای خرگوش
burrow
زیرزمین لانه کردن
dower
لانه خرگوش وغیره
collenchyma
بافت لانه زنبوری
lodges
به لانه پناه بردن
burrows
زیرزمین لانه کردن
burrowing
زیرزمین لانه کردن
pillboxes
لانه توپ ومسلسل
lodged
به لانه پناه بردن
pillbox
لانه توپ ومسلسل
nestle
لانه کردن اسودن
nestled
لانه کردن اسودن
pesthole
لانه بیماری ومیکروب
nestles
لانه کردن اسودن
nerd
اشیانه لانه کردن
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
unearthing
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
unkennel
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
unearthed
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
unearth
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
wood boring
لانه کننده درمغز چوب
unearths
از لانه بیرون کردن از زیردراوردن
mason wasp
زنبور غیر اجتماعی لانه زی
roost
لانه مرغ جای شب بسر بردن
roosting
لانه مرغ جای شب بسر بردن
roosts
لانه مرغ جای شب بسر بردن
harvest mouse
یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
roosted
لانه مرغ جای شب بسر بردن
hole
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holing
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holes
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
holed
نقب لانه خرگوش و امثال ان روزنه کندن
ranges
یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb
خانه خانه کردن
range
یک خانه یا تعدادی خانه
ranged
یک خانه یا تعدادی خانه
Much as the snake hates the penny-royal, the herb .
<proverb>
مار از پونه بدش مى آید در لانه اش سبز مى شود .
bolts
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolt
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolting
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolted
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
the house is in my possession
خانه در تصرف من است خانه در دست من است
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
anti balance tab
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
cope
سر دیوار
coping
سر دیوار
bulkhead
دیوار
f. with the woll
دیوار
walls
دیوار
alignment frontage
بر دیوار
walls have ears
دیوار
bulkheads
دیوار
counter-scrap
دیوار
wellhead
سر دیوار
wall
دیوار
face wall
دیوار بر
bulwarks
دیوار
bulwark
دیوار
curtains
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
fence
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
fences
دیوار
partition
دیوار
partitions
دیوار
tow brick wall
دیوار دواجره
sonic booms
دیوار صوتی
petard
بمب دیوار کن
dwarf wall
دیوار نیمه
interior wall
دیوار داخلی
gable wall
دیوار لچکی
tow brick wall
دیوار دو اجری
sonic boom
دیوار صوتی
gravity wall
دیوار وزنی
the pictures on the wall
ی روی دیوار
poster
دیوار کوب
posters
دیوار کوب
thickness of a wall
کلفتی دیوار
cavity walls
دیوار دو جداره
cavity walls
دیوار صندوقهای
cavity wall
دیوار دو جداره
cavity wall
دیوار صندوقهای
thickness of a wall
ضخامت دیوار
hollow walls
دیوار دو جداره
guide bank
دیوار هادی سد
abutment
دیوار پشتیبان
cordons
سرپوش دیوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com