Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tragedian
نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
Other Matches
comedist
نویسنده نمایشهای خنده دار
tragedienne
بازیگر تراژدی
penster
نویسنده بویژه نویسنده مزدور
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
buskin
تراژدی
tragicomedy
تراژدی کمدی
trilcgy
سه تراژدی پی درپی
trilogy
سه نمایش تراژدی
trilogies
سه نمایش تراژدی
tragicomedies
تراژدی کمدی
tragically
بشکل تراژدی
hamlets
نام قهرمان ونمایشنامه تراژدی شکسپیر
hamlet
نام قهرمان ونمایشنامه تراژدی شکسپیر
comedians
نوینسده نمایشهای خنده دار
comedians
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
comedian
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
comedian
نوینسده نمایشهای خنده دار
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
comedienne
زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
soap operas
نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
soap opera
نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
comediennes
زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
repertoire
فهرست نمایشهای اماده برای نمایش دادن
stair stepping
روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
kentish fire
محلهای پی درپی وجمعی نمایشهای پی درپی وگروهی
writer
نویسنده
quill driver
نویسنده
authoress
نویسنده زن
scrivener
نویسنده
composers
نویسنده
penwoman
زن نویسنده
penman
نویسنده
scribbler
نویسنده بد
composer
نویسنده
writers
نویسنده
author
نویسنده
wordsmith
نویسنده
craftsmen
نویسنده
craftsman
نویسنده
authors
نویسنده ها
writers
نویسنده ها
the present writer
نویسنده
neoteric
نویسنده تازه
hacks
نویسنده مزدور
author
نویسنده موسس
hack
نویسنده مزدور
report writer
نویسنده گزارش
technical writer
نویسنده فنی
devil
نویسنده مزدور
devils
نویسنده مزدور
fantast
نویسنده خیالپرست
garreteer
نویسنده بی نوا
drafter
نویسنده پیام
hacked
نویسنده مزدور
headliner
نویسنده سرمقاله روزنامه
encyclopaedist
نویسنده دایره المعارف
bel esprit
سخنران یا نویسنده باذوق
idem
همان نویسنده در همانجا
hagiologist
نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
pen-names
نام مستعار نویسنده
pen-name
نام مستعار نویسنده
pen name
نام مستعار نویسنده
mannerisms
سبک بخصوص نویسنده
mannerism
سبک بخصوص نویسنده
to make good as a writer
نویسنده موفقی شدن
librettists
نویسنده اشعار اپرا
librettist
نویسنده اشعار اپرا
nomographer
نویسنده کتاب درباره
auctorial
منسوب به نویسنده یا مولف
matthew
نویسنده انجیل متی
miscellanist
نویسنده مطالب مختلف
reporter
جمله ساز نویسنده ناصادق
authorial
موبوط به مصنف یا نویسنده
city editor
نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
hagiographer
نویسنده شرح حال مقدسین
memorialist
نویسنده یاد بود یا لوحه
He fabcies himself as a writer (author).
به خیال خودش نویسنده است
screenwriter
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
phraseologist
جمله ساز نویسنده ناصادق
posthumous
منتشر شده پس از مرگ نویسنده
screenwriters
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
magazin
نویسنده مقاله برای مجله
wanted clerks
دبیر یا نویسنده لازم است
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
dramaturge
نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
belletrist
نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
free lance
مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
think piece
مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
heading
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
headings
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
ethic
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
symbolist
نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
publicists
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
liter any executor
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
publicist
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
jude
یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
holotype
نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
copyrights
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
actors
بازیگر
actor
بازیگر
stager
بازیگر
performing
بازیگر
fielder
بازیگر
puppeteer
بازیگر
player
بازیگر
puppeteers
بازیگر
mummer
بازیگر
booter
بازیگر
homebrew
بازیگر محلی
dubbed
بازیگر ضعیف
come back
بازگشت بازیگر
homebred
بازیگر محلی
walk-on
بازیگر فرعی
player's number
شماره بازیگر
extra cover
بازیگر بل گیر
headhunter
بازیگر خشن
hattrick
بازیگر سه گله
veterans
بازیگر با تجربه
veteran
بازیگر با تجربه
hatchetman
بازیگر خشن
halfback
بازیگر میانی
club player
بازیگر باشگاهی
tennist
بازیگر تنیس
oddsmaker
بازیگر شاخص
backup
جانشین بازیگر
backman
بازیگر مدافع
ride the bench
بازیگر ذخیره
second string
بازیگر ذخیره
protagonists
بازیگر عمده
protagonist
بازیگر عمده
sand bagger
بازیگر گول زن
leading lady or man
بازیگر عمده
poloist
بازیگر واترپولو
ball player
بازیگر با توپ
laxman
بازیگر لاکراس
body checker
بازیگر تنه زن
homeling
بازیگر خودی
wingman
بازیگر گوش
substituting
تعویض بازیگر
send off
اخراج بازیگر
send-off
اخراج بازیگر
substituted
تعویض بازیگر
duffer
بازیگر متوسط
send-offs
اخراج بازیگر
cricketers
بازیگر کریکت
cricketer
بازیگر کریکت
mans
بازیگر تیم
outed
اخراج بازیگر
duffers
بازیگر متوسط
substituting
بازیگر ذخیره
outside forward
بازیگر گوش
substituted
بازیگر ذخیره
substitute
تعویض بازیگر
substitute
بازیگر ذخیره
winger
بازیگر گوش
wingers
بازیگر گوش
out-
اخراج بازیگر
man
بازیگر تیم
dub
بازیگر ضعیف
uncovered
بازیگر مهانشده
freeing
بازیگر ازاد
freed
بازیگر ازاد
free
بازیگر ازاد
numbers
شماره بازیگر
number
شماره بازیگر
sub
بازیگر ذخیره
sub
تعویض بازیگر
subs
بازیگر ذخیره
subs
تعویض بازیگر
out
اخراج بازیگر
frees
بازیگر ازاد
skulls
ضربه به سر بازیگر
third home
بازیگر مهاجم
skull
ضربه به سر بازیگر
dubs
بازیگر ضعیف
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
free agents
بازیگر بدون قرارداد
caddies
حامل وسایل بازیگر
enforcer
بازیگر انتقامجوی خشن
center forward
بازیگر نوک حمله
flankerback
بازیگر میانی جناح
breakaway
حمله یک یا چند بازیگر
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
double foul
خطای هم زمان دو بازیگر
favorite
بازیگر یا تیم محبوب
equipment bag
ساک دستی بازیگر
free agent
بازیگر بدون قرارداد
off wing
محل بازیگر گوش
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
activate
بازگشت بازیگر به زمین
pull
بیرون کشیدن بازیگر
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com