Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (5 milliseconds)
English
Persian
red herring
نکته انحرافی
Other Matches
diversion dam
سد انحرافی
diversionary attack
تک انحرافی
diversionary
انحرافی
diversion flume
ناودان انحرافی
diversion cannel
کانال انحرافی
coffer dam
سد انحرافی موقت
diq
هوشبهر انحرافی
delivery cannel
نهر انحرافی
asymmetrical sweep
لغزش انحرافی
detours
راه انحرافی
DIVERSION
مسیر انحرافی
sidespin
چرخش انحرافی
shunt winding
مغناطیسی انحرافی
detour
راه انحرافی
deviation iq
هوشبهر انحرافی
detours
جاده یا مسیر انحرافی
detour
جاده یا مسیر انحرافی
jab kick
ضربه انحرافی کوتاه
plane of asymmetry
سطح مسیر لغزش انحرافی
shunt wound
دارای سیم پیچ مغناطیسی انحرافی
asymmetrical sweep
باد انحرافی لغزش هواپیما از مسیر
letter for letter
<adv.>
نکته به نکته
poniter
نکته
verbatim
<adv.>
نکته به نکته
to the letter
<adv.>
نکته به نکته
faithfully
<adv.>
نکته به نکته
remarks
نکته
remarking
نکته
remarked
نکته
remark
نکته
exactly
<adv.>
نکته به نکته
MOT
نکته
MOTs
نکته
word for word
<adv.>
نکته به نکته
point
نکته
quodlibet
نکته قابل
an inappropriate remark
نکته ای بیجا
scrutator
نکته سنج
an uncalled-for remark
نکته ای ناخوانده
quodlibet
نکته عالی
punctiliousness
نکته گیری
prigs
نکته گیر
nicely
نکته باریک
niftiest
نکته دان
niftier
نکته دان
prig
نکته گیر
generality
نکته کلی
nifty
نکته دان
finesse
نکته بینی
generalities
نکته کلی
punctiliously
نکته سنج
punctilious
نکته سنج
mosul
نکته کلمه
punctual
لایتجزی نکته دار
hypergnosia
نکته پردازی بیمارگون
shortcoming
نکته ضعف کمبود
epigrammatical
نکته دار هجوامیز
particular
دقیق نکته بین
get to the heart of
<idiom>
مهمترین نکته را گرفتن
gist
لب کلام نکته مهم
to split hairs
نکته گیری کردن
subtility
نکته باریک دقیقه
shortcomings
نکته ضعف کمبود
hypergnosis
نکته پردازی بیمارگون
to come straight to the point
<idiom>
مستقیما
[رک ]
به نکته اصلی آمدن
punctilio
نکته دقیق در ایین رفتار
It is a very subtle point.
نکته بسیار ظریفی است
that point was of p interest
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
I'll give you that
[much]
.
دراین نکته اعتراف می کنم
[که حق با تو است]
.
hit the high spots
<idiom>
روی نکته اصلی تمرکز کردن
talking point
نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
there is time and place for everything
<proverb>
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
talking points
نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
diversionary landing
فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
to beg the question
نکته مورد منازعه رامسلم فرض کردن
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
he rode me off on a side issue
نکته فرعی پیش اورده مراازاصل مطلب پرت کرد
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
technicalities
اصطلاحات فنی نکته فنی
technicality
اصطلاحات فنی نکته فنی
saliency
نکته برجسته موضوع برجسته
salience
نکته برجسته موضوع برجسته
point
اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com