English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English Persian
neographism نویسه تراشی
Other Matches
letters نویسه
letter نویسه
grapheme نویسه
character نویسه
omid نویسه
characters نویسه
thumbhole نویسه نما
thumb index نویسه نما
transliteration نویسه گردانی
treatises دانش نویسه
treatise دانش نویسه
grapheme یکی از حروف الفباء نویسه
rationalization دلیل تراشی
shaping صفحه تراشی
neologism واژه تراشی
neologisms واژه تراشی
neolalia واژه تراشی
redressing باز تراشی
shaved ریش تراشی
shaves ریش تراشی
shave ریش تراشی
shaving اصلاح صورت تراشی
moon knife چاقوی پوست تراشی
bush-hammered ابزار سنگ تراشی
blocking-out قلم سنگ تراشی
pullery کارگاه پوست تراشی
stone work جایگاه سنگ تراشی
To raise difficulties . To creat obstacles. اشکال تراشی کردن
razor تیغ صورت تراشی
razors تیغ صورت تراشی
granulating hammer تیشه سنگ تراشی
grainer تیغ پشم تراشی
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
crandall چکش سنگ تراشی
sophistry زبان بازی برهان تراشی
sculptures پیکر تراشی سنگتراشی کردن
sculpture پیکر تراشی سنگتراشی کردن
sculpture in miniature پیکر تراشی کوچک اندام
statuary مجسمه ساز هیکل تراشی
carver قلم سنگ تراشی سازنده
kevel چوب یکنوع تیشه برای سنگ تراشی
parpen سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
transliterate عین کلمه یاعبارتی را اززبانی بزبان دیگر نقل کردن حرف بحرف نقل کردن نویسه گردانی کردن
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com