English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
English Persian
caroche نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
Other Matches
hackney coach کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
fiacre کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
cariole درشکه یا کالسکه سبک و کوچک یک اسبه
calash نوعی درشکه
barouche نوعی درشکه چهارچرخه
calash کروک درشکه نوعی روسری یا باشلق
buggy نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
buggies نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
phaeton درشکه سوار درشکه چی
phaethon درشکه سوار درشکه چی
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
jumble سواری کردن
saddle سواری کردن
to take a drive سواری کردن
saddled سواری کردن
to take a ride سواری کردن
jumbled سواری کردن
jumbles سواری کردن
jumbling سواری کردن
saddles سواری کردن
drive سواری کردن کوبیدن
bicycles دوچرخه سواری کردن
to ride a bicycle دوچرخه سواری کردن
drives سواری کردن کوبیدن
to go by bicycle دوچرخه سواری کردن
bicycle دوچرخه سواری کردن
to bike دوچرخه سواری کردن [اصطلاح روزمره]
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
slides سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slide سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
coachmen کالسکه چی
coachman کالسکه چی
coached کالسکه
coaches کالسکه
coach کالسکه
carriage کالسکه
carriages کالسکه
broughams کالسکه
charioteers کالسکه چی
charioteer کالسکه چی
brougham کالسکه
stagecoaches کالسکه
stagecoach کالسکه
baby buggy کالسکه بچه
landau کالسکه کروکی
staging رانندگی کالسکه
coupe دلیجان کالسکه
post chaise کالسکه پست
carriageway راه کالسکه رو
carriageways راه کالسکه رو
perambulators کالسکه بچه
the body of a carriage بدنه یک کالسکه
landaus کالسکه کروکی
pram کالسکه بچه
perambulator کالسکه بچه
prams کالسکه بچه
coach house کالسکه خانه
coach box جای کالسکه ران
landaulet کالسکه کروکی کوچک
choach box جای کالسکه ران
coach fellow یک لنگه اسب کالسکه
limousine اتومبیل کالسکه ای خودروسواری بزرگ
limo اتومبیل کالسکه ای خودروسواری بزرگ
tallyho کالسکه سریع السیر مسافری
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
four wheeler درشکه
coachmen درشکه چی
coachman درشکه چی
phaethon درشکه
speedway درشکه رو
gharry درشکه
phaeton درشکه
droshky درشکه
hackie درشکه چی
carriageable درشکه رو
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
ricksha کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rickshaw کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rickshaws کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
garriage and paie درشکه دواسبه
tandems درشکه دو نفری
sleigh درشکه سورتمه
perambulator درشکه بچگانه
sidecars درشکه چهارچرخه
sleighs درشکه سورتمه
to keep a carriage درشکه داشتن
tandem درشکه دو نفری
carriage and four درشکه چهاراسبه
carriage road راه درشکه رو
cabstand ایستگاه درشکه
sidecar درشکه چهارچرخه
hackney carriage درشکه کرایهای
perambulators درشکه بچگانه
hacked درشکه کرایه
hacks درشکه کرایه
coach park مکانپارکینگاتوبوسو درشکه
hoods کروک درشکه
hood کروک درشکه
dash board گل گیر درشکه
there is a p in the carriage درشکه مسافردارد
coach house درشکه خانه
horseless carriage درشکه بی اسب
hack درشکه کرایه
hansoms درشکه دوچرخه
cabriolet درشکه دوچرخه
hansom درشکه دوچرخه
hackney man راننده درشکه کرایهای
curricle درشکه دوچرخهای سبک
buckboard درشکه بدون کروک
hach درشکه کرایهای زحمت
bassinet درشکه دستی بچگانه
shay درشکه دوچرخه دونفره
clarence درشکه چهارچرخه پوشیده
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
hackman راننده درشکه کرایهای
coachload افراد سوار بر درشکه
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
Tonga تانگا درشکه هندی
carriole درشکه سبک تک اسبه
troika ارابه یا درشکه سه اسبه
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
tilbury درشکه روباز سبک دوچرخه
hackney درشکه کرایه اسب کرایبه
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
gigs درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
tarantass درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
fly man راننده درشکه تک اسبه کرایهای
carryall درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
stanhope درشکه چهارچرخه بدون کروک وسبک
carry all درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
sleigh درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
kicking strap تسمهای که اسب درشکه راازجفتک زدن بازمیدارد
sleighs درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
crackback نوعی سد کردن غیرمجاز
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
jinriki درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
coach dog یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
jinrikisha درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
discant نوعی اواز به درازا بحث کردن
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
fudge نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudged نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudging نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
fudges نوعی رنگ قهوهای سرهم بندی کردن
ride سواری
driving سواری
rides سواری
riding سواری
Woman sitting on the man کیر سواری
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
horsemanship اسب سواری
hacking jacket کت اسب سواری
manege اسب سواری
cycling دوچرخه سواری
auto ماشین سواری
hacking jackets کت اسب سواری
jockeying اسب سواری
roadster اسب سواری
roadsters اسب سواری
trooper اسب سواری
passenger car اتومبیل سواری
hackney اسب سواری
surf موج سواری
top boot چکمه سواری
troopers اسب سواری
autos ماشین سواری
passenger car trailer تریلرخودروی سواری
motorcar خودرو سواری
surf riding موج سواری
skim boarding موج سواری
saddle horse اسب سواری
saddler اسب سواری
surfing موج سواری
amaxophobia سواری هراسی
equitation هنراسب سواری
surfriding موج سواری
ark [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
break out نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
trooper اسب سواری نظامی
harness horse اسب سواری یا بارکش
drives رانش سواری دوندگی
outride در سواری پیش افتادن از
nags اسب کوچک سواری
nag اسب کوچک سواری
jodhpur شلوار چسبان سواری
riding habit جامه سواری زنانه
equestrian مربوط به اسب سواری
cavalcade سواری گردش سواره
cavalcades سواری گردش سواره
sailable قابل سواری دردریا
joo choo seogi ایستادن اسب سواری
nagged اسب کوچک سواری
bicycle path مسیر دوچرخه سواری
habit لباس سواری زنانه
to give somebody a ride به کسی سواری دادن
motor road جاده موتور سواری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com