English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (7 milliseconds)
English Persian
raw head نوک خواننده
read head نوک خواننده
Search result with all words
card وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
cards وسیلهای که به طور خودکار کارت پانچ را درون دستگاه خواننده قرار میدهد
reader خواننده
readers خواننده
prima donna خواننده برجسته زن اپرا یاکنسرت
prima donnas خواننده برجسته زن اپرا یاکنسرت
read تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
reads تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
cue اشارت اشاره برای راهنمایی خواننده یاگوینده یا بازیگر چوب بیلیارد
cues اشارت اشاره برای راهنمایی خواننده یاگوینده یا بازیگر چوب بیلیارد
optical طرح حرف که توسط خواننده OCR به خوبی قابل خواندن است
optical خواننده میله نوری
hopper وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
hoppers وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
trio سه نفر خواننده
trios سه نفر خواننده
songbird خواننده زن
songbirds خواننده زن
singing اوازخوانی خواننده
singer خواننده
singers خواننده
vocalist خواننده
vocalists خواننده
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
inputted وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
quartet قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartets قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
ballad singer خواننده
bar code reader دستگاه خواننده کد میلهای
buffo خواننده مرد در رلهای فکاهی اپرا
calling program برنامه فرا خواننده
caroler خواننده
chanter خواننده
chantress زن خواننده
disk reader خواننده دیسک
diva سردسته زنان خواننده اپرا
epistoler خواننده رسالهای ازعهدجدید
groundling ماهی ته دریا خواننده یاتماشاچی بی ذوق عامی
magnetic tape reader خواننده نوار مغناطیسی
ocr طرح حرف که توسط خواننده OCR به آسانی قابل خواندن باشد
oscine خواننده
photoelectric reader خواننده فتو الکتریکی
prim donna سر دسته زنهای خواننده دراپرا
quartette قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
reciter خواننده
torch singer خواننده شعر احساساتی وعاشقانه
troller خواننده
The singer and his staff commandeered the entire backstage area. خواننده و کارکنانش تمام پشت صحنه را برای خود اشغال کرده بودند.
go to school خواننده میله نوری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com