Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
paleface
نژاد سفید پوست
Other Matches
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
white civilization
تمدن نژاد سفید
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
amerind
نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
Afrikaner
سفید پوست
whity
سفید پوست
Afrikaners
سفید پوست
whitey
سفید پوست
Afrikaners
سفید پوست هلندینیا
Afrikaner
سفید پوست هلندینیا
buckra
مرد سفید پوست
miscegenation
ازدواج سفید پوست با فردی ازنژاد دیگر
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
epistasy
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasis
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
watermarks
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermark
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
leukon
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
platina
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes
سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
leukocyte
گویچه سفید خون گلبول سفید خون
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
peels
پوست انداختن پوست
peel
پوست انداختن پوست
races
نژاد
descent
نژاد
issue
نژاد
blood
نژاد
origin
نژاد
origins
نژاد
raced
نژاد
Lurs
نژاد لر
phylon
نژاد
phylum
نژاد
issues
نژاد
descents
نژاد
issued
نژاد
race
نژاد
strains
نژاد
stirps
نژاد
strain
نژاد
siblings
هم نژاد
congenerous
هم نژاد
sibling
هم نژاد
full blooded
از نژاد اصیل
Normans
از نژاد نرمان
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
Norman
از نژاد نرمان
Slavs
از نژاد اسلاو
mutts
سگ پست نژاد
master race
نژاد برتر
genocide
نژاد زدایی
mutt
سگ پست نژاد
ethnocentrism
نژاد پرستی
purebred
پاک نژاد
outcrossing
پیوند دو نژاد
highborn
نیک نژاد
mongrel
پست نژاد
mongrels
پست نژاد
full blood
نژاد خالص
genocide
نژاد ستیزی
eugenics
اصلاح نژاد
Slav
از نژاد اسلاو
the black race
نژاد سیاه
ethnocentric
نژاد پرست
anglian
مربوط به نژاد
ethnography
نژاد پرستی
racism
نژاد پرستی
half breed
از نژاد مختلف
pedigrees
ریشه نژاد
ethnology
نژاد شناسی
racist
نژاد پرست
pedigree
ریشه نژاد
Celts
نژاد سلت
underbred
از نژاد غیراصیل
racists
نژاد پرست
Celt
نژاد سلت
full-blooded
پاک نژاد
biotype
جانداران هم نژاد
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
bon ton
خوش نژاد اشرافی
schnauzer
سگ " تری یر "المانی نژاد
top dog
نژاد یا شخص غالب
creole
دارای نژاد مخلوط
creoles
دارای نژاد مخلوط
akkadian
نژاد اکد یا اکاد
semitics
نژاد شناسی سامی
humankind
بشریت نژاد انسان
africander
افریقایی فرنگی نژاد
skinhead
رذل نژاد پرست
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
interbreed
اصلاح نژاد کردن
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
of alow parentage
فرومایه پست نژاد
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
game fowl
نژاد خروس جنگی
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
skinheads
رذل نژاد پرست
hamitic
مربوط به نژاد حام
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
Celtic
وابسته به نژاد سلت
jersey giant
نژاد ماکیان خانگی بزرگ
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
wiltshire
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
broodmare
مادیان برای تولید نژاد
hamp shire
نژاد خوک سیاه امریکایی
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
Semitic
از نژاد سام بن نوح زبان سامی
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
studhorse
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
amphimictic
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
melanochroi
سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
hoary
سفید
alabastrine
سفید
blank cheque
چک سفید
blank cheques
چک سفید
hoary headed
مو سفید
whiting
گچ سفید
minever
خز سفید
blank check
چک سفید
miniver
خز سفید
shiro
سفید
sow white
سفید
white tailed
دم سفید
white
سفید
whitest
سفید
blank
سفید
whiter
سفید
snowy
سفید
blankest
سفید
chalked
گل سفید
chalk
گل سفید
snow-white
سفید
chalking
گل سفید
chalks
گل سفید
silvery
سفید
galvanised
سفید کردن
mulberry
توت سفید
garnishes
پارچه سفید
galvanises
سفید کردن
galvanising
سفید کردن
mulberries
توت سفید
snow-white
سفید برفی
kerosone
نفت سفید
king's spear
سوسن سفید
leucophlegmasia
التهاب سفید
impudent
چشم سفید
light bread
نان سفید
kerosine
نفت سفید
madonna lily
گل سوسن سفید
galvanizes
سفید کردن
kerosene
نفت سفید
galvanize
سفید کردن
lily white
خیلی سفید
garnished
پارچه سفید
white elephants
فیل سفید
white elephant
فیل سفید
lilies
سوسن سفید
lily
سوسن سفید
black and white
سیاه و سفید
carte blanche
کارت سفید
carte blanche
کاغذ سفید
ragstone
سنگ سفید
ratch
علامت سفید
white lie
دروغ سفید
white lies
دروغ سفید
white meat
گوشت سفید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com