English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
hookworm نوعی کرم روده
Other Matches
I´m as hungry as a horse. آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
hungry as a hunter <idiom> آنقدر گشنه که روده بزرگ روده کوچک را بخورد
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
enteron روده
gutting روده
guts دل و روده
gutting دل و روده
bowels روده
bowel روده
gut روده
gut دل و روده
guts روده
gill روده
ileum چم روده
in a tangle روده
garbage روده
caecum روده کور
hysterically روده بر کننده
ileum روده دراز
gut روده دراوردن از
helminth کرم روده
tormina قولنج روده
viscerate روده در اوردن از
intestine روده امعاء
guts روده دراوردن از
intestines روده امعاء
purtenance دل و روده متعلقات
hindgut روده خلفی
rectums راست روده
rectum راست روده
enteritis اماس روده
hysterical روده بر کننده
knuckle قرحه روده
coecum روده کور
embowel روده در اوردن از
intestinal روده دار
haruspex روده بین
jejunum تهی روده
yack روده درازی
cecum روده کور
enteralgia درد روده
saburra اخلاط روده
embowel در روده گذاردن
enterectomy روده بری
large intestine روده بزرگ
knuckles قرحه روده
small intestine روده باریک
disembowels روده دراوردن از
disembowelling روده دراوردن از
ascarid کرم روده
colons ستون روده
colon ستون روده
screaming روده برکننده
disembowelled روده دراوردن از
disemboweling روده دراوردن از
mesentery روده بند
disembowel روده دراوردن از
disemboweled روده دراوردن از
enterotomy عمل روده
enterology روده شناسی
small intestine روده کوچک
enterocele فتق روده
gutting روده دراوردن از
long windedness روده درازی
enterography شرح روده ها
enterotomy روده شکافی
ileitis اماس روده دراز
mesenteric وابسته به روده بند
to set in a roar از خنده روده برکردن
gastrointestinal مربوط به معده و روده
ileal وابسته به روده دراز
mesenteric مانند روده بند
duodenitis اماس روده اثناعشر
mesenteritis اماس روده بند
to die of laughing ارخنده روده برشدن
octopuses روده پای هشت پا
octopus روده پای هشت پا
mesenterical وابسته به روده بند
in wards شکمبه و روده واردات
to split one's sides از خنده روده برشدن
windbags نطاق روده دراز
windbag نطاق روده دراز
chatterboxes ادم روده دراز
ileac وابسته به روده دراز
proctoptosis سقوط روده راست
endamoeba امیب انگل روده
sidesplitting روده براز خنده
eventration بیرون ریختگی روده
chatterbox ادم روده دراز
prolixity پرگویی روده درازی
large intestine قولون روده فراخ
chitlings روده کوچک خوک
to roar with laughter <idiom> از خنده روده بر شدن
jejunal وابسته به روده تهی
chitlins روده کوچک خوک
chitterlings روده کوچک خوک
invagination پیچ خوردن روده
peritoneum برون شامه روده ها
yak وراجی کردن روده درازی
yaks وراجی کردن روده درازی
proctoscope الت معاینه روده راست
ileus انسداد روده قولنج الیاوسی
eviscerate روده یا چشم و غیره رادراوردن
prolix خسته کننده روده دراز
eventration جنین بی شکم یابی روده
duodenums روده اثنی عشر دوازدهه
duodenum روده اثنی عشر دوازدهه
colitis ورم مخاط روده بزرگ
He hasnt got a single straight intestine. <proverb> یک روده راست در شکمش نیست .
sausages روده محتوی گوشت چرخ شده
sausage روده محتوی گوشت چرخ شده
typhlitis اماس روده کور ورم اعور
introsusception دخول بخشی از روده در بخش دیگر
intussusception دخول بخشی از روده در بخش دیگر
roundworm انواع کرم های گرد انگل روده
entozoa انگلهای داخلی بطور اعم وبخصوص کرمهای روده
laparectomy برش بخشی از روده که درپهلوی ادمی واقع است
pinworm کرم ریزسنجاقی انگل روده انسان ازدسته نماته ها
catgut روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
wind bag سخنران پرگو نطاق روده دراز کیسه باد سینه
colons نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
colon نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
anthelmintic دافع کرم روده مربوط بداروی ضد کرم
invermination دچاری به کرم روده ناخوشی کرم
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
helminthiasis ابتلاء به کرم روده ناخوشی کرم
generic نوعی
typical نوعی
fellow feeling حس هم نوعی
a kind [of] نوعی [از]
some kind [of] یک نوعی [از]
auks نوعی پنگوئن
mixers نوعی خط دفاعی
slip joint pliers نوعی انبردست
cocker spaniels نوعی سگ پاکوتاه
cocker spaniel نوعی سگ پاکوتاه
blintz نوعی شیرینی
bowknot نوعی گره
blintze نوعی شیرینی
mixer نوعی خط دفاعی
blood knot نوعی گره
blocking capacitor نوعی خازن
auk نوعی پنگوئن
bodkin نوعی جوالدوز
eulachon نوعی ماهی
bandore نوعی سه تار
another guess نوعی دیگر
crap نوعی قمار
crapped نوعی قمار
crapping نوعی قمار
albacore نوعی زیردریایی
airedale نوعی سگ خرمایی
fireweed نوعی کاهو
fireman's carry from kneeling position نوعی یک دست و یک پا
feist نوعی سگ کوچک
aerocommander نوعی هواپیما
bulldog نوعی سگ بزرگ
bulldogs نوعی سگ بزرگ
acaleph نوعی صدف
bandora نوعی سه تار
tip نوعی اسکی
tweed نوعی فاستونی
beaver tail نوعی کاشی
cornett نوعی شیپور
copal نوعی رزین
cutlass نوعی قمه
cutlasses نوعی قمه
dog rose نوعی از گل نسرین
charade نوعی معما
taffy نوعی اب نبات
cotype نوعی فرعی
crowfoot نوعی شمعدانی
charade نوعی بازی
greyhound نوعی تازی
greyhounds نوعی تازی
cutlas نوعی قمه
typical sample نمونه نوعی
bill نوعی شمشیرپهن
type tests ازمایشهای نوعی
bills نوعی شمشیرپهن
colt نوعی طپانچه
colts نوعی طپانچه
catatonia نوعی جنون
drop [نوعی طاق]
stock saddle نوعی زین
cane brake نوعی ازعلف
bakkie نوعی ماشین
camphor oil نوعی روغن
calvados نوعی عرق
calash نوعی درشکه
elecampane نوعی شیرینی
cowrie نوعی کس گربه
easter lily نوعی سوسن
tipping نوعی اسکی
cole نوعی کلم
cowry نوعی کس گربه
cowries نوعی کس گربه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com