Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
desperation
نومیدی زیاد
Other Matches
desperately
به نومیدی
despaired
نومیدی
despair
نومیدی
hopelessness
نومیدی
desperation
نومیدی
despairs
نومیدی
desperateness
نومیدی
despairingly
به نومیدی
disappointment
نومیدی دلشکستگی
disappointments
نومیدی دلشکستگی
letdowns
نومیدی شکست
letdown
نومیدی شکست
hopelessly
از روی نومیدی
hope against hope
<idiom>
در نومیدی بسی امید است
To give way to despair.
تسلیم نومیدی ویأس شدن
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
intense
زیاد
supererogatory
زیاد
superabundant
زیاد
squeamishness
زیاد
squeamishly
زیاد
overmuch
زیاد
heart break
غم زیاد
ranksack
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
effusively
زیاد
egregiously
زیاد
widely
زیاد
populous
زیاد
fulsome
زیاد
too
زیاد
immane
زیاد
numerous
زیاد
no end of
زیاد
heavily
زیاد
widest
زیاد
wider
زیاد
wide
زیاد
greatly
زیاد
profusely
زیاد
copious
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
too much
زیاد
very
زیاد
extensive
زیاد
profoundly
زیاد
much
زیاد
heartbreak
غم زیاد
extortionate
زیاد
extortionary
زیاد
to a large extent
زیاد
excessive
زیاد
many
زیاد
late
زیاد
greatest
زیاد
great-
زیاد
great
زیاد
rife
زیاد
highly
زیاد
outrageously
زیاد
vastly
زیاد
overly
زیاد
plethoric
زیاد
plaguily
زیاد
high
زیاد
glaring
زیاد
generous
زیاد
mickle
زیاد
over and above
زیاد
mickle or muckle
زیاد
mortally
زیاد
intensely
زیاد
not a lettle
زیاد
thicker
زیاد
thickest
زیاد
thick
زیاد
intensively
زیاد
muckle
زیاد
tremendously
زیاد
hugely
زیاد
large adv
زیاد
in quantities
زیاد
immoderate
زیاد
swingeing
زیاد
highs
زیاد
in excess
زیاد
highest
زیاد
mass casualties
تلفات زیاد
boosters
زیاد کننده
hell bent
زیاد خمیده
hell-bent
زیاد خمیده
macro
رشد زیاد
multiplies
زیاد شدن
overstock
زیاد پر کردن
extravagantly
با افراط زیاد
terrors
ترس زیاد
terror
ترس زیاد
overmoke
زیاد سیگارکشیدن
mort
مقدار زیاد
intensification
زیاد کردن
magna cum laude
با امتیاز زیاد
mass bombing
بمباران زیاد
extreme
خیلی زیاد
to overleap oneself
زیاد دورافتادن
overrider
حق دلالی زیاد
increase
زیاد کردن
increased
زیاد کردن
downpour
بارندگی زیاد
increases
زیاد کردن
booster
زیاد کننده
long range
با برد زیاد
downpours
بارندگی زیاد
queasy
زیاد دقیق
long precision
دقت زیاد
to be left
زیاد امدن
heighten
زیاد کردن
over ripe
زیاد رسیده
wheen
تعداد زیاد
violent pain
درد زیاد
overloaded
زیاد پر کردن
overloads
زیاد پر کردن
lots
خیلی زیاد
over issue
زیاد انتشاردادن
over estimate
زیاد براوردکردن
torrid
زیاد گرم
over confident
زیاد مطمئن
overload
زیاد پر کردن
with many regrets
با تاسف زیاد
heightened
زیاد کردن
heightening
زیاد کردن
heightens
زیاد کردن
overburdensome
زیاد سنگین
escalating
زیاد شدن
escalates
زیاد شدن
escalated
زیاد شدن
escalate
زیاد شدن
overblown steel
فولاد با دم زیاد
with much regret
با تاسف زیاد
to run rup
زیاد کردن
to toll up
زیاد شدن
swarmed
دسته زیاد
swarms
دسته زیاد
my grief was intensified
غصه من زیاد
quaff
زیاد نوشیدن
quaffed
زیاد نوشیدن
quaffing
زیاد نوشیدن
quaffs
زیاد نوشیدن
musk cat
گریه زیاد
superannuated
زیاد کهنه
manifold
بسیار زیاد
swarm
دسته زیاد
multiplying
زیاد شدن
over blow
زیاد دمیدن
oodles
خیلی زیاد
fixation
عشق زیاد
over anxious
زیاد دل واپس
over anxiety
دل واپسی زیاد
onding
بارندگی زیاد
overlabour
زیاد کارکردن
obstipation
یبوست زیاد
multiplied
زیاد شدن
multiply
زیاد شدن
much rain
باران زیاد
eclat
سروصدا زیاد
ravenousness
گرسنگی زیاد
full tilt
باسرعت زیاد
furor
خشم زیاد
grnish
زیاد کردن
ravenous hunger
گرسنگی زیاد
h.f.
بسامد زیاد
rapturously
با شعف زیاد
raff
خیلی زیاد
in large
بمقیاس زیاد
floridly
با ارایش زیاد
finicality
خودارایی زیاد
fervidness
گرمی زیاد
polymathy
دانش زیاد
rigor
دقت زیاد
overbusy
زیاد مشغول
excessive eating
خوردن زیاد
excessive love
دوستی زیاد
exquisite taste
سلیقه زیاد
overdrssed
زیاد اراسته
exuberantly
بفراوانی زیاد
fervidity
گرمی زیاد
in large
بمقدار زیاد
quillet
دقت زیاد
high vacuum
خلاء زیاد
high yield
با بازده زیاد
high yielding farms
با بازده زیاد
pretentiousness
ادعایی زیاد
hypercathexis
نیروگذاری زیاد
pretentiously
با ادعای زیاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com