English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
hagiographer نویسنده شرح حال مقدسین
Other Matches
penster نویسنده بویژه نویسنده مزدور
hagiolatry پرستش مقدسین وروحانیون ملاپرستی
saints عنوان روحانیون مثل "حضرت " که در اول اسم انهامیاید ومخفف ان st است جزو مقدسین واولیاء محسوب داشتن
saint عنوان روحانیون مثل "حضرت " که در اول اسم انهامیاید ومخفف ان st است جزو مقدسین واولیاء محسوب داشتن
all saints day روز کلیهء مقدسین مسیحی روز اول نوامبر
the present writer نویسنده
scrivener نویسنده
scribbler نویسنده بد
quill driver نویسنده
penwoman زن نویسنده
writer نویسنده
writers نویسنده
penman نویسنده
authoress نویسنده زن
authors نویسنده ها
wordsmith نویسنده
writers نویسنده ها
composers نویسنده
craftsmen نویسنده
composer نویسنده
craftsman نویسنده
author نویسنده
author نویسنده موسس
neoteric نویسنده تازه
drafter نویسنده پیام
hacks نویسنده مزدور
fantast نویسنده خیالپرست
report writer نویسنده گزارش
hack نویسنده مزدور
garreteer نویسنده بی نوا
hacked نویسنده مزدور
technical writer نویسنده فنی
devils نویسنده مزدور
devil نویسنده مزدور
to make good as a writer نویسنده موفقی شدن
hagiologist نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
idem همان نویسنده در همانجا
matthew نویسنده انجیل متی
miscellanist نویسنده مطالب مختلف
nomographer نویسنده کتاب درباره
reporter جمله ساز نویسنده ناصادق
bel esprit سخنران یا نویسنده باذوق
authorial موبوط به مصنف یا نویسنده
mannerisms سبک بخصوص نویسنده
pen-names نام مستعار نویسنده
pen-name نام مستعار نویسنده
pen name نام مستعار نویسنده
auctorial منسوب به نویسنده یا مولف
mannerism سبک بخصوص نویسنده
librettists نویسنده اشعار اپرا
librettist نویسنده اشعار اپرا
encyclopaedist نویسنده دایره المعارف
wanted clerks دبیر یا نویسنده لازم است
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
phraseologist جمله ساز نویسنده ناصادق
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
comedist نویسنده نمایشهای خنده دار
city editor نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
memorialist نویسنده یاد بود یا لوحه
magazin نویسنده مقاله برای مجله
dramaturge نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
tragedian نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
heading تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
interactive سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
headings تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
free lance مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
publicist نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
symbolist نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
liter any executor کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
jude یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
publicists نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
holotype نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
copyrights اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
'The Catcher in the Rye' [by Salinger / work title] ! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت ! [نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
copyright اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyrights اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
contra preferentum rule درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
shareware نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
bakuninism اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
grub مزدور نویسنده مزدور
grubs مزدور نویسنده مزدور
grubbed مزدور نویسنده مزدور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com